«الوصول» عنوان اصلی کتاب شرح زندگی و خاطرات «ام یاسر»، همسر شهید سیدعباس موسوی است که توسط احمد نطنزی با عنوان «هم‌قسم» به فارسی ترجمه و توسط انتشارات به‌نشر روانه بازار کتاب شده است.

به گزارش مهر، «هم‌قسم» برگردان فارسی کتاب «الوصول» نوشته عبدالقدوس الامین است. «هم‌قسم» را که روایتگر زندگی شهید «ام یاسر» (سهام) همسر شهید حجت الاسلام سیدعباس موسوی، دومین دبیرکل حزب الله لبنان است را احمد نطنزی به فارسی ترجمه کرده و انتشارات به‌نشر (انتشارات آستان قدس رضوی) آن را در قالب کتاب روانه بازار کرده است.

بهترین راه برای معرفی فرمی این کتاب، شاید رجوع به نخستین سطرهای پیشگفتاری باشد که خود نویسنده، عبدالقدوس الامین در ابتدای کتابش آورده است: «خواننده عزیز، به‌راستی خود نمی‌دانم نوشتاری را که پیش رو دارید چه بنامم؛ چون در شیوه نگارش آن به هیچ یک از اصول رایج در ادبیات سیره‌نگاری یا روایتگری و قصه‌نویسی پایبند نبوده‌ام. از روز نخستین تا آخرین لحظات حیات این بانو، ام یاسر، هر چه می‌دانستم به قلم آوردم: از آن روزهایی که در نجف اشرف همسایه این خانواده بودم و همچنین از سلسله اطلاعاتی که در دست‌نوشته‌ها و مقالات و بیش از سی مصاحبه از او به یادگار مانده است. همه آنچه نوشته‌ام، با پوست و گوشت و خونم لمس کرده‌ام. از این رو، نه می‌توانستیم چون سیره‌نگاران، تنها به گزارش خشک و بی‌روح حوادث بسنده کنم و نه قادر بودم در شرح حال این بانوی گرامی به اصول قصه‌نویسی متعهد بمانم. او پدیده‌ای منحصر به فرد بود و نتیجه قلم زدن درباره او نیز خواه ناخواه کار متفاوتی می‌شد…»

این سخن آغازین کتاب عبدالقدوس الامین درباره شهید ام یاسر است. با این توصیف، مخاطب از پیش تکلیف تا حد زیادی تکلیف خویش را در مواجهه با این اثر دریافت می‌کند. این کتاب نه قرار است یک زندگینامه داستانی باشد؛ و نه یک سیره‌نگاری یا وقایع‌نگاری در خصوص یک شخصیت. در عین حال با رجوع به متن روشن می‌شود که نویسنده به فراخور زندگی و فعالیت‌های شهید ام یاسر، به هر حوزه‌های مذکور سرک کشیده و از امکانات بیانی هر حوزه برای بیان بهتر و جذاب‌تر محتوای مد نظرش استفاده کرده است. نیمه ابتدایی کتاب بیش از نیمه دوم آن وجه داستانی پیدا کرده است و نیمه دوم بیشتر وجه سیره‌نگارانه دارد.

نویسنده با استفاده از اسناد و مدارکی درباره این شهید در اختیار داشته دست به نگارش این کتاب زده است. همچنین او که ساعتها مصاحبه با شهید داشته است، تلاش کرده تمام گفته‌ها وشنیده‌ها درباره این شهید را با مصاحبه مطابقت دهد و پس ز آن در این کتاب استفاده کند. علاوه بر این‌ها، عبدالقدوس الامین مطالب گردآوری شده را با آنانی که با ام یاسر پیوندی تنگاتنگ داشته‌اند در میان گذاشته و صدق و کذب آنها را کاویده است تا به قول خودش مبادا در کلامی یا نقطه‌ای قلمش به خطا رفته باشد.

مترجم فارسی کتاب، احمد نطنزی که در دهه شصت به دلیل انجام مأموریت‌های تبلیغی در لبنان حضور داشته و با شهید حجت الاسلام سیدعباس موسی از نزدیک آشنا بوده با احساس تعلقی که به این شهید و جنبش مقاومت داشته دست به ترجمه این کتاب زده است. نطنزی در آن سال‌ها به عنوان یک روحانی در امور روحانیون نمایندگی ولی فقیه سپاه در لبنان مشغول به کار بوده و شناختی بی‌واسطه از شهید موسوی دارد. از قضا چند سال پیش یکی از دوستان لبنانی نطنزی کتاب «الوصول» عبدالقدوس الامین را برایش می‌آورد و او نطنزی می‌خواهد این اثر را ترجمه کند. بدین‌ترتیب الوصول که عنوان اصلی همین کتاب است و شرح زندگی و خاطرات ام یاسر، همسر شهید سیدعباس موسوی است با عنوان «هم‌قسم» به فارسی ترجمه و روانه بازار کتاب می‌شود.

نطنزی درباره این کتاب می‌نویسد: «خواننده در فراز و نشیب داستان، با روح بزرگ‌بانویی آشنا می‌شود که قدم به قدم در کنار وجود معنوی سید عباس می‌بالد و در قامت یک شهید قد می‌افرازد». او برای آشنایی بیشتر مخاطبان درباره فضای حاکم بر این کتاب و به بیان خودش «جبران برخی شکاف‌های اطلاعاتی متن» پی‌نوشتی را هم به کتاب ضمیمه کرده و آن را به خوانندگان فارسی‌زبان پیشکش کرده است.

کتاب «هم‌قسم» دارای یک «پیشگفتار»، «مقدمه مترجم» و یک «گواهی» است؛ متن گواهی را «یاسر» فرزند شهیدان ام یاسر و حجت الاسلام سید عباس موسوی، پس از خواندن کتاب «الوصول» به نگارش درآورده است و در آن گواهی داده است که این کتاب به درستی سیره مادرش را روایت کرده است. او می‌نویسد: «این کتاب را که روایتگر سیره مادر دوست