مجموعه داستان‌های کوتاه «و شام بود و صبح بود» نوشته هاینریش بل، با ترجمه علی عبداللهی روانه بازار کتاب ایران شد. در این مجموعه، داستان‌های کوتاه برنده جایزه ادبی نوبل سال 1972، با موضوعات اجتماعی، سیاسی و حتی عاشقانه به چشم می‌خورد.

به گزارش ایبنا، در این مجموعه، 38 داستان کوتاه گنجانده شده است. «و شام بود و صبح بود»، «خداحافظی»، «کارت پستال»، «سرباز گمنام»، «طعم نان»، «فرشته» و «در قفس» نام برخی از داستان‌های کوتاهی است که توسط علی عبداللهی برای ترجمه برگزیده شده‌اند.

علی عبداللهی، مترجم زبان آلمانی، درباره این اثر گفت: این داستان‌ها، از میان تمامی مجموعه داستان‌های
هاینریش بل انتخاب و ترجمه شده و قرار است در آینده، سایر داستان‌های این برنده جایزه ادبی نوبل را نیز در مجموعه‌هایی دیگر، ترجمه و منتشر کنم.

عبداللهی درباره ترجمه داستان‌های کوتاه این نویسنده افزود: این داستان‌ها را در طول سال‌های گذشته و به مرور ترجمه کرده‌ام و هم‌اکنون در حال ترجمه باقیمانده داستان‌های این نویسنده هستم که قرار است از سوی انتشارات «جامی» روانه بازار کتاب ایران شود.

انی مترجم معتقد است
هاینریش بل دوران جنگ جهانی و بعد از آن را تجربه کرده و بازتاب آن، به خوبی در آثارش مشخص است. عبداللهی مسایل اجتماعی را مهمترین موضوع داستان‌های بل دانست و افزود: به دلیل همین تجربیات است که در آثار این نویسنده آلمانی، بارها به موضوعاتی چون رفاه اقتصادی، مسایل و مشکلات روزنامه‌نگاری و مصایب و مشکلات آلمان شرقی و غربی برمی‌خوریم.

مترجم این کتاب را گزیده‌ای از تجربیات
هاینریش بل دانست و گفت: در این مجموعه، علاوه بر داستان‌ها، مصاحبه مفصلی هم با این نویسنده درباره چگونگی داستان‌نویسی و نگاه وی به این مقوله آورده شده است.

هاینریش بل، نویسنده مطرح آلمانی و برنده جایزه ادبی نوبل سال 1972، در دسامبر 1917، در شهر کلن آلمان به دنیا آمد و در ژوئیه 1985 در سن 67 سالگی درگذشت. داستان‌های کوتاه این نویسنده، بسیار متنوع و از نظر تعداد نیز چشمگیر و قابل توجه‌اند. در داستان‌های کوتاه این نویسنده، تنوع زیادی هم به چشم می‌خورد و وی مخاطب خود را وارد فضاهای متعددی می‌کند.

در  مجموعه «و شام بود و صبح بود» جنگ و صلح، جوانی و پیری، طنز و جد در کنار هم آورده می‌شود و نویسنده با زبان ساده‌اش، از مسایل اجتماعی، سیاسی و حتی شخصی خود سخن می‌گوید.
 
عبداللهی،
هاینریش بل را نویسنده‌ای اجتماعی و متعهد می‌داند که گویی بیش از هر چیز، به کشورش می‌اندیشد. این مترجم که تمامی این داستان‌ها را از زبان آلمانی به فارسی ترجمه کرده، معتقد است بل در این داستان‌ها، برش‌هایی از جنگ، مسایل اجتماعی، سیاسی و حتی عشقی را می‌آورد و در ورای تمامی موضوعاتش، دغدغه مسایل اجتماعی را در سر می‌پروراند.

نکته شایان توجه دیگر درباره این داستان‌ها این است که آن‌ها به نوعی نشان‌دهنده سال‌های مختلف نویسندگی
هاینریش بل هستند و در تمامی آن‌ها، نوعی انتقاد از نظام سیاسی کشور، جنگ و فاشیسم به چشم می‌خورد.

در توصیف این کتاب آمده: برخی داستان‌های بل مربوط به جنگ و حوادث پس از آن است، برخی دیگر رنج‌های بازماندگان را به تصویر می‌کشد و برخی نیز هزل ‌گونه است، طنزواره‌هایی دلنشین و خواندنی در هجو حماقت‌های جهانی و موقعیت‌های خنده‌دار بشری. او ساده می‌نویسد و برای مردم قلم می‌زند، دوران پیش از جنگ جهانی دوم، روزهای جنگ و سال‌های پس از آن را موضوع کارش قرار می‌دهد.
 

هاینریش بل نویسنده‌ای است منتقد و به معنای واقعی کلمه، متعهد به انسانیت و آزادی و مبارزه با فاشیسم. از جنگ سخت متنفر است و در جای‌جای آثارش پیامدهای شوم آن را به خوبی به خواننده نشان می‌دهد.

