کتاب «آشپزی و مزاج‌شناسی خوراک‌های ایرانی» در ۲ هزار نسخه توسط انتشارات میرماه منتشر شد.

آشپزی و مزاج‌شناسی خوراک‌های ایرانی

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، در این کتاب پس از شرحی از ویژگی‌های هر استان، تعدادی از غذاهای معروف آن استان معرفی و طرز پخت آن توضیح داده شده سپس به مزاج شناسی آن غذا پرداخته شده است.

کتاب «آشپزی و مزاج شناسی خوراک‌های ایرانی» نوشته نسرین صالحی، داود حاج محمدخانی و مهناز جوادبلاغی به قیمت ۴۰ هزار تومان منتشر شده است.

داود حاج محمدخانی یکی از نویسندگان این کتاب در بخشی از مقدمه این کتاب نوشته است: «این کتاب هدف‌هایی دارد از جمله احیا، یادآوری و آموزش مجدد خوراک های سنتی ایران، کمک به ترویج فرهنگ سالم آشپزی توجه به اصول تغذیه در پخت، ترکیب و آماده سازی خوراک های ایرانی، ترویج فرهنگ گردشگری بر اساس اصول تغذیه و آشنایی گردشگران با خوراک های محلی هر منطقه، تذکر و توجه به منع یا تشویق مصرف کننده به رعایت برخی نکات در طبخ غذا براساس مبانی طب سنتی و ….

در بررسی محتوای این کتاب به نکات خاصی از تجربه‌های صحیح و علمی گذشتگان در تنظیم برنامه غذایی به جهت حفظ سلامت برخورد می‌کنیم که قابل تأمل است از جمله: تغییرات غذایی در ادوار گوناگون، منحصر به فرد بودن غذا با توجه به امکانات محیطی در برخی از استان‌ها، و سازگاری خوراک های سنتی با مزاج اقلیم، بیماری‌ها و شرایط هر منطقه.

این نکات بود که تغییرات غذاهای سنتی و محلی به ویژه در سالهای اخیر از باب مد یا تزئین و یا ذائقه غذایی صورت پذیرفته و کمتر مصدر علمی داشته است. برخی تذکرات از قبیل حذف و یا منع مواد غذایی برای مثال تخم مرغ و گوشت به ذائقه افراد خوشایند نیست ولی رعایت آن در کتب طب سنتی الزامی است.

شناخت مزاج با طبیعت غذا قطعی نیست و حذف شرایط فرآوری، پیمانه اندازه گیری، نوع و یا کهنه بودن مواد تشکیل دهنده اقلیم فرآوری غذا و … می‌تواند تغییر کند. برای مثال برنجی که در جنوب ایران کشت می‌شود با برنج شمال تفاوت‌های مزاجی دارد برای بیان این مطلب مجبور شدیم از برخی اصطلاحات طب سنتی فاصله بگیریم و از اصطلاحات طب رایج به جهت فراگیر بودن درک موضوع استفاده کنیم.»

................ هر روز با کتاب ...............

غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...