صد و چهاردهیمن شماره مجله "ادبیات داستانی" توسط سوره مهر منتشر شد.

ادبیات داستانی در شماره 114 مطالب متنوعی در بخش‌های داستان، مقاله، نقد، گفتگو، اخبار و گوناگون به چاپ رسانده است.

داستان‌هایی از علی اکبر والایی، منصور ایمانی، بیژن کیا، نویدا هادیان، الیسن برنت، هلن سیمسون و...، مقالاتی درباره "حقیقت مانندی در ساحت اندیشگی مولوی"، "درآمدی بر ادبیات انقلاب اسلامی" (نوشته نجیب الکیلانی)، "کوتاه و گزیده گویی در داستان نویسی" (سیدمحمود سجادی) و "پیشینه، نقش و اهمیت داستان در زندگی انسان" (محمدرضا سرشار) از جمله مطالب این شماره اند.

نقد رمان "قصر" فرانتس کافکا نوشته محمدرضا سرشار و شهریار زرشناس، نقد رمان "اسماعیل" امیرحسین فردی و نقد "استخوان خوک و دست های جذامی" مصطفی مستور برخی مطالب بخش نقد این شماره را تشکیل می دهد.

"ادبیات داستانی" تیرماه (شماره 114) به سردبیری محمدرضا سرشار در 160 صفحه و با بهای 1200 تومان عرضه شده است.
 

و عناصر و دیدگاه‌های مطرح‌شده را روشمند كرد، درست همان‌طوركه دكارت با «كوجیتو» مساله تشكیك را كه پیش از او محمد غزالی، آگوستین و دیگران بر آن اندیشه گماشته بودند‌، روشمند كرد... این شاعران خودخوانده برای بی‌اهمیت نشان دادن ایرادات و سستی سروده‌های‌شان «پیرمرد» را سپر بلا كرده‌اند و نام لغزش‌های خود را زیر پوشش اصطلاحاتی مانند «گسترش دستور زبان»، ‌«آشنایی‌زدایی»، ‌«حس‌آمیزی» و امثال اینها پنهان می‌سازند. ...
دشنام‌های ناموسی، حالا رسیده است به شعارهای ضد میهنی... حذف نود فقط بر می‌گشت به حذف مرجعیت اجتماعی به دست گروهی که هیچ مرجعیتی نداشتند!... یک شترمرغ می‌آورم که در یک مسابقه‌ی رقاصی برنده شده است.... در ارشاد کسی می‌نشست که ماموریت‌ش کشیدن ماژیک روی تصاویر زنان برهنه‌ی مجلات بود... هیچ‌کدام در هیچ کاری حرفه‌ای نشدید... با ستاره مربع این بحران را حل کن مدیر شبکه! ...
برای وصل‌کردن آمده بود، وقتی همه در پی فصل بودند. سودای «مکتب تلفیق» داشت، وقتی «مکتب تفکیک» فراتر از نام یک جریان فکری، توصیفی بود برای کنش غالب فعالان مذهبی و سیاسی. دنبال تطبیق بود. دنبال جوش‌دادن... منبر جای حدیث و آیه و تفسیر است، جای نصیحت و تذکر... موعظه‌ی واعظ قرار است کسی که پای منبر نشسته را متنبّه کند؛ نه آن‌که او را بشوراند. باید به آرامش برساندش، نه آن‌که به هیجان. ...
«مراقب قدرت دایره‌ها باش!» این توصیه‌ی مادربزرگ شافاک به نوه‌ی دختری‌اش است. به نظر او هر یک از ما درون یک مجموعه دایره زندگی می‌کنیم. دایره‌هایی که اگر مراقب منطقه نفوذ و حدود آنها نباشیم؛ خطر مرگ ما را تهدید می‌کند. مرگی در سکوت و بی‌ هیاهو... ...
نوشتن برایم هم دشوار است و هم آسان... با آثار هنری، كتاب و آدم‌های بی‌نظیری هم برخورد كرده‌ام اما در لحظه‌ای اشتباه و هیچ اتفاقی نیفتاده است... كلاس درس پادزهری است برای داشتن سیاستمدارهایی كه داریم و اتفاق‌هایی كه در جهان اطراف‌مان روی می‌دهد. ...