نسرین حاتمی‌پور، نویسنده در گفت‌وگو با خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)‌ درباره کتاب «شه خاک، سفرنامه زنی در جاده‌های مرزی ایران» که به تازگی منتشر شده، اظهار کرد: هدف از نگارش این کتاب تنها پیمودن 8000 هزار کیلومتر به دور ایران نبود. درواقع هدف از نوشتن «شه‌خاک» عبور از مرزها و محدودیت‌هاست. روبرو شدن با لحظاتی سراسر دغدغه و خطر، مقابله و کشمکش با تابوها و کلیشه‌ها، نگاه موشکافانه به پدیده‌های اطراف و همچنین پرداختن به مشکلات مردم و محیط اطرافشان است.

او در توضیح دلیل انتخاب «شه خاک» به عنوان نام کتاب خود گفت: شه‌خاک نام منطقه‌ای در روستای فیلبندِ مازندران است که روزها برای نوشتن این کتاب من در آنجا ماندم. دلیل دیگر انتخاب این اسم این است که، ایران دارای غنی‌ترین فرهنگ‌ها در جهان است و بدین لحاظ بر سرزمین‌های دیگر برتری دارد.

این نویسنده درباره عنوان دیگر کتاب «سفرنامه زنی در جاده‌های مرزی ایران» و سفرنامه بودن آن بیان کرد: بله این کتاب را در قالب سفرنامه هم می‌توان تصور کرد. این اثر کاملا و صد در صد بر پایه واقعیات و مشاهدات من در طول سفر است.

نسرین حاتمی‌پور در پایان گفت: این کتاب به قلمی ساده، و به همان شکل و واقعیاتی که در پیرامونم رخ داد، نگاشته شده است.

نشر حکمت کلمه کتاب «شه خاک، سفرنامه زنی در جاده‌های مرزی ایران» اثر نسرین حاتمی‌پور را در 500 نسخه، 218 صفحه و با قیمت 40هزار تومان منتشر کرده است.

................ هر روز با کتاب ...............

مؤلف اخلاق ناصری تذکر می‌دهد: کودک را با هر کار نیکی که می‌کند، باید تشویق کنند و آفرین گویند، اما هنگامی که رفتارِ زشتی از او سرمی‌زند، باید بسیار مراقب بود که او را به‌صراحت و آشکارا سرزنش نکنند که چرا کار بدی کرده است؛ بلکه این‌طور وانمود کنند که او از روی غفلت و ناآگاهی آن کارِ زشت را انجام داده است... خواجه در سیر تربیت کودک بر وجود بازی و تفریح نیز بسیار تأکید دارد و معتقد است که بازی کردن می‌تواند خاطر کودک را از سختی‌ها و ملالت‌های شئونِ مختلفِ ادب‌آموزی برهاند. ...
در ساعت یازده چهارشنبه آن هفته جن در آقای مودت حلول کرد... این آدم‌های عادی در عین عادی‌بودن، کارهای وحشتناک می‌کنند. می‌کُشند، زن‌هایشان را تکه‌پاره می‌کنند، آمپول مرگبار به دوست و آشنا می‌زنند... زن‌ها مدام کشته می‌شوند حالا هرچقدر که زیبا و دوست‌داشتنی باشند و هرچقدر هم که قاتل عاشقشان باشد... حکومتی که بر مسند قدرت نشسته تحمل هیچ شاهد زبان‌به‌کامی را ندارد... این «تن‌بودگی» آدم‌های داستان ...
سرگذشت افسری از ارتش رژیم گذشته... پس از پی بردن به روابط غیرمشروع همسرش او را به قتل می‌رساند و مدتی را در زندان به سر می‌برد. پنج فرزند او نیز در شرایط انقلابی هرکدام وارد گروه‌های مختلف سیاسی می‌شوند... ما بذر بی اعتمادی، شک و تسلیم را کاشته‌ایم که به جنگلی از پوچی و بدبینی تبدیل شده است. جنگلی که در آن هرگز جرأت نمی‌کنید حتی اسم خدا، حقیقت و انسانیت را به زبان بیاورید. ما مجبور می‌شویم که قبر فرزندانمان را خودمان بکنیم ...
نه می‌توانیم بگوییم که قرآن به این اساطیر هیچ نگاهی نداشته و نه می‌توانیم فوری آنچه را با عقل ما سازگار نشد، بگوییم که اساطیری است... حُسن را به یوسف، عشق را به زلیخا و حزن را به یعقوب تعبیر می‌کند... قرآن نوعی زبان تصویری دارد... در مقام قصه‌‏گویی به‏ شدت از این‏که مطلبی خلاف واقع بگوید، طفره می‌‏رود. در عین‏ حال در بیان واقعیات به دو عنصر پویایی و گزینشی بودن تکیه فراوانی دارد. ...
تکبر شدید مردانه، نابرابری خارق‌العاده‌ی ثروت و خسارت روانی واردآمده به کارکنان جوان مؤنث... کاربران شاید نمی‌دانستند که رصد می‌شده‌اند، ولی این یک مسئله‌ی شخصی میان آن‌ها و شرکت‌های مشتری‌مان بود... با همکارانش که اکثراً مرد هستند به یک میخانه‌ی ژاپنی می‌رود تا تولد رئیسش را جشن بگیرند... من همیشه سعی کرده‌ام دوست‌دختر، خواهر، یا مادر کسی باشم... فناوری‌‌های نوین راه‌حل‌ برای بحران‌هایی ارائه می‌دهند که اکنون دارند وخیم‌ترشان می‌کنند ...