کتاب «محاصره سارایوو» نوشته کاوه ذاکری، اولین کتاب خاطرات و روایتگری یک نیروی مستشار ایرانی از فعالیت‌های ایران در جنگ بوسنی و هرزگوین حد فاصل سال‌های ۱۹۹۲ تا ۱۹۹۵ میلادی منتشر شد.

محاصره سارایوو» نوشته کاوه ذاکری

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر،
کاوه ذاکری در این کتاب، تحقیق دقیقی ارائه داده از چگونگی سیر و مراحل جنگ و قرارداد صلح دیتون که منجر به پایان جنگ شد.

ذاکری که مدرس تخریب و انفجار بوده، در بوسنی، نظامیان و داوطلبان مردمی را با نحوه خنثی کردن مین‌ها و تله‌های انفجاری آشنا می‌کرده است. او در کنار این آموزش‌ها به کمک رسانی و توزیع اقلام ضروری زندگی در میان مردم جنگ زده بوسنی هم می‌پرداخته است.

کتاب «محاصره سارایوو» مملو از وقایع تلخ و شیرین است و صداقت و صمیمیت و مردمی بودن روحیه نویسنده باعث می‌شود کتاب برای خواننده خواندنی و عبرت آموز شود.

در بخشی از این کتاب آمده: «ناگهان سرتاسر کانال توسط نور افکن زره‌پوش‌های سازمان ملل UN) ) روشن شد. جمعیت به نشانه تسلیم دست‌هایشان را بالا بردند. فرمانده و بقیه، جعبه‌های مهمات را زمین انداختند. چند سنگر تجمعی و حفره روباهی در کنار کانال وجود داشت. اوضاع را که اینگونه دیدم، سریع داخل یکی از سنگرها رفتم. فرمانده گفت کجا می‌روی؟ دنبال ما بیا! اما من اعتنا نکردم. چند دقیقه بعد نیروهای سازمان ملل آمدند و همه جمعیت را با خودشان بردند. حال من مانده بودم در معرکه جنگ، میان صرب‌ها، مسلمانان و نیروهای سازمان ملل متحد.»

انتشارات سوره مهر این کتاب را با ۴۶۸ صفحه با قیمت ۶۰ هزار تومان منتشر کرده است.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...