آیین پایانی یازدهمین دوره‌ انتخاب آثار برتر ادبیات نمایشی ایران و دومین «شب نمایشنامه‌نویس» جمعه شب پنجم دی ‌۱۴۰۴ با حضور رضا مردانی مدیرکل هنرهای نمایشی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، علیرضا گیلوری مدیرعامل خانه تئاتر، سعید اسدی مدیرعامل انجمن هنرهای نمایشی، اسماعیل خلج، بهزاد فراهانی، ایرج راد، رضا بابک، عباس جهانگیریان، مجید قناد، بهرام ابراهیمی، شهرام زرگر، داوود کیانیان، رحیم رشیدی‌تبار دبیر یازدهمین دوره‌ انتخاب آثار برتر ادبیات نمایشی ایران، داوران این رویداد و جمعی از هنرمندان با اجرای فرشید قلی‌پور در سالن استاد شهناز خانه‌ هنرمندان ایران برگزار شد.

 رضا بهکام برای نمایشنامه «پاریس بی‌مادر

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایرنا، شهرام کرمی، مجتبی مهدی و جعفر مهیاری داوران بخش نمایشنامه‌های کودک و نوجوان بودند. در این بخش از راحله شمس‌آبادی برای نمایش‌نامه «افسانه گل‌های آبی» تقدیر شد و تندیس جشنواره و دیپلم افتخار به سجاد طهماسبی برای نمایشنامه «پینوکیو پدر می‌شود» اهدا شد.

تقدیر ویژه؛ انجمن تئاتر کودک ونوجوان در این بخش از داوود کیانیان نمایشنامه‌نویس، کارگردان، پژوهشگر تئاتر، مدرس تئاتر کودک و نوجوان به پاس سال‌ها تلاش در خلق آثار برای کودکان و نوجوانان و جدیت در آموزش برای این گونه تئاتر تجلیل کرد و تندیس و لوح افتخار به این هنرمند پیشکسوت اهدا شد.

داوران بخش نمایشنامه‌های تئاتر عروسکی، مرتضی مشکات، امیر سلطان احمدی و طلیعه طریقی بودند. در این بخش از امین رضا ملک‌محمودی برای نمایشنامه «عملیات نیم‌وجبی‌ها» و پویا پورحسین‌لو برای نمایشنامه «خانه من زرد است، خزان می‌ریزد» تقدیر شد.

همچنین در بخش نمایشنامه‌های تئاتر عروسکی، توسط انجمن نمایشگران عروسکی، تندیس و دیپلم افتخار به شیلان صلاح برای نمایشنامه «لی‌لی و لباس لولالا» اهدا شد. روزبه حسینی هم برای نمایشنامه «همچون واپسین نفس بره‌ای معصوم» تندیس و دیپلم افتخار جشنواره را دریافت کرد.

مجید مصطفوی، آبتین گلکار و شهرزاد سلحشور داوران بخش نمایشنامه‌های ترجمه‌شده بودند، در این بخش از ایلناز حقوقی برای نمایشنامه «ارکیده در قیامت» و حمید دشتی برای نمایشنامه «پیچفورک دیزنی» تقدیر شد و تندیس جشنواره به مقداد جاویدسباقیان برای نمایشنامه «اورستس» اهدا شد که او جایزه خود را به دانشجویان ادبیات نمایشی دامغان تقدیم کرد.

نمایشنامه‌های تالیفی منتشر شده
کامران شهلایی، مهدی میرباقری و هاله مشتاقی‌نیا داوران این بخش بودند، در این بخش از محمدرضا آریان‌فر برای نمایشنامه «چند گزارش متغیر از دوسیه چند قتل ثابت»، غلامحسین دولت‌آبادی برای نمایشنامه «پلاک ۳۶» و مهدی اکبری برای نمایشنامه «به خاموشی خواهم رفت» (به خاطر اولین نمایشنامه‌ای که از او منتشر شده است) تقدیر شد.

تندیس و دیپلم افتخار جشنواره به رضا بهکام برای نمایشنامه «پاریس بی‌مادر» اهدا شد.

نمایشنامه‌های تالیفی نوجوان؛ در این بخش از وحید کیارسی تقدیر شد و تندیس و دیپلم افتخار به سعید محسنی برای نمایشنامه «پرتقال‌فروش پیدا شد» اهدا شد.

نمایشنامه‌های اجرا شده در سال ۱۴۰۳
امین بهروزی، علی عابدی و نوشین تبریزی داوران این بخش بودند، در این بخش از منصور کامکار برای نمایشنامه «مستبدلیشاه» و کامران شهلایی برای نمایشنامه «فالش» تقدیر شد و تندیس و لوح افتخار جشنواره به کهبد تاراج برای نمایشنامه «غلامرضا لبخندی» اهدا شد. وی پس از دریافت جایزه گفت: نوشتن را از «روزنه آبی» آقای رادی آموختم.

بخش آکادمی نمایشنامه‌نویسان
۴۵ داور، داوری این بخش را برعهده داشتند. در این بخش از فربد عقیده‌مند الهی برای نمایشنامه «لوتوس»، محمدرضا کوهستانی برای نمایشنامه «در همسایگی تزارها» و مهدی همتی برای نمایشنامه «سیاه‌وشان» تقدیر شد.

تندیس و دیپلم افتخار بخش آکادمی نمایشنامه‌نویسان به میلاد حسینی برای نمایشنامه «خاندان سورن» اهدا شد.

حسینی گفت: با توجه به شیوه داوری آثار و اهمیت جایزه، این جایزه را به تک تک اعضای کانون نمایشنامه‌نویسان خانه‌ تئاتر اهدا می‌کنم.

اهدای تندیس به شهرام زرگر
همچنین در بخش دیگری از این آیین کلیپی برای معرفی شهرام زرگر مترجم، نویسنده، مدرس، بازیگر پخش شد. سپس بهروز محمودی بختیاری عضو هیات علمی دانشکده هنرهای نمایشی و موسیقی دانشگاه تهران و از دوستان شهرام زرگر طی سخنانی اظهارداشت: سپاسگزارم که به احترام تئاتر در این آیین حضور دارید، ۲۰ سال از دوستی من با آقای زرگر می‌گذرد و در این مدت از دوستی با او لذت بردم و کوچکترین غباری در دوستی ما وجود ندارد. نه همکلاس، نه همکار و نه شاگرد زرگر بودم اما از معاشرت و خواندن نوشته‌هایش لذت بردم و مثل یک شاگرد از او آموختم. زرگر هنرمندی نازنین و مترجمی بسیار خوب است و خوشحالم که امشب از او تجلیل می‌شود.

سپس با حضور بهروز محمودی بختیاری، اصغر نوری و شاهد الفت تندیس افتخاری دومین «شب نمایشنامه‌نویس» کانون نمایشنامه‌نویسان و مترجمان خانه تئاتر ایران به پاس استقامت، پایداری و تداوم تلاش برای خلق آثار مانا در ادبیات نمایشی ایران و ایجاد آشنایی و معرفت میان تئاتری‌های ایران‌نویسان برتر جهان، به شهرام زرگر اهدا شد.

................ هر روز با کتاب ...............

20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...