نمایشگاه "چهل سال اسناد تئاتر انقلاب اسلامی" که برای نخستین بار در قالب سی و هفتمین جشنواره بین‌المللی تئاتر فجر در حال برگزاری است، در بخشی از خود مروری بر تئاترهایی دارد که در این چهل سال روی صحنه رفته و بر پوستر این تئاترها اسامی چون بهزاد فراهانی، داود رشیدی، حسین محب اهری، رضا عطاران، حسن حامد، افسانه بایگان، تانیا جوهری و ... به چشم می‌خورد.

به گزارش ایسنا، نمایش «پوست یک میوه روی درخت خشکیده» نوشته ویکتور هالیم یکی از نخستین پوسترهایی است که در نمایشگاه به چشم می‌خورد. این نمایش جزو اولین نمایش‌های بعد از انقلاب است که داوود رشیدی آبان سال ۵۸، در سالن کوچک تئاتر شهر آن را روی صحنه برد.

«پوست یک میوه روی درخت خشکیده» کاری تک پرسوناژ بود که رشیدی خودش در آن بازی می‌کرد. همچنین طراحی این نمایش را امیر نادری انجام داده است.

«اژدها» با بازی زنده یاد حسین محب اهری

نمایش «اژدها» نوشته یوگنی شوارتس و با کارگردانی صدرالدین زاهد، سال ۱۳۵۸ در تالار چهارسو اجرا شده بود. تالاری که صدراالدین زاهد، یکی از موسسین آن بود.

رضا رویگری، حسین ایری، آتیلا پسیانی، فردوس کاویانی، حسین محب اهری، فرحناز منافی ظاهر از بازیگران این نمایش بودند.

گویا این نمایش با استقبال بسیار خوبی روبه‌رو شد و در آبان، آذر و دی ماه ۴۵ اجرا داشته است.

«پتک» از بهزاد فراهانی

بهزاد فراهانی یکی دیگر از چهره‌هایی است که نام او بر روی یکی از پوسترها به عنوان کارگردان دیده می‌شود.

فراهانی، شهریور سال ۵۸ نمایشی با نام «پتک» را در تالار سنگلج با بازی گروه «کوچ» روی صحنه برد، این نمایش نوشته خود فراهانی است.

«سنجاب‌ها» با بازی اکبر عبدی

یکی از پوسترها مربوط به یک تئاتر کودک و نوجوان با نام «سنجاب‌ها» است که محمود ابرهیم زاده در مقام کارگردان با طراحی ایرج رامین فر آذر سال ۵۹ در سالن اصلی تئاتر شهر آن را روی صحنه برد.

رضا رویگری، کمند امیرسلیمانی، اکبر عبدی، بیژن رحمانی، علی سلطانپور، ویدا شهشهانی برخی از بازیگران نمایش بودند.

«بارگه داد»

سعید پورصمیمی اسفند سال ۵۹، نمایش «بارگه داد» که خودش آن را نوشته، در سالن چهارسو تئاترشهر روی صحنه برد. بازیگرانی چون رضا بابک و اصغر همت در این نمایش حضور داشتند.

دو کمدی کوتاه از آنتوان چخوف

دو کمدی کوتاه از آنتوان چخوف با نام‌های «خودکشی» و «مضرات دخانیات» مهرماه سال ۵۹ در خانه نمایش اداره برنامه‌های تئاتر اجرا شدند.

«خودکشی» کاری از غلامحسین لطفی با بازی خودش و مهدی میامی روی صحنه رفت.

داریوش مودبیان نیز نمایش «مضرات دخانیات» را اجرا کرد. در این اثر از نمایشنامه‌های چخوف روابط و موقعیت انسان‌ها در یک موقعیت کمدی تلخ به چالش کشیده شده است. این نمایش را با کارگردان‌های مختلفی روی صحنه رفته است.

اکبر زنجانپور با «مرگ دستفروش»

نمایش «مرگ دستفروش یا فروشنده» یکی از مشهورترین آثار آرتور میلر نمایشنامه‌نویس آمریکایی است که تا کنون اجراهای متفاوتی از آن به صحنه رفته است.

اکبر زنجانپور دی ماه سال ۶۲ با حضور بازیگرانی چون تانیا جوهری، مجید مظفری، بهروز بقایی، شهریار عالمی، آزیتا لاچینی، جهانگیر الماسی و … در سالن اصلی تئاتر شهر روی صحنه برد.

او در سال ۸۴ تله تئاتر ۱۲۰ دقیقه‌ای این نمایش را به تهیه کنندگی عباس رضایی میرقائد برای شبکه چهار ساخت.

