کتاب «تربیت شنوایی: آموزش سلفژ براساس تریادهای ماژور با روش ساده» نوشته محمد حقگو توسط نشر ماهور منتشر شد.

تربیت شنوایی: آموزش سلفژ براساس تریادهای ماژور با روش ساده محمد حقگو

به گزارش کتاب نیوز به نقل از  مهر، مؤسسه فرهنگی‌هنری ماهور کتاب «تربیت شنوایی: آموزش سلفژ براساس تریادهای ماژور با روش ساده» نوشته محمد حقگو را به بهای ۷۰ هزار تومان منتشر کرده است.

حقگو موسیقی‌دان، آهنگساز و نوازنده سنتور است. او از شاگردان مجید کیانی بود و رشته آهنگسازی را در دانشگاه کی‌یف اوکراین به پایان رساند. «پوئم سمفونیک آواز کویر»، «سوئیت سمفونی کنکاش»، «سمفونی بیرجند» و «کنسرتو برای دوتار و ارکستر» از جمله آثار مهم این آهنگساز است.

حقگو درباره این کتاب نوشته است:

«هر نت‌نوشته موسیقی دارای دو ویژگی فرکانس و زمان است و برای هنرجویان موسیقی، توانایی سرایش فرکانس‌های متفاوت، دشوارتر از رعایت زمان و درک کشش‌های مختلف نت‌های موسیقی است. تریادهای ماژور، ترکیب‌های صوتی بسیار دقیقی هستند که می‌توانند یادگیری سرایش صحیح فواصل مختلف موسیقایی را بسیار ساده نمایند. این یادگیری زمانی ساده‌تر خواهد شد که طبیعت فیزیکی اصوات موسیقایی در مسیر یادگیری، به‌صورت آگاهانه مورد استفاده قرار گیرند.»

................ هر روز با کتاب ...............

هنر |
جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...