کتاب «سر به پای آزادی» که به خاطرات محمود بازرگانی از مبارزین پیش از انقلاب اسلامی اختصاص یافته به مصاحبه و پژوهش خانم شفیقه نیک نفس و تدوین خانم فاطمه نورائی نژاد از سوی سازمان اسناد و کتابخانه ملی جمهوری اسلامی ایران منتشر شد.

سر به پای آزادی»  خاطرات محمود بازرگانی

ثبت تجارب و خاطرات عاملان و شاهدان مستقیم رویدادهای مهم ایران در سال ‎های گذشته همواره در داخل و خارج از کشور مورد توجه بسیاری از محققان و نهادها بوده است و پژوهش‎ های تاریخ شفاهی یکی از راه‎هایی است که این امکان را فراهم می ‎آورد. در همین راستا سازمان اسناد و کتابخانه ملی در کنار ثبت خاطرات افراد در حوزه‎های مختلف تاریخ معاصر پذیرای خاطرات فعالان سیاسی انقلاب اسلامی بوده است. محمود بازرگانی یکی از فعالان سیاسی – مذهبی است که در دوران جوانی در جریان نهضت اسلامی علیه رژیم پهلوی قرار گرفت و با مبارزان همراه شد. وی به‎همین دلیل تحت بازجویی ساواک قرار گرفت و با وجود سن کمی که داشت در زندان‎ های مختلف سیاسی حبس و شکنجه شد.

این کتاب رخدادهای مربوط به سال‎های 1335 تا 1355، یعنی از بدو تولد، دوران طفولیت، دوره دبستان، ورورد به دبیرستان و ورود به عرصه مبارزات و سپس دستگیری، زندان ساواک و آزادی را شامل می‎شود و حاوی مطالبی برای طبقات مختلف اجتماعی، اهم از افراد عادی و سنین مختلف است. آنچه در درجه اول اهمیت ویژه ‎ای نزد راوی داشته نقل رخدادها و شرایط حاکم بر خانواده، جامعه و بیان غم‎ ها، مرارت‎ ها و دشواری‎ های مختلف بوده است. ایجاد محدودیت‎ های فکری، وجود اختلاف طبقاتی شدید، اختناق، فشار و ایجاد شرایط طاقت فرسا برای کسانی که دگراندیش بودند و وضعیت آن روز جامعه ایران را بر نمی‎تافتند، حداقل این نتیجه را درپی داشت که بسیاری از اقشار جامعه ایران همواره در درون خود به این نکته بیندیشند که برای تغییر شرایط جامعه ایران باید کاری صورت داد. وجود تنگدستی و فقر و ناتوانی در تامین معیشت و اداره یک خانواده، در کشوری که دارای منابع و سرمایه ‎های هنگفت خدادادی بود و در معرض تاراج بیگانگان قرار داشت، مردم را به ‎سمت اعتراض، انتقاد و عدالت ‎طلبی سوق می ‎داد.

در جریان وقوع انقلاب اسلامی ایران، افراد و گروه‎های متعددی فعال بودند که محمود بازرگانی یکی از این فعالان سیاسی– مذهبی است که از دوره نوجوانی قدم در این مسیر گذاشت. او متولد سال ۱۳۳۵ در منطقه جوادیه تهران است، منطقه‎ ای که علی‎رغم سختی معیشت ساکنانش، دارای مساجد و هیات‎های مذهبی فعالی است. دوران نوجوانی وی هم زمان با دهه سوم دوره پهلوی دوم و تحولات اقتصادی و فرهنگی غرب گرایانه این حکومت بود. در این زمان منتقدان و فعالان سیاسی از فرصت تجمع مردم در جلسات سخنرانی‎ های مذهبی استفاده کرده و اقدام به پخش اعلامیه ضد حکومتی می ‎نمودند.

زندگی سیاسی بازرگانی نیز از دوران نوجوانی با مطالعه و تکثیر یکی از این اعلامیه‎ها آغاز شد و دامنه ‎اش به دستگیری و تحمل دو سال حبس (1353 الی 1355) و شکنجه در زندان‎های اوین، کمیته مشترک ضدخرابکاری و زندان قصر کشیده شد و تحولی بزرگ در راوی ایجاد کرد و خاطرات تلخ و شیرین برای وی به میراث گذاشت.

بازرگانی از سویی تحت تاثیر جلسات سخنرانی دکتر شریعتی قرار داشت و از دیگر سو با آیت‎الله سیدرضا زنجانی رهبر نهضت مقاومت ملی و دوستان ملی – مذهبی ایشان مرتبط بود. آشنایی با دانشجویان فعال و پیگیری اخبار پنهانی مربوط به آیت‎الله سیدروح‎الله خمینی نیز در سیاسی‎تر شدن انگیزه ‎های وی تاثیر مستقیمی داشت. او که به‎همراه دوستاش یک گروه کوچک مذهبی و مطالعاتی را تشکیل داده بود، در هفده سالگی توسط ماموران امنیتی ساواک دستگیر شد. وی در این دوره به‎عنوان زندانی سیاسی ضمن قرار گرفتن تحت سخت ‎ترین شکنجه‎ ها، این امکان را یافت که با مبارزان طیف‎های مختلف سیاسی آشنا بشود و روش ‎های مبارزاتی را از آن‎ها بهتر و عمیق تر فرا بگیرد.

