الکسی تولستوی

19 بهمن 1384

الکسی-تولستوی

اشراف زاده بود ولی در 1914 با سمت خبرنگار به جبهه جنگ رفت و ناچار از نوشتن دست برداشت. در 1917 به هنگام انقلاب به روس‌های سفید که مخالف انقلاب بودند، پیوست و به فرانسه مهاجرت کرد. در فرانسه با بزرگترین مجله مهاجران روس به نام سالنامه معاصر همکاری کرد. پس از چندی انقلاب را پذیرفت و تقاضای بازگشت به وطن کرد و در مسکو اقامت گزید...

  کنت الکسی نیکولایویچ تولستوی، Tolstoy, Count Aleksey Nikolayevich شاعر و رمان‌­نویس روسی (1882-1945) الکسی تولستوی از اشراف زادگانی بود که لقب کنت را به ارث برده و از ثروت بسیار و زندگی اشرافی و پرتجملی برخوردار گشته بود. تحصیلات خود را در رشته فنی در سن­ پترزبورگ انجام داد، اما علاقه به شعر و ادب او را به راه نویسندگی کشاند. اولین دیوان شعرش را در 1907 انتشار داد که بعدها آن را از میان برد. از 1911 به داستان‌نویسی روی آورد و مجموعه داستان‌های کوتاه و نمایشنامه­‌هایی انتشار داد که بسیار زود توجه توده مردم را به خود جلب کرد. بهترین آنها رمان‌هایی بود که پس از انقلاب انتشار داد. داستان «آقای لنگ» Khromoy Barin را در 1912 منتشر کرد و در 1914 با سمت خبرنگار به جبهه جنگ رفت و ناچار از نوشتن دست برداشت. در 1917 به هنگام انقلاب به روس‌های سفید که مخالف انقلاب بودند، پیوست و به فرانسه مهاجرت کرد. در فرانسه با بزرگترین مجله مهاجران روس به نام سالنامه معاصر همکاری کرد. پس از چندی انقلاب را پذیرفت و تقاضای بازگشت به وطن کرد و پس از توقفی کوتاه در برلن راه کشور خویش را گرفت و در مسکو اقامت گزید.

الکسی تولستوی به هنگام اقامت در فرانسه آثاری نوشت، از جمله داستان «کودکی نیکیتا» Detstvo Nikity (1921) که زندگینامه نویسنده به شمار آمد. آلکسی در این اثر زندگی نیکیتا پسر ملاکی را از اهالی ولگا وصف می­‌کند و در ضمن آن بازیها، رؤیاها، عشقهای اولین و حتی وضع کودکانی که با او معاشرند و کسانی که به نحوی در زندگی او وارد می­‌شوند، همه را با تیزبینی و دقت خاص و بر زمینه تصویر زیبایی از طبیعت روسیه پیش چشم می­‌گذارد. زمستان با کوههای پربرف و سرمای سوزان و تجدید حیات طبیعت در بهار و کار در کشتزارها در تابستان و عزیمت خانواده به شهر در پاییز و احساس نیکیتا در برابر تضاد زندگی در محیط دلگشای دشت و کشتزار و محیط خشک شهر، همه با هنرمندی فراوان ترسیم می­‌گردد. تولستوی به هنگام بازگشت به روسیه رمان «گذر از رنجها» Khozhdenie po mukam را در سه قسمت از 1921 تا 1941 انتشار داد. این رمان دورنمای باشکوهی است از دوران جنگ و انقلاب و هدف آن ترسیم وقایع تاریخ و اوضاع متشنج روسیه و جنگهای داخلی و عکس­‌العمل روشنفکران در برابر انقلاب سرخ است و نویسنده در خلال وصف محیط سن ­پترزبورگ و فساد و انحطاطی که آن را فرا گرفته، آرزوی خویش را در عدالت اجتماعی عرضه می­‌دارد و کمال مطلوب میهن‌پرستان را در تجدید بنای فرهنگی نوین بر ویرانه­‌های فرهنگ قدیم می‌­داند. و پرده نقاشی گویایی از روسیه زمان جنگ و مردمش پیش چشم می‌­گذارد. کتاب گذر از رنجها از جاذبه فراوان و موفقیت بسیار برخوردار گشت و اثری مهم در ادبیات روسیه به شمار آمد.

از آثار معروف
الکسی تولستوی «آئلیتا» Aelita (1922) داستانی فرضی و مطایبه‌­آمیز است که ما را به کره مریخ می­‌برد، جایی که از جانب دستگاه حکومت روسیه عده­‌ای برای برانگیختن انقلاب اجتماعی به آن اعزام شده­‌اند. این اثر از سبکی پرشور و هیجان­‌انگیز بهره‌­مند است. دیگر از داستانهای فرضی الکسی تولستوی «جعبه اختراعی مهندس گارینا» Giperboloyd Inzhenera Garina نام دارد که قصه‌­ای پرجاذبه و خیال­‌انگیز است درباره آینده جهان. علاقه به تاریخ‌­نویسی تولستوی را به نوشتن چند اثر تاریخی واداشت که از همه معروفتر «پتر کبیر» Petr Perviy در سه جلد است که به تدریج از 1930 تا 1947 منتشر شد و تجسمی است از دوره گذشته روسیه و قهرمان اصلی آن پطر کبیر، تزار اصلاح­‌طلب که زندگی شخصی و اراده‌­اش در نجات دادن کشور از ویرانی، قدرت خستگی­‌ناپذیر کار، بیرحمی نسبت به دشمنان و احترام به کار و کوشش و صحنه‌های تاریخی و سفر معروف او به اروپا و عزم او در ساختن روسیه‌­ای به سبک کشورهای اروپایی، همه چنان زنده و گویا وصف شده است که خواننده جامعه روسیه را در دوره او به چشم می‌­بیند. این کتاب شاهکار الکسی تولستوی به شمار آمد. نمایشنامه تاریخی «ایوان مخوف» Ivan Grozniy (1945) نیز برمبنای مدارک و اسناد جامع نگاشته شد. این دو اثر تاریخی مقام ادبی الکسی تولستوی را استحکام بخشید و او را در شمار نویسندگان درجه اول شوروی قرار داد و به او امکان داد تا در کنگره تبلیغاتی در سراسر اروپا شرکت کند. داستان «نان» Khleb داستان تاریخی است که نویسنده در آن استالین را به مناسبت تهیه مقدمات دفاع از شهر تزاریتسین Tsaritzin که بعدها استالینگراد نام گرفت، مدح گفته است. از آثار دیگر الکسی تولستوی «داستانهای شهر آبی» Golubye Goroda درباره نظام جدید روسیه شوروی و «طلای سیاه» Chornoe Zoloto است.

الکسی تولستوی در 1937 به دستگاه عالی حکومت شوروی راه یافت. در 1938 به دریافت نشان لنین مفتخر شد و سرانجام به عضویت آکادمی علوم درآمد و در 1942 جایزه استالین را به دست آورد و همچنان به تکمیل رمان پتر اول مشغول بود که مرگ او را در ربود. اگرچه آثار تولستوی به سبب اصل و تبار اشرافی نویسنده، مورد تردید منتقدان قرار داشت، بسیار پرخواننده و مردم­‌پسند بود. الکسی تولستوی در داستان‌پردازی هنری خاص و کم‌­نظیر داشت و سبکش از روشنی و صراحت برخوردار بود. در جریان جنگ دوم جهانی، آثار او در تبلیغات ضدآلمانی و تقویت میهن‌­پرستی تاثیر فراوان داشت.

زهرا خانلری. فرهنگ ادبیات جهان. خوارزمی

................ تجربه‌ی زندگی دوباره ...............

بی‌فایده است!/ باد قرن‌هاست/ در کوچه‌ها/ خیابان‌ها/ می‌چرخد/ زوزه می‌کشد/ و رمه‌های شادی را می‌درد./ می‌چرخم بر این خاک/ و هرچه خون ماسیده بر تاریخ را/ با اشک‌هایم می‌شویم/ پاک نمی‌شود... مانی، وزن و قافیه تنها اصولی بودند که شعر به وسیلهء آنها تعریف می‌شد؛ اما امروزه، توجه به فرم ذهنی، قدرت تخیل، توجه به موسیقی درونی کلمات و عمق نگاه شاعر به جهان و پدیده‌های آن، ورای نظام موسیقایی، لازمه‌های شعری فاخرند ...
صدای من یک خیشِ کج بود، معوج، که به درون خاک فرومی‌رفت فقط تا آن را عقیم، ویران، و نابود کند... هرگاه پدرم با مشکلی در زمین روبه‌رو می‌شد، روی زمین دراز می‌کشید و گوشش را به آنچه در عمق خاک بود می‌سپرد... مثل پزشکی که به ضربان قلب گوش می‌دهد... دو خواهر در دل سرزمین‌های دورافتاده باهیا، آنها دنیایی از قحطی و استثمار، قدرت و خشونت‌های وحشتناک را تجربه می‌کنند ...
احمد کسروی به‌عنوان روشنفکری مدافع مشروطه و منتقد سرسخت باورهای سنتی ازجمله مخالفان رمان و نشر و ترجمه آن در ایران بود. او رمان را باعث انحطاط اخلاقی و اعتیاد جامعه به سرگرمی و مایه سوق به آزادی‌های مذموم می‌پنداشت... فاطمه سیاح در همان زمان در یادداشتی با عنوان «کیفیت رمان» به نقد او پرداخت: ... آثار کسانی چون چارلز دیکنز، ویکتور هوگو و آناتول فرانس از ارزش‌های والای اخلاقی دفاع می‌کنند و در بروز اصلاحات اجتماعی نیز موثر بوده‌اند ...
داستان در زاگرب آغاز می‌شود؛ جایی که وکیل قهرمان داستان، در یک مهمانی شام که در خانه یک سرمایه‌دار برجسته و بانفوذ، یعنی «مدیرکل»، برگزار شده است... مدیرکل از کشتن چهار مرد که به زمینش تجاوز کرده بودند، صحبت می‌کند... دیگر مهمانان سکوت می‌کنند، اما وکیل که دیگر قادر به تحمل بی‌اخلاقی و جنایت نیست، این اقدام را «جنایت» و «جنون اخلاقی» می‌نامد؛ مدیرکل که از این انتقاد خشمگین شده، تهدید می‌کند که وکیل باید مانند همان چهار مرد «مثل یک سگ» کشته شود ...
معلمی بازنشسته که سال‌های‌سال از مرگ همسرش جانکارلو می‌گذرد. او در غیاب دو فرزندش، ماسیمیلیانو و جولیا، روزگارش را به تنهایی می‌گذراند... این روزگار خاکستری و ملا‌ل‌آور اما با تلألو نور یک الماس در هم شکسته می‌شود، الماسی که آنسلما آن را در میان زباله‌ها پیدا می‌کند؛ یک طوطی از نژاد آمازون... نامی که آنسلما بر طوطی خود می‌گذارد، نام بهترین دوست و همرازش در دوران معلمی است. دوستی درگذشته که خاطره‌اش نه محو می‌شود، نه با چیزی جایگزین... ...