رمان «جنایت و مکافات» نوشته فیودور داستایفسکی با ترجمه احد علیقلیان توسط نشر مرکز به چاپ یازدهم رسید.

به گزارش خبرنگار مهر، داستان این‌رمان که یکی از معروف‌ترین آثار ادبیات جهان است،‌ درباره مردی دانشجو به‌نام راسکولنیکف است که به‌خاطر اصولش، مرتکب قتل پیرزنی رباخوار می‌شود و باید مکافات عمل پس بدهد. «برادران کارامازوف» هم اثر دیگر داستایفسکی است که با ترجمه همین‌مترجم توسط نشر مرکز چاپ شده است.

چاپ یازدهم ترجمه علیقلیان از «جنایت و مکافات» با ۷۳۰ صفحه و قیمت ۹۸ هزار و ۵۰۰ تومان عرضه شده است.

«روز دیگر شورا» کتاب دیگری است که این‌ناشر به‌تازگی نسخه‌های تجدیدچاپ آن را به بازار نشر عرضه کرده است. این‌کتاب که رمان جدید فریبا وفی است، بهمن‌ماه ۹۸ به بازار آمد و اکنون به چاپ دوم رسیده است.

این‌رمان درباره زندگی زنی به‌نام شورا است و چالش‌های زندگی این‌زن، مشکلات و ناآرامی‌های درونش را روایت می‌کند. در «روز دیگر شورا»، ضمن پرداختن به زندگی شخصیت شورا، مسائل اجتماعی معاصر نیز مطرح می‌شوند.

چاپ دوم این‌کتاب با ۳۲۸ صفحه و قیمت ۵۱ هزار و ۵۰۰ تومان به کتابفروشی‌ها آمده است.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...