زنجانپور سال ۹۳ نیز در این نمایش به کارگردانی نادر برهانی‌مرند نقش ویلی لومان را ایفا کرد.

نمایشی با بازی جمشید اسماعیل خانی

بر روی پوسترهای این نمایشگاه نام زنده یاد جمشید اسماعیل خانی به چشم می‌خورد که همراه با رضا جوان، حسن حامد، زهره رستمی، ناهید مسلمی و سیمین کهل درنمایشی با نام «دردسر برای سوم شخص مفرد» ایفای نقش کرده است.

حسن حامد این نمایش را با نگاهی آزاد به قصه‌ای کوتاه از آنتوان چخوف نوشته و محمود عطار به عنوان کارگردان سال ۶۹ آن را در سالن چهارسو نئاتر شهر روی صحنه برد.

علیرضا خمسه و پرویز پرستویی در یک نمایش

«آتش افروزان» نوشته ماکس فریش _ نمایشنامه نویس سوئیسی _ یکی از نمایش‌هایی است که سال ۶۹ به کارگردانی مهدی میامی در سالن اصلی تئاتر شهر اجرا شد.

علیرضا خمسه، پرویز پرستویی، سیمین معتمد، هادی مهدی چوپان، مریم معترف، محمود جعفری، امیر نیک‌یار، طیبه میامی از بازیگران این نمایش بودند.

اجرای یک نمایش از نویسنده فلسطینی

یکی دیگر از پوسترها مربوط به نمایشی نوشته غنسان کنفانی، نویسنده فلسطینی است، این نمایش با نام «کلاه و پیام» را حسین بیک زاده در مقام کارگردانی در سالن چهارسو تئاتر فجر روی صحنه برد.

این نمایش که ترجمه کاظم برگ نیسی است بهار سال ۶۹ اجرا شد و فرخ عظیم‌زاده، شهره سلطانی، مرتضی بهشتیان، الهه گلپری، محمد کدخدایی و حسین بیک زاده در آن نقش آفرینی کردند.

کارگردانی که به اجرای عموم نمایش خود نرسید

«رضا عطاران» یکی دیگر از نام‌هایی است که بر روی یکی از پوسترهای این نمایشگاه دیده می‌شود. او در نمایشی با نام «بچه‌ی تابستان» به کارگردانی و نویسندگی زنده یاد حسن حامد، با مهناز غمخوار همبازی شد.

این نمایش تابستان سال ۷۱ در مجموعه تئاتر شهر روی صحنه رفت اما حسن حامد قبل از آنکه اجرای عمومی آن را ببیند از دنیا رفت.

«بچه‌ی تابستان» را کارگردان‌های دیگری روی صحنه بردند، ازجمله آن‌ها "دریا نظری" بود که در چهارمین جشنواره تئاتر فجر این نمایش را اجرا کرد.

اجرای اولین رمان سیمین دانشور

«سووشون» اثر سیمین دانشور یکی دیگر از نمایش‌هایی است که سال ۷۹ به کارگردانی منیژه محامدی در سالن اصلی تئاتر شهر روی صحنه رفت.

افسانه بایگان، مهدی میامی، منوچهر علی‌پور، آزیتا لاچینی، محمد شیری، رضا مختاری، فریده سپاه منصور، حبیب دهقان نسب، ارشام مودبیان، محمد اسکندری، مهنوش افشار پناه، محسن زهتاب، خلیل مولودی، محمودرضا رحیمی و … بازیگران این نمایش بودند.

محامدی تنها کسی است که توانسته اجازه کار بر روی رمان «سووشون» را از نویسنده آن بگیرد. نمایشنامه او را انتشارات قطره در سال ۱۳۸۶ با نام سووشون: بر اساس رمان جاودان سیمین دانشور منتشر کرد.

نمایش رادیویی «سووشون» در سال ۱۳۹۲ با تنظیم نیما مهر از رادیو نمایش نیز پخش شد.

نمایشگاه "چهل سال اسناد تئاتر انقلاب اسلامی" ارائه‌ای جدید از اسناد تئاتر کشور در چهل سال گذشته است و شامل اسنادی مربوط به چند سال پیش از انقلاب که از لحاظ محتوا با این نمایشگاه مرتبط بوده است، نیز می‌شود.

این اسناد زیرشاخه‌هایی چون پوستر، بروشور، تراکت، دست‌نوشته‌ها، نامه‌نگاری‌ها و عکس شامل عکس‌های روی صحنه و پشت صحنه را دربرمی‌گیرد که بدون هیچ گونه دخل و تصرف و روتوشی ارائه شده است.

