رمان «شغل پدر» شاخص‌ترین اثر سرژ شالاندن با ترجمه مهستی بحرینی به چاپ سوم رسید.

به گزارش مهر، شغل پدر رمانی به‌نسبت جدید است که در سال ۲۰۱۵ در فرانسه منتشرشده‌است. تم اصلی داستان نوعی درگیری بین سنت و مدرنیته یا پدر و پسر است. رابطه پدر و پسر در رمان شغل پدر از نوع روابط عادی نیست. افکار ملی‌گرایی افراطی پدر، راوی رمان را در دنیای کودکی، پیر می‌کند. آندره شولان پدر امیل است. امیل راوی داستان است. پدر امیل مدام به ژنرال دوگل نامه‌ می‌نویسد و پیشنهادهای جدی و مهمی را هم مطرح می‌کند و در میانه رمان به خون دوگل تشنه‌ می‌شود و به‌فکر ترور او می‌افتد.

خواننده این رمان از اولین سطرهای آن تا صفحه آخر از  تعلیق و کشش فراوان لذت خواهد برد. تا پایان رمان با حس کنجکاوی که بالاخره شغل پدر امیل چه بوده و چرا و چگونه این سرانجام را داشته، درگیر است. پدری که به‌شدت هم پارانویید است.

مرحوم مرتضی کلانتریان کتاب‌های دیگری از سرژ شالاندن، نویسنده رمان «شغل پدر» با نام‌های «افسانه پدران ما» و  «بازگشت به گیلی بلز» را به فارسی برگردانده‌است.

در بخشی از این کتاب می‌خوانیم:

بخشی از متن کتاب:

همیشه از خودم می‌پرسیدم: چه‌چیز ناجوری در زندگی‌مان وجود دارد؟ هیچ‌کس به خانه ما نمی‌آمد. هرگاه کسی زنگ خانه مان را می‌زد، پدر دستش را بلند می‌کرد تا ما را به سکوت وادارد و منتظرمی‌ماند تا او که پشت در بود منصرف شود. به صدای پایش در پله‌ها گوش می‌داد. پس از آن کنار پنجره می‌رفت، پشت پنجره پنهان می‌شد، پیروزمندانه او را که داشت در کوچه دورمی‌شد، نگاه‌می‌کرد. هیچ‌یک از دوستانم حق نداشتند از درِ خانه ما بیاییند تو و هیچ‌یک از دوستان مادرم هم. همیشه ما سه تا تنها در آپارتمان بودیم. حتی پدربزرگ‌مادربزرگ‌هایم هیچ‎‌وقت به خانه ما نیامدند.

از مهستی بحرینی پیش از این آثاری چون تونل، آفریقایی، اسطوره سیزیف، مائده‌های زمینی، هستی و نیستی از سارتر، دگرگونی اثرِ میشل بوتور، عارف جان‌سوخته، ترجیع گرسنگی، سوءتفاهم در مسکو از سیمون دوبوار، آقای رویا، در جست‌وجوی مولانا، عصیانگر از آلبرکامو، شغل پدر و اخیراً هم مادام بواری از فلوبر به فارسی ترجمه و منتشر شده است.

بی‌فایده است!/ باد قرن‌هاست/ در کوچه‌ها/ خیابان‌ها/ می‌چرخد/ زوزه می‌کشد/ و رمه‌های شادی را می‌درد./ می‌چرخم بر این خاک/ و هرچه خون ماسیده بر تاریخ را/ با اشک‌هایم می‌شویم/ پاک نمی‌شود... مانی، وزن و قافیه تنها اصولی بودند که شعر به وسیلهء آنها تعریف می‌شد؛ اما امروزه، توجه به فرم ذهنی، قدرت تخیل، توجه به موسیقی درونی کلمات و عمق نگاه شاعر به جهان و پدیده‌های آن، ورای نظام موسیقایی، لازمه‌های شعری فاخرند ...
صدای من یک خیشِ کج بود، معوج، که به درون خاک فرومی‌رفت فقط تا آن را عقیم، ویران، و نابود کند... هرگاه پدرم با مشکلی در زمین روبه‌رو می‌شد، روی زمین دراز می‌کشید و گوشش را به آنچه در عمق خاک بود می‌سپرد... مثل پزشکی که به ضربان قلب گوش می‌دهد... دو خواهر در دل سرزمین‌های دورافتاده باهیا، آنها دنیایی از قحطی و استثمار، قدرت و خشونت‌های وحشتناک را تجربه می‌کنند ...
احمد کسروی به‌عنوان روشنفکری مدافع مشروطه و منتقد سرسخت باورهای سنتی ازجمله مخالفان رمان و نشر و ترجمه آن در ایران بود. او رمان را باعث انحطاط اخلاقی و اعتیاد جامعه به سرگرمی و مایه سوق به آزادی‌های مذموم می‌پنداشت... فاطمه سیاح در همان زمان در یادداشتی با عنوان «کیفیت رمان» به نقد او پرداخت: ... آثار کسانی چون چارلز دیکنز، ویکتور هوگو و آناتول فرانس از ارزش‌های والای اخلاقی دفاع می‌کنند و در بروز اصلاحات اجتماعی نیز موثر بوده‌اند ...
داستان در زاگرب آغاز می‌شود؛ جایی که وکیل قهرمان داستان، در یک مهمانی شام که در خانه یک سرمایه‌دار برجسته و بانفوذ، یعنی «مدیرکل»، برگزار شده است... مدیرکل از کشتن چهار مرد که به زمینش تجاوز کرده بودند، صحبت می‌کند... دیگر مهمانان سکوت می‌کنند، اما وکیل که دیگر قادر به تحمل بی‌اخلاقی و جنایت نیست، این اقدام را «جنایت» و «جنون اخلاقی» می‌نامد؛ مدیرکل که از این انتقاد خشمگین شده، تهدید می‌کند که وکیل باید مانند همان چهار مرد «مثل یک سگ» کشته شود ...
معلمی بازنشسته که سال‌های‌سال از مرگ همسرش جانکارلو می‌گذرد. او در غیاب دو فرزندش، ماسیمیلیانو و جولیا، روزگارش را به تنهایی می‌گذراند... این روزگار خاکستری و ملا‌ل‌آور اما با تلألو نور یک الماس در هم شکسته می‌شود، الماسی که آنسلما آن را در میان زباله‌ها پیدا می‌کند؛ یک طوطی از نژاد آمازون... نامی که آنسلما بر طوطی خود می‌گذارد، نام بهترین دوست و همرازش در دوران معلمی است. دوستی درگذشته که خاطره‌اش نه محو می‌شود، نه با چیزی جایگزین... ...