نشر روزبهان به زودی تمامی آثار زنده یاد نادر ابراهیمی را با ویرایش جدید و در قطع جیبی منتشر می کند.

آثار نادر ابراهیمی در قطع جیبی منتشر می‌شود


به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، با اتمام چاپ 4 عنوان از کتابهای زنده یاد نادر ابراهیمی در نمایشگاه کتاب انتشارات روزبهان اقدام به تجدید چاپ این آثار گرفته و در حال حاضر این کتابها زیرچاپ هستند.

"غزلداستانهای سالهای بد"، "ابوالمشاغل" از مجموعه مردان کوچک، "آتش بدون دود" مجموعه داستانهای بلند و "وسعت معنای انتظار" مجموعه ای از سه قصه نمایشی عنوان چهار کتابی است که به زودی چاپ جدید آنها به بازار خواهد آمد.

نشر روزبهان همچنین در نظر دارد تمامی آثار
نادر ابراهیمی را با حروفچینی جدید در کتابهایی در قطع جیبی منتشر کند.

از دیگر برنامه های این ناشر برای انتشار مجدد آثار این نویسنده و شاعر این است که مجموعه ای از عاشقانه های ابراهیمی شامل "یک عاشقانه آرام"، "چهل نامه کوتاه به همسرم" و "بار دیگر شهری که دوست می داشتم" را در قالب یک بسته سه تایی و با چاپ نفیس منتشر کند.

همچنین تا تابستان امسال 10  عنوان کتاب از کارهای کودک
نادر ابراهیمی نیز تجدید چاپ خواهد شد.

کتاب "تکثیر تاسف برانگیز پدربزرگ" از دیگر آثار ابراهیمی است که نشر روزبهان در نظر دارد چاپ جدیدی از آن را تابستان امسال عرضه کند.

................ هر روز با کتاب ...............

نثر و زبان سرگذشت حاجی بابای اصفهانی آنچنان فوق‌العاده بود که گفته شد اصل این کتاب ایرانی است... «کتاب احمد یا سفینه طالبی»، در‌واقع کتابی درسی در قالب روایی و داستانی است. جلد اول آن ۱۸ صحبت در شناخت جهان است، جلد دوم در چهار صحبت به قوانین مدنی می‌پردازد و جلد سوم مسائل‌الحیات است. رمانی است علمی که در قالب یادداشت‌های روزانه نوشته‌شده و شاید بتوان آن را نخستین داستان مدرن فارسی با شخصیت کودک دانست. ...
به دارالوكاله‌ای فلاكت‌زده می‌رویم در وال‌ استریت؛ جایی كه میرزابنویسی غریب در آن خیره به دیواری آجری می‌ایستد و ساعت‌ها به آن خیره می‌شود... اغلب در پاسخ به درخواست دیگران برای انجام‌دادن كاری می‌گوید ترجیح می‌دهد انجامش ندهد... جالب اینجاست که فیلسوفانی مثل ژیل دلوز، ژاك رانسیر، جورجو آگامبن، اسلاوی ژیژك، آنتونیو نگری و مایكل هارت به این داستان پرداخته‌اند! ...
داستان‌هاي من بر خانم‌ها بيشتر تاثير گذاشته است... آن نوع نویسندگی و تلقی از نویسندگی که توسط جوایز، نشریات و مجلات دهه 80 حمایت می‌شد دیگر وجود ندارد... آرمان این است ما چیزی بنویسیم که تبدیل به تصویر شود... 4 زن دارم. می‌شود گفت 4 زن جذاب... موضوع 99 درصد داستان‌هایی که در کارگاه‌های داستان‌نویسی خوانده می‌شد، خیانت بود... سانسور موفق عمل کرده و نفس نویسنده ایرانی را گرفته و و نویسنده ایرانی هم مبارزه نکرده ...
و همان‌جور در احرام. و در همان سرما. و در سنگلاخى دراز كشیدیم. زن‌ها توى كامیون ماندند و مردها بر سینه‏‌كش پاى‏ كوه ... مى‏‌دانستم كه در چنان شبى باید سپیده‌دم را در تأمل دریافت و به تفكر دید و بعد روشن شد. همچنان‌كه دنیا روشن مى‌‏شود. اما درست همچون آن پیرزن كه 40 روز در خانه‌اش را به انتظار زیارت‏ خضر روفت و روز آخر خضر را نشناخت، در آن دم آخر خستگى و سرما و بى‏‌خوابى چنان كلافه‌ام كرده‌بود كه حتى نمى‏‌خواستم برخیزم. ...
آس و پاس بودم... قصد داشتم به زندان بروم. می‌خواستم کسی را بکُشم یا کشته شوم. بهترین دوستم دو ‌سال قبل خودکشی کرده بود... نمی‌خواستم مفت‌خور باشم... من بخشی از هیچ جامعه‌ای نبودم تا اینکه کم‌کم تبدیل به «جوانی عصبانی در نیویورک» شدم... کل جامعه تصمیم گرفته شما را نادیده بگیرد... بعد از ١٠ ‌سال حمل این کتاب، سرانجام آن را در سه ماه در سوییس به پایان رساندم... یک نویسنده باید همه‌ی خطرات نوشتن آنچه را می‌بیند، بپذیرد ...