بازرگانی با رای دادگاه به یک سال حبس محکوم شد ولی پس از اتمام این مدت به ‎دلیل رخدادهای خارج از زندان‌، مدت یک سال دیگر در زندان باقی ماند. این تحمیل ناخواسته منجر به تعلیم یافتگی بیشتر وی به‎عنوان مبارز و فعال سیاسی مذهبی گردید و او پس از آزادی، مجددا از طریق مرحوم زنجانی به حلقه مبارزات پیوست.
مجموعه گفتگو با بازرگانی در سال ۱۳۸۸ توسط خانم شفیقه نیک نفس و طی ۲۵ جلسه انجام شد. به مناسبت چهل سالگی انقلاب ده جلسه ابتدایی این مصاحبه‎ ها تحت عنوان «سر به پای آزادی» جهت چاپ ارائه ‎شد که حاوی بیش از بیست ساعت از مجموع گفتگوی با ایشان است. کتاب شامل خاطرات «از ابتدا تا زمان آزادی از زندان» و پیگیری مجدد فعالیت ‎های سیاسی مصاحبه شونده است.

مباحث مطرح شده در کتاب، فرازهای قابل تامل و تاثیرگذاری از تاریخ و نحوه وقوع انقلاب اسلامی را در بردارد و به شناخت زوایای مختلفی از مبارزات مردمی در ایران یاری می‎رساند.

در مقدمه، تدوین‎گر کتاب به موضوعات همچون «مساجد پایگاه‎های تربیتی، انجمن حجتیه، تاثیر جلسلت حسینیه ارشاد، نهضت مقاومت ملی، پیدایش گروه‎های چریکی، تغییر مواضع سازمان مجاهدین خلق، سرکوب حکومتی، دستگیری اعضای محفل نوجوانان» اشاره کرده است.
کتاب شامل ده فصل است. «خانواده و تحصیلات ابتدایی، پرورش مذهبی، تربیت مبارزان کوچک، زندان‎ های انفرادی و عمومی اوین، زندانیان سیاسی و محاکمه، در مسیر رهایی، دوباره زندان، آخرین فصل تربیتی در زندان و آزادی» سرفصل‎های این کتاب 461 صفحه ‎ای است. پایان بخش این کتاب فهرست منابع، تعدادی سند، تصاویری از نامبرده و نمایه است.

اعتماد

................ تجربه‌ی زندگی دوباره ...............

پرسش اصلی رمان صرفاً این نیست که آیا آرمان‌ها شکست خورده‌اند یا نه.پرسش عمیق‌تر این است: انسان پس از شکست آرمان‌ها چگونه می‌تواند همچنان معنا و هویت خود را حفظ کند؟... پاسخی که ابراهیم برمی‌گزیند، نه پیروزی است و نه تسلیم. او راهی دیگر را انتخاب می‌کند: پذیرفتن شکست تاریخی، بدون آنکه به خیانت، گریز از واقعیت یا انکار زندگی پناه ببرد ...
گویی انسان‌ها ترمزِ خود را از دست داده‌اند و آن کُدِ اخلاقی که نگهبان عقل سلیم بود، فروریخته است. در دنیای امروز، همه می‌خواهند فاشیست باشند؛ یعنی می‌خواهند نفرت، محورِ زندگی‌شان باشد... ما با گوشت و پوست خود احساس کردیم «دیگری» بودن چه معنایی دارد... نوشتن پاسخی است به بی‌عدالتی‌هایی که ما را احاطه کرده‌اند، و در عین حال، ستایشی است از زیبایی زندگی و شادی‌هایش ...
انسان‌ها با ترس، طمع، امید، حسرت و مقایسه زندگی می‌کنند و همین احساسات، حتی در آگاه‌ترین افراد، تصمیم‌های مالی را شکل می‌دهد. از این منظر، «روان‌شناسی پول» بیش از آنکه درباره پول باشد، کتابی درباره انسان معاصر و رابطه پرتنش او با مفهوم ثروت و دارایی است... اوزل به‌جای ارائه نسخه‌های مستقیم یا توصیه‌های دستوری، تجربه زندگی سرمایه‌گذاران، کارآفرینان، میلیاردرها و حتی افراد عادی را روایت می‌کند و از دل این داستان‌ها روایت خود را برمی‌سازد و بحث را به پیش می‌راند ...
جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...