مدیریت این نمایشگاه برعهده ابراهیم حسینی است و همه روزه از شنبه تا چهار شنبه از ساعت ۱۰ تا ۱۸ و روزهای پنجشنبه از ساعت ۱۰ تا ۱۵ و روزهای جمعه از ساعت ۱۵ تا ۱۸ جهت بازدید دایر خواهد بود.

تعداد سندهای ارائه شده در این نمایشگاه در حدود ۷۰۰ الی ۸۰۰ مورد است و از طرق مختلف به دست برگزارکنندگان آن رسیده است. بخشی از آن از طریق اداره کل هنرهای نمایشی، مرکز اسناد مجموعه‌ی تئاتر شهر و سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران تأمین شده و بخشی دیگر از طریق خود هنرمندان فرستاده شده است.

علاقه‌مندان می‌توانند جهت بازدید از این نمایشگاه تا چهارم اسفند به نشانی خیابان ولیعصر (عج)، خیابان بزرگمهر، نبش خیابان برادران شهید مظفر، پلاک ۷۴ مراجعه کنند.

لودویک یان، که به دلیل شوخی ساده‌­ای از حزب و دانشگاه اخراج شده و مجبور شده است که شش سال تمام در معادن زغال‌­سنگ کار کند، پانزده سال بعد وقتی با هلنا زمانووا، همسر رئیس سازمان حزبی دانشکده، روبرو می‌­شود، گمان می‌­کند فرصت انتقام را به چنگ آورده است ... لودویک آن زن را فریب می­‌دهد و در اختیار می‌­گیرد، اما به زودی خبردار می­‌شود که شوهر او دیگر با زنش زندگی نمی­‌کند. ...
از اوان‌ جوانی‌، سوسیالیستی‌ مبارز بود... بازمانده‌ای از شاهزاده‌های منقرض شده (شوالیه‌ای) که از‌ حصارش‌ بیرون‌ می‌آید و در صدد آن است که حماسه‌ای بیافریند... فرانسوای‌ باده گسار زنباره به دنیا پشت پا می‌زند. برای این کار از وسایل و راههای کاملا درستی استفاده نمی‌کند‌ ولی‌ سعی در بهتر شدن دارد... اعتقادات ما با دین مسیح(ع) تفاوتهایی دارد. و حتی نگرش مسیحیان‌ نیز‌ با‌ نگرش فرانسوا یا نویسنده اثر، تفاوتهایی دارد ...
فرهنگ و سلطه... صنعت آگاهی این اعتقاد کاذب را برای مردم پدید می‌آورد که آنها آزادانه سرنوشت خود و جامعه‌شان را تعیین می‌کنند... اگر روشنفکران از کارکردن برای صنعت فرهنگ سر باز زنند، این صنعت از حرکت می‌ایستد... دلش را خوش می‌کرد سلیقه‌اش بهتر از نازی‌هاست و ذهنیت دموکراتیک خویش را با خریدن آنچه نازی‌ها رو به انحطاط می‌خواندند، نشان دهد... در اینجا هم عده‌ای با یکی‌کردن ادبیات متعهد با ادبیات حزبی به هر نوعی از تعهد اجتماعی در ادبیات تاخته‌اند ...
دختر بارها تصمیم به تمام‌کردن رابطه‌شان می‌گیرد اما هر بار به بهانه‌های مختلف منصرف می‌شود. او بین شریک و همراه داشتن در زندگی و تنهابودن مردد است. از لحظاتی می‌گوید که در تنهایی گاهی به غم شدیدی دچار می‌شود و در لحظه‌ای دیگر با خود تصور می‌کند که شریک‌شدن خانه و زندگی از تنها بودن هم دشوارتر است و از اینکه تا آخر عمر کنار یک نفر زندگی کند، پیر شود، گرفتار هم شوند و به نیازها و خُلق و خوی او توجه کند می‌نالد ...
دکتر مجد در کتاب «قحطی بزرگ و نسل کشی در ایران» برای اولین بار اسناد مربوط به قتل عام بیش از 10 میلیون ایرانی در قحطی «عمدی» جنگ جهانی اول را با تکیه بر اسناد و مدارک و گزارش‌های آرشیو وزارت امور خارجه‌ی آمریکا و آرشیو روزنامه‌ها منتشر کرده است... در ایرلند مردم برای یادآوری جنایت بریتانیا در قحطی سیب‌زمینی؛ هر سال هفته‌ی بزرگداشت کشته‌شدگان قحطی دارند... ملت ایران به ققنوس تشبیه شده و به فاجعه عادت کرده است ...