کتاب «فیلسوف و گرگ» نوشته مارک ‌رولندز[Mark Rowlands] با ترجمه شهاب‌الدین عباسی توسط نشر خزه منتشر و راهی بازار نشر شد.

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، «فیلسوف و گرگ» [The philosopher and the wolf] سومین کتابی است که نشر خزه در قالب عناوین مجموعه «پیاده‌روی با فلسفه» چاپ می‌کند. پیشتر از این مجموعه و با قلم همین مترجم، کتاب‌های «سرهم‌بندی نکن» (ایده‌هایی عجیب از فیلسوفان بزرگ تاریخ) نوشته گری هیدن و «زندگی زیبای من» نوشته داویده کالی، پردراگ چیچوواتسکی و یاهوی لو، به چاپ رسیده‌اند.

 «فیلسوف و گرگ» [The philosopher and the wolf] Mark Rowlands

بناست در همین‌مجموعه، کتاب‌های «دور دنیای فلسفه در هشت روز» (سفری به چند هزار سال تاریخ اندیشه در غرب و شرق) نوشته دِیو رابینسون و ریچارد آزبرن و همچنین «جستجوگر» (داستان شاهزاده‌ای که می‌خواست از رنج جهان بکاهد) نوشته جِین هوپ نیز منتشر شوند.

«فیلسوف و گرگ» با عنوان فرعی «درس‌هایی از حیات وحش درباره‌ عشق، مرگ و خوشبختی»، درباره‌ ارتباط یک فیلسوف و گرگی به نام برنین است. داستان این‌ارتباط هم از این‌قرار است که پس از آن‌که مارک رولندز ، بچه‌گرگی خرید و به خانه برد، خیلی زود متوجه شد که نمی‌تواند گرگ را در خانه تنها بگذارد، چون دمار از روزگار وسایل خانه درمی‌آورد! در نتیجه، مارک و برنین همیشه با هم بودند، حتی وقتی مارک در کلاس‌های دانشگاه، فلسفه درس می‌داد! زندگی برنین با مارک رولندز و مرگ این گرگ، تأثیری عمیق بر شخصیت و تفکر فلسفی رولندز گذاشت و او را به ارزیابی مجدد نگرش‌اش نسبت به عشق، خوشبختی، طبیعت و مرگ سوق داد.

مارک رولندز نویسنده این‌کتاب، متولد ۱۹۶۲، استاد فلسفه در دانشگاه میامی است که تا به حال کتاب‌های متعدی در زمینه‌ فلسفه‌ ذهن، جایگاه اخلاقی حیوانات، و نقد فرهنگی منتشر کرده است. جمله «حقوق حیوانات» (۱۹۹۹)، «ماهیت آگاهی» (۲۰۰۱)، «شهرت» (۲۰۰۸)، «علم جدید ذهن» (۲۰۱۰) و «آیا حیوانات می‌توانند اخلاقی باشند؟» (۲۰۱۲) از جمله آثار این‌مولف هستند. اما شهرت او بیشتر مرهون کتاب «فیلسوف و گرگ» (۲۰۰۸) است که بارها به چاپ رسیده و به یک کتاب پرفروش بین‌المللی تبدیل شده است.

ترجمه فارسی این‌کتاب با ۱۳۶ صفحه و قیمت ۲۰ هزار تومان منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...