پس از آن‌که مسئولان جایزه ادبی نلی زاکس [Nelly Sachs] ‌از اعطای جایزه نقدی به «کامیلا شمسی» [Kamila Shamsie]، برنده امسال این رویداد ادبی به دلیل فعالیت علیه اسرائیل خودداری کردند، نویسندگان از سراسر جهان حمایت خود را از او اعلام کردند.

گرمی خانه [Home fire]  کامیلا شمسی [Kamila Shamsie]

به گزارش ایسنا به نقل از گاردین، جایزه ادبی «نلی زاکس» که به نام شاعر آلمانی برنده نوبل برگزار می‌شود امسال «کامیلا شمسی» نویسنده بریتانیایی-پاکستانی را به عنوان برنده نهایی خود اعلام کرده بود، اما پس از چند روز و در تصمیمی عجیب، هیات داوران آلمانی این جایزه ادبی اعلام کرد به سبب نقش این نویسنده در بایکوت اسرائیل و فعالیت‌هایش در حمایت از مردم فلسطین، از تصمیم خود صرف نظر کرده‌ و جایزه ۱۵ هزار یورویی را به این نویسنده نخواهد داد. حالا اقدام مسئولان این جایزه ادبی واکنش بیش از ۲۵۰ نویسنده را به دنبال داشته است.

«آرونداتی روی» (برنده جایزه بوکر)، «‌جان ماکسول کوئتسی»‌ (برنده جایزه نوبل ادبیات و بوکر) و «سلی رونی»‌ (برنده جایزه انکور، ‌جایزه کتاب سال بریتانیا و کاستا) از جمله نویسندگانی هستند که حمایت خود را از «‌کامیلا شمسی»‌ اعلام کرده‌اند.

این چهره‌ها به همراه نویسندگانی دیگری از جمله «نوآم چامسکی»‌،‌ «یان مارتل»‌، ‌«جنت وینترسون» و «بن اوکری»‌ در نامه سرگشاده‌ای که بیست وسوم سپتامبر در وب‌سایت «لاندن ریویو آو بوکس» (London Review of Books) منتشر شده است، بیان کردند: «مسئولان جایزه «نلی زاکس»‌ تصمیم‌ گرفته‌اند یک نویسند را برای حمایت از حقوق بشر مجازات کنند.»‌

 نام «مایکل اونداتیه» که از برندگان پیشین این جایزه است نیز به عنوان یکی از حامیان «کامیلا شمسی» در این نامه سرگشاده دیده می‌شود.

حامیان «‌شمسی» این سوال را مطرح می‌کنند که «معنای یک جایزه ادبی که حق حمایت از حقوق بشر و  اصول اولیه آزادی بیان و آزادی انتقاد را زیر سوال می‌برد،‌ چیست؟ بدون وجود این ارزش‌ها، هنر  و ادبیات به خوشگذرانی‌هایی بی‌معنی تبدیل می‌شوند.»

امضای بیش از ۱۰۰ نویسنده تنها یک روز پس از دست به دست شدن این نامه توسط «أهداف سویف» و «عمر رابرت همیلتون»‌ - موسسان فستیوال ادبیات  فلسطین –  در نامه سرگشاده به ثبت رسید.

ابطال جایزه «شمسی» را می‌توان عواقب «ضدیهودی» خواندن جنبش تحریم و بایکوت اسرائیل در پارلمان آلمان در ماه می تلقی کرد.

بنا بر اعلام، جایزه ادبی «نلی زاکس» به یاد شاعر برنده نوبل توسط شهر دورتموند آلمان به نویسندگانی تعلق می‌گیرد که در جهت ایجاد و بهبود ارتباط فرهنگی میان افراد فعالیت می‌کنند و «میلان کوندرا» و «مارگارت اتوود» از جمله برندگان مطرح پیشین آن هستند. 

یک سخنگوی شهر «دورتموند» با اشاره به این که اعضای هیئت داوران این جایزه تصمیم‌ گرفته‌اند هیچ بیانیه‌ای جدیدی منتشر نکنند، اعلام کرد: «شورای شهر «‌دورتموند» هیئت داوران جایزه ادبی «نلی زاکس»‌ را ملزم به انتخاب یک برنده دیگر برای این دوره از جایزه کرده است.»

«کامیلا شمسی» نویسنده بریتانیایی - پاکستانی است که جایزه ادبیات داستانی زنان را در کارنامه خود به ثبت رسانده است.

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...