خبرگزاری میراث: "بادبادک باز"، کتاب معروفی که خالد حسینی آن را در سال 2003 به رشته تحریر در آورده است، در رأی گیری گروه های کتابخوانی اورنج و پنگوئن انگلستان به عنوان محبوب ترین و پرخواننده ترین کتاب سال 2006 شناخته شد.
حسینی، نویسنده افغانی الاصل در این باره به روزنامه ایندیپندنت گفت:« از این که بیشترین رأی این گروه ها را بدست آورده ام، هیجان زده شده ام و افتخار می کنم که در میان این همه رمان برجسته، بادبادک باز بیشترین سر و صدا را به راه انداخته است.»
این نویسنده برجسته درباره این گروه های کتابخوانی توضیح داد:« این گروه ها از کتاب و کتابخوانی تجلیل می کنند بنابراین برگزیده شدن از سوی افرادی که دائماً جریان های مربوط به کتاب و ادبیات را دنبال می کنند و کتابهای زیادی را برای انتخاب در دست دارند، برای من معنای زیادی را دربردارد.»
در این رأی گیری کتاب "همسر مسافر زمان" اثر آدری نیفنگر مقام دوم و کتابهای "جزیر کوچک" اثر آندره لوی و "باید درباره کوین صحبت کنیم" اثر لیونل شریور به طور مشترک مقام سوم را کسب کردند.
این در حالی است که رمانهای نویسندگان معروفی چون هارپر لی و مارینا لویکا در جایگاه های پایین تری در میان شش کتاب برتر این گروه ها قرار گرفتند.

هفته‌هاست که حتی یک ماهی نیامده است که به طعمه‌ی قلاب‌های او دهن بزند، ولی ناامید نمی‌شود و برای بار هشتاد و پنجم راه دریا را در پیش می‌گیرد... وقت ظهر، ماهی بزرگی به قلاب می‌اندازد... ماهی در اعماق حرکت می‌کند و قایق را به دنبال خود می‌کشد...ماهی‌گیر پیر زمزمه می‌کند: «ای ماهی، من دوستت دارم و احترامت می‌گذارم، خیلی احترامت می‌گذارم. ولی تو را خواهم کشت»... ماهی سیمین‌فامْ سرانجام خط‌های ارغوانی پوست خود را بر سطح دریا نشان می‌دهد ...
به رغم کم‌حجم بودنش در واقع یک کتابخانه عظیم است... یکی از چالش‌های زمخشری در تفسیر کشاف این بود که مثلا با عرفا گلاویز است، چون عقل کلی که عرفا مطرح می‌کنند برای‌شان قابل قبول نیست... از لحاظ نگرشی من اشعری هستم و ایشان گرایشات اعتزالی دارد... حاکم مکه وقتی می‌بیند زمخشری به مکه می‌رود، می‌گوید اگر تو نمی‌آمدی، من می‌خواستم به خوارزم بیایم و تقاضا کنم این متن را به پایان برسانی... هنوز تصحیح قابل قبولی از آن در اختیار نداریم ...
نخستین بخش از سه‌گانه‌ پی‌پی جوراب‌بلند در کشتی و پی‌پی جوراب‌بلند در دریاهای جنوب... دخترکی نه‌ساله به تنهایی در خانه‌ای چوبی در وسط باغی خودرو، واقع در یکی از شهرهای کوچک سوئد، زندگی می‌کند... تقریباً یتیم است، زیرا که مادرش مرده است و پدرش در جزیره‌ی دوردستی در آفریقا حکومت می‌کند... با شادی آمیخته به ترس خود را به دست ماجراهای افسارگسیخته‌ای می‌سپارند... برداشت‌های سنتی از تعلیم و تربیت را دگرگون می‌کند ...
شرکت در اعتصابات کارگری، میل به گیاه‌خواری، بستری‌شدن در تیمارستان، تمایلات همجنس‌گرایانه و… وجوه اشتراکی است که تشخیص راوی، اف، پیرمرد منحرف و نیز پیرمردی که سردسته‌ تروریست‌ها خوانده می‌شود را از یکدیگر برای مخاطب با دشواری همراه می‌کند... تصمیم او مبنی بر تطهیر روح خود از طریق خودآزاری جسمی بهانه‌ای می‌شود تا راوی با تعابیر طنزآمیزی چون محراب‌های فسقلی پلاستیکی، صلیب‌های تزیینی، قدیسه تقلبی و زلم‌زیمبوهای مذهبی به تمسخر کلیسا و اربابان آن بپردازد ...
می‌خواستم از بازی سرنوشت بنویسم. از اینکه چطور فردی که خود را در آستانه مرگ می‌بیند و آماده پذیرش آن است، ناگهان... با مرگ مرتضی و به اسارت درآمدن زلیخا... با به دنیا آمدن «یوسف» بار دیگر زلیخا به زندگی برمی‌گردد... تصور معمول ما همیشه این بوده که آنچه در دوره‌های مختلف تاریخی ایران از سر گذرانده‌ایم تنها مختص به تاریخ ما و ایران زمین بوده است ...