عبداللهی سبک نگارشی این نویسنده آلمانی را چنین توصیف می‌کند: نوشته‌های او، به خصوص در این مجموعه، همراه با طنز است و این طنز، گاه به صورت بسیار تلخ، در پشت کلمات وی نهفته شده. او مانند نویسندگان آمریکایی شفاف و ساده می‌نویسد و حتی برای توصیف موضوعات فردی و عاشقانه هم در بستر اجتماع حرکت می‌کند.

تاکنون آثاری چون مجموعه «صد سال شعر آلمانی زبان»، «آمریکا» از
فرانتس کافکا، «اکنون میان دو هیچ» اثر فریدریش نیچه، «عاشقانه‌های هرمان هسه» نوشته هرمان هسه، «خرده‌فرمایش‌های جناب پتر پانتر» از کورت توخولسکی، «فیل» اثر برتولت برشت و «سوگ‌سروده‌های دوئینو» اثر «راینر ماریا ریلکه» را به فارسی ترجمه کرده است.

مجموعه داستان‌های کوتاه «و شام بود و صبح بود»، نوشته
هاینریش بل، با ترجمه علی عبداللهی، در 272 صفحه و با قیمت هفت هزار تومان، از سوی نشر «جامی» روانه بازار کتاب ایران شده است.

بی‌فایده است!/ باد قرن‌هاست/ در کوچه‌ها/ خیابان‌ها/ می‌چرخد/ زوزه می‌کشد/ و رمه‌های شادی را می‌درد./ می‌چرخم بر این خاک/ و هرچه خون ماسیده بر تاریخ را/ با اشک‌هایم می‌شویم/ پاک نمی‌شود... مانی، وزن و قافیه تنها اصولی بودند که شعر به وسیلهء آنها تعریف می‌شد؛ اما امروزه، توجه به فرم ذهنی، قدرت تخیل، توجه به موسیقی درونی کلمات و عمق نگاه شاعر به جهان و پدیده‌های آن، ورای نظام موسیقایی، لازمه‌های شعری فاخرند ...
صدای من یک خیشِ کج بود، معوج، که به درون خاک فرومی‌رفت فقط تا آن را عقیم، ویران، و نابود کند... هرگاه پدرم با مشکلی در زمین روبه‌رو می‌شد، روی زمین دراز می‌کشید و گوشش را به آنچه در عمق خاک بود می‌سپرد... مثل پزشکی که به ضربان قلب گوش می‌دهد... دو خواهر در دل سرزمین‌های دورافتاده باهیا، آنها دنیایی از قحطی و استثمار، قدرت و خشونت‌های وحشتناک را تجربه می‌کنند ...
احمد کسروی به‌عنوان روشنفکری مدافع مشروطه و منتقد سرسخت باورهای سنتی ازجمله مخالفان رمان و نشر و ترجمه آن در ایران بود. او رمان را باعث انحطاط اخلاقی و اعتیاد جامعه به سرگرمی و مایه سوق به آزادی‌های مذموم می‌پنداشت... فاطمه سیاح در همان زمان در یادداشتی با عنوان «کیفیت رمان» به نقد او پرداخت: ... آثار کسانی چون چارلز دیکنز، ویکتور هوگو و آناتول فرانس از ارزش‌های والای اخلاقی دفاع می‌کنند و در بروز اصلاحات اجتماعی نیز موثر بوده‌اند ...
داستان در زاگرب آغاز می‌شود؛ جایی که وکیل قهرمان داستان، در یک مهمانی شام که در خانه یک سرمایه‌دار برجسته و بانفوذ، یعنی «مدیرکل»، برگزار شده است... مدیرکل از کشتن چهار مرد که به زمینش تجاوز کرده بودند، صحبت می‌کند... دیگر مهمانان سکوت می‌کنند، اما وکیل که دیگر قادر به تحمل بی‌اخلاقی و جنایت نیست، این اقدام را «جنایت» و «جنون اخلاقی» می‌نامد؛ مدیرکل که از این انتقاد خشمگین شده، تهدید می‌کند که وکیل باید مانند همان چهار مرد «مثل یک سگ» کشته شود ...
معلمی بازنشسته که سال‌های‌سال از مرگ همسرش جانکارلو می‌گذرد. او در غیاب دو فرزندش، ماسیمیلیانو و جولیا، روزگارش را به تنهایی می‌گذراند... این روزگار خاکستری و ملا‌ل‌آور اما با تلألو نور یک الماس در هم شکسته می‌شود، الماسی که آنسلما آن را در میان زباله‌ها پیدا می‌کند؛ یک طوطی از نژاد آمازون... نامی که آنسلما بر طوطی خود می‌گذارد، نام بهترین دوست و همرازش در دوران معلمی است. دوستی درگذشته که خاطره‌اش نه محو می‌شود، نه با چیزی جایگزین... ...