مجموعه داستان «گل‌های داوودی» [Murder] اثر جان اشتاین‌بک با ترجمه فرزانه مظفری منتشر شد. مظفری معتقد است واقع‌گرایی، توصیف و حضور عنصر طبیعت، از مهم‌ترین وِیژگی‌های داستان‌های اشتاین‌بک است.

گل‌های داوودی [Murder] اثر جان اشتاین‌بک


به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایبنا «گل‌های داوودی»، «گریز»، «صبحانه» و «مجری خودسر قانون»، ‌نام داستان‌های این مجموعه هستند.

جان اشتاین‌بک در سال 1968 درگذشت و 6 سال قبل از مرگش توانست جایزه ادبی نوبل را دریافت کند. این نویسنده آمریکایی با انتشار رمان «خوشه‌های خشم» به اوج شهرت رسید؛ نویسنده‌ای که 16 رمان، 6 اثر غیر داستانی و پنج مجموعه داستان در میان آثارش دیده می‌شود. علاوه بر رمان‌های مطرح این نویسنده، مانند «خوشه‌های خشم» و «موش‌ها و آدم‌ها»، وی رمانی به نام «شرق بهشت» هم نوشته که یکی از برترین آثار ادبی دنیا و رمانی است که اشتاین‌بک آن را برترین اثر خود دانسته است.

به گفته مظفری، مترجم این کتاب، مجموعه «گل‌های داوودی» شامل چهار داستان کوتاه از اشتاین‌بک است که نویسنده در تمامی آن‌ها بر روی توصیف تمرکز دارد و برای روایت داستان‌هایش از عنصری چون طبیعت بهره می‌گیرد.

مظفری افزود: «گریز»، داستان زندگی پسری نوجوان است که در طول داستان بر اثر یک حادثه فردی را به قتل می‌رساند و مادرش به او کمک می‌کند تا برای نجات از مجازات بگریزد. نویسنده در طول مسیر طبیعت اطراف و جاده‌هایی را که این نوجوان از میان آن‌ها می‌گذرد توصیف می‌کند و کمتر مکالمه‌ای در طول داستان شکل می‌گیرد.

در داستان «گریز» مادر این نوجوان مسوولیتی سنگین را به پسرش محول می‌کند و از او می‌خواهد مانند یک مرد باشد. مترجم این داستان در این‌باره گفت: سرکوفت‌های همیشگی مادر سبب می‌شود پسرش که هنوز آمادگی کافی را برای تحمل مسوولیت‌های سخت ندارد، با مشکلات زیادی روبه‌رو شود و سفری را آغاز کند که نتیجه‌اش کسب تجربیات زیاد است. به نظر می‌رسد پا گذاشتن در این راه و کسب تجربه آن چیزی است که سبب می‌شود او تغییر کند.

مترجم کتاب گل‌های داوودی ویژگی دیگر داستان‌های اشتاین‌بک را استفاده زیاد وی از نمادها دانست و گفت: برای مثال او زمانی که می‌خواهد از استقامت شخصیت داستانش بگوید کوه‌ها را توصیف می‌کند. مثلا در داستان «گل‌های داوودی» تنهایی قهرمان داستانش را با توصیف باغچه به مخاطب القا می‌کند و گل‌های باغچه نماد فرزندانی می‌شوند که او هیچ‌گاه نداشته است.

مظفری درباره داستان «گل‌های داوودی» گفت: این داستان تا حدی به جامعه مردسالار قدیم اشاره دارد و شخصیت اولش زنی است به نام «الیسا» که به دلیل محدودیت‌هایش نمی‌تواند آن‌چه را در توان دارد، نشان دهد. این موضوع را در روابط الیسا با شوهرش و یا فروشنده دوره‌گرد می‌توان دریافت.

به گفته مترجم،  در این مجموعه داستان، اشتاین‌بک با ترکیب واقع‌گرایی و خیال به توصیف مسایل اجتماعی می‌پردازد و تصویری از جامعه و اعضایش را در جلوی چشمان مخاطبش قرار می‌دهد.

در توضیح این کتاب آمده: «جان اشتاین‌بک یکی از شناخته‌شده‌ترین و پر خواننده‌ترین نویسندگان قرن بیستم آمریکا به شمار می‌آید. مشهورترین آثار او «موش‌ها و آدم‌ها» و کتاب برنده جایزه پولیتزر، «خوشه‌های خشم» هستند که هر دو نمونه‌هایی از زندگی طبقه کارگر آمریکا و کارگران مهاجر در دوره رکود بزرگ اقتصادی دهه 30 هستند. تبار ایرلندی داشت و در دانشگاه استنفورد در رشته زیست‌شناسی به ادامه تحصیل پرداخت و مدتی بعد ترک تحصیل کرد و برای امرار معاش به کارهای کوچک مشغول شد. مدتی نیز خبرنگار مطبوعات بود اما در آن توفیقی به دست نیاورد. «جام زرین»، «چمنزارهای بهشت»، «تورنیلا فلت»، «در نبردی مشکوک»، «موش‌ها و آدم‌ها» و «خوشه‌های خشم» او را در صف اول رمان‌نویسان معاصر آمریکا قرار داد.

مظفری، مدرک کارشناسی خود را در رشته زبان و ادبیات انگلیسی دریافت کرده و هم‌اکنون دانشجوی رشته آموزش زبان انگلیسی در مقطع دکترای دانشگاه تهران است.

مجموعه داستان «گل‌های داوودی» اثر جان اشتاین‌بک با ترجمه فرزانه مظفری در 84 صفحه و به بهای دو هزار تومان از سوی انتشارات «کتابسرای تندیس» روانه بازار کتاب ایران شده است.
................ هر روز با کتاب ...............

غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...