هرینه برگزاری نمایشگاه کتاب تهران در سال جاری بیش از ۱۶ میلیارد تومان اعلام شد.

موسسه نمایشگاه‌های فرهنگی ایران هزینه‌های برگزاری سی‌ودومین نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران را به تفکیک و همراه با جزئیات بخش‌های مختلف منتشر کرد. نگاهی به اعداد و ارقام منتشرشده ثابت می کند با توجه به وضعیت اقتصادی جامعه و افزایش هزینه‌ها در حوزه‌های مختلف در سال جاری و تورم موجود، هزینه‌های برگزاری این دوره از نمایشگاه نسبت به دوره قبل روند کاهشی داشته است.

بر این اساس در حالی که هزینه برگزاری سی‌ودومین نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران مبلغ ۲۳ میلیارد و ۴۰۰ میلیون تومان برآورد و پیشنهاد شده بود، با دستور وزیر محترم فرهنگ و ارشاد اسلامی برای صرفه‌جویی و کاهش هزینه‌ها و تأکید معاون محترم امور فرهنگی در این خصوص، با تدابیر اندیشیده‌شده در شورای سیاست‌گذاری وکمیسیون معاملات، هزینه‌های برگزاری سی‌ودومین نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران به رقم ۱۶ میلیارد و ۷۰۰ میلیون تومان رسید که نسبت به هزینه‌های سال قبل که مبلغ نهایی آن درمجموع با لحاظ هزینه‌های بازرگانی، تبلیغات و بن اهدائی ۱۷ میلیارد و ۹۰۰ میلیون تومان اعلام‌شده بود؛ یک میلیارد و ۲۰۰ میلیون تومان و نسبت به برآورد اولیه ۶ میلیارد و ۷۰۰ میلیون تومان کاهش را نشان می‌دهد.

بر اساس این گزارش، مجموع درآمدهای حاصل از برگزاری سی‌ودومین نمایشگاه کتاب تهران ۹ میلیارد و ۴۸۰ میلیون تومان است. مابقی هزینه‌های نمایشگاه از محل اعتبار اختصاص‌یافته از طرف دولت برای برگزاری این رویداد تأمین می‌شود که تاکنون ۴ میلیارد تومان آن تأمین گردیده است.

علاوه بر هزینه‌های منتشرشده، در سی‌ودومین نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران مبلغ ۷ میلیارد و ۷۰۰ میلیون تومان برای دانشجویان و طلاب، ۶۰۰ میلیون تومان برای اساتید و اعضای هیئت‌علمی، ۲ میلیارد و ۷۰۰ میلیون تومان برای اهالی قلم و ۵ میلیارد و ۲۰۰ میلیون تومان برای سازمان‌ها و مؤسسات یارانه اختصاص داده‌شده است که در مقایسه با سی‌ویکمین نمایشگاه کتاب تهران مبلغ ۳ میلیارد و ۹۰۰ میلیون تومان افزایش به چشم می‌خورد.

20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...