کتاب «زنان سرکش دنیای ریاضیات (توانمندی اعداد)» [Power in numbers] نوشته تالیتیا ویلیامز [talithia williams] با ترجمه افشین آزادمنش توسط انتشارات معین منتشر و راهی بازار نشر شد.

زنان سرکش دنیای ریاضیات (توانمندی اعداد)» [Power in numbers] نوشته تالیتیا ویلیامز [talithia williams]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر،‌ نسخه اصلی این‌کتاب سال ۲۰۱۸ با عنوان «قدرت اعداد» منتشر شد.

این‌کتاب دربرگیرنده داستان‌های عجیب از زنان ریاضیدان است که عامل اتصال و پیوندشان این است که در برهه‌ای از زندگی، فردی آن‌ها را باور کرد و به آن‌ها فهماند که ناممکن‌ها شاید ناممکن نباشند! یکی از همین‌شخصیت‌ها که در مقطعی از زندگی با این‌باور روبرو شد، مریم میرزاخانی ریاضیدان ایرانی است.

تالیتیا ویلیامز در کتاب موردنظر قصه بیش از ۳۰ زن را از دانشمندان کدشکن گرفته تا نخبگان موشکی روایت کرده است. این‌زنان همگی بر مشکلاتی که سر راه موفقیت‌شان وجود داشت، فایق آمده و به‌عنوان دانشمند ریاضی تثبیت و شناخته شدند.

این‌کتاب با ۲۷۴ صفحه و قیمت ۷۰ هزار تومان منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...