کتاب «فرهنگ روسی به فارسی» توسط راهله ضیایی منتشر شد.

فرهنگ روسی به فارسی راهله ضیایی

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایسنا، فرهنگ روسی به فارسی در ٣۶٠ صفحه برای زبان‌آموزان دوره مقدماتی از سوی انتشارات وصال در دسترس مخاطبان قرار گرفته است.

این کتاب در چاپ اول خود مشتمل بر بیش از دوهزار مدخل اصلی و ۱۵ هزار مدخل فرعی است.

به عقیده نویسنده با توجه به ارتباطات روزافزون تجاری، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی میان ایران و کشورهای روس‌زبان محدود بودن منابع آموزشی روسی-فارسی بسیار ملموس بوده و تدوین چنین کتاب‌های مرجعی می‌تواند به روند آموزش این دو زبان برای ایجاد ارتباطات کلامی بهتر و درک متقابل بیشتر کمک فراوانی کند.

در معرفی این فرهنگ آمده است: این فرهنگ برای زبان‌آموزان ایرانی و روس‌زبان و نیز افراد مبتدی که به صورت خودآموز علاقه‌مند به آموختن زبان روسی یا فارسی هستند مناسب بوده و به گونه‌ای تالیف شده که خواننده به سهولت می‌تواند با آن‌ ارتباط گرفته و فهم آن برایش سهل و آسان است.

از ویژگی‌های کتاب فرهنگ روسی به فارسی نزدیک‌سازی و تسهیل یادگیری زبان به روش زبان مادری است، به طوری که یادگیری معانی و صرف واژگان به کمک کاربرد آن‌ها در جمله و عبارت صورت می‌گیرد.

علاوه بر این‌که تمام مدخل‌ها در این فرهنگ دارای مثال هستند، یکی از مهم‌ترین ویژگی‌ها که این فرهنگ را از دیگر فرهنگ‌های روسی به فارسی ماقبل خود متمایز می‌کند این است که برای تشخیص جنس در اسامی از روش‌های نوین استفاده شده است.

به گفته ضیایی در تدوین این فرهنگ از مدخل‌ها و مثال‌ها به روش بسامدگیری واژگان جدیدترین کتاب‌های آموزش زبان روسی به خارجی‌زبان‌ها استفاده شده است.

راهله ضیایی مسئول بخش آموزش زبان روسی کانون زبان ایران است که پیش‌تر کتاب‌هایی همچون «افسانه‌ها و اساطیر تاتاری»، داستان کوتاه «او» و «کنش‌های گفتاری انگیزش در زبان‌هایی با ساختار متفاوت» را منتشر کرده است.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...