مدیر کل امور خانواده و بانوان استانداری آذربایجان ‌شرقی گفت: اردیبهشت ماه امسال بنیاد علمی، فرهنگی و پژوهشی پروین اعتصامی در تبریز راه‌اندازی می‌شود.‌

نسرین پیر‌سمساری در گفتگو با فارس افزود: در راستای تاسیس این بنیاد کنگره ملی پروین اعتصامی با همکاری سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری استان و اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی آذربایجان‌ شرقی اردیبهشت ماه امسال در تبریز برگزار می‌شود.

وی ادامه داد: با توجه به خریداری خانه
پروین اعتصامی در جریان سفر اول رئیس جمهوری به استان، این خانه در حال مرمت و بازسازی است.

پیر‌سمساری اظهار داشت: امیدواریم این خانه تا چهار ماه آینده در اختیار بنیاد علمی، فرهنگی و پژوهشی پروین اعتصامی
قرار گیرد.

مدیر کل امور خانواده و بانوان استانداری آذربایجان ‌شرقی با اشاره به برخی کارکردهای این بنیاد اظهار داشت: این محل به پاتوق زنان و مردان نویسنده و پژوهشگران تبدیل می‌شود.

وی ادامه داد: شناسایی برخی از افراد دارای اطلاعات در خصوص زندگی پروین اعتصامی
و فعالان ادبی و مصححان دیوان این شاعر بلندآوازه کشورمان از دیگر اهداف تاسیس این بنیاد است.

پیرسمساری با بیان اینکه پروین اعتصامی
مدتی نیز به عنوان مسئول کتابخانه مرکز تربیت معلم شهید باهنر فعالیت داشت، افزود: سعی داریم از برخی از همکاران و خاندان آن مرحومه اطلاعاتی را جمع‌آوری، ثبت، ضبط و طبقه‌بندی کنیم.

وی ابراز امیدواری کرد با تاسیس بنیاد علمی، فرهنگی و پژوهشی اعتصامی مجموعه‌ای از فعالیت‌های پژوهشی در شان
پروین اعتصامی که در دوران خفقان اشعاری در بحث معاد و حجاب مطرح می‌کرد، تولید و جمع‌آوری شود.

از داستانی که عمه‌ الیزابت موعظه‌گو، برایش نقل کرده الهام گرفته... نجاری سخت‌کوش است که هتی سورلِ زیبا و خودخواه را دوست دارد... مالک جوان دختر را ترک می‌کند و او با اینکه آدام را دوست ندارد، حاضر می‌شود زن او شود... خانه را ترک می‌کند و بچه را از بین می‌برد... محکوم به اعدام می‌شود... زیبایی جسمانی‌اش طبق اصول اخلاقی «پاک‌دینان» به منزله‌ی دامی است که شیطان نهاده ...
جامعه ما و خاورمیانه معاصر پر هستند از پدیده‌های ناهم‌زمان در یک زمان. پر از تناقص. فقط طنز می‌تواند از پس چنین ناهنجاری و تناقصی برآید... نمی‌خواهم با اعصاب مخاطب داستان بازی کنم و ادای «من خیلی می‌فهمم» و «تو هم اگر راست می‌گویی داستان من را بفهم» دربیاورم... داستان فرصتی برای ایستادن و در خود ماندن ندارد ...
شهری با حداقل فضاهای عمومی... مسیر این توسعه چیزی غیر از رفاه مردم است... پول و کسب سود بیشتر مبنای مناسبات است... به کانون پولشویی در خاورمیانه بدل شده و همزمان نقش پناهگاهی امن را برای مهم‌ترین گانگسترها و تروریست‌های منطقه بازی کرد... در این ترکیب دموکراسی محلی از اعراب ندارد و با تبدیل شدن شهروندان به مشتری و تقلیل آزادی به آزادی مصرف... به شهری نابرابرتر، آلوده‌تر و زشت‌تر بدل شده است ...
در فرودگاه بروكسل براى اولين‌بار با زنى زیبا از رواندا، آشنا می‌شود... اين رابطه بدون پروا و دور از تصور «مانند دو حیوان گرسنه» به پيش می‌رود... امیدوار است که آگاته را نجات دهد و با او به اروپا فرار کند... آگاهانه از فساد نزديكانش چشم‌پوشى مى‌كند... سوییسی‌ها هوتوها را بر توتسی‌ها ترجیح دادند... رواندا به‌عنوان «سوییس آفریقا» مورد ستایش قرار گرفت... یکى از خدمه را به‌خاطر دزدى دوچرخه‌اش به قتل می‌رساند ...
قاعده پنجاه‌ نفر بیش‌تر وعده نگیرین... خرج و مخارج شب هفت رو بدین خونه سالمندان... سر شام گریه نکنین. غذا رو به مردم زهر نکنین... آبروداری کنین بچه‌ها، نه با اسراف با آداب... سفره از صفای میزبان خرم می‌شه، نه از مرصع پلو… اینم خودش یه وصلته... انقدر بهم نزدیک بود مثل پلک چشم، که نمی‌دیدمش ...