کتاب «خانم فردا کوچ است» سفرنامه‌ی سکینه‌سلطان (وقارالدوله) توسط نشر اطراف منتشر شد.

خانم فردا کوچ است» سفرنامه‌ی سکینه‌سلطان (وقارالدوله)

به گزارش کتاب نیوز، «خانم فردا کوچ است» جلد سوم از مجموعه‌ی «سفرنامه‌های قدیمی زنان» است. این کتاب حاصل تلاش پژوهشی استاد رسول جعفریان و کیانوش کیانی و ویرایش و تدوین زهرا صالحی‌زاده است.‬ از این مجموعه پیش از این «چادر کردیم رفتیم تماشا» و «سه روز به آخر دریا» منتشر شده است.

سکینه سلطان ملقب به وقارالدوله از همسران ناصر‌الدین شاه است و این کتاب شرح سفر او به مکه و عتبات است. وقارالدوله سفرش‌ را چهار سال بعد از کشته شدن ‌شاه و زمانی که به همسری معتصم‌الملک درآمده، شروع می‌کند ولی همچنان در این سفر به یاد ناصرالدین‌شاه است و خاطراتی از او ذکر می‌کند.

برشی از کتاب:

«دوتا كوه چنان نزديك هم شده بودند، انگار مي‌خواستند به گوش همديگر حرف بزنند. اين زوار فضولي كرده از ميان اين دو كوه رد مي‌شدند، نمي‌گذاشتند كه حرف اين‌ها تمام بشود. ما هم مثل همه فضولي كرده از ميان اين دو كوه رد شده اما شنيدم كه با هم مي‌گفتند صحراي پشت من بهتر است. او مي‌گفت صحراي پشت من خوب‌تر است.»

«خانم فردا کوچ است» در 198 صفحه با قیمت 26هزار تومان و توسط نشر اطراف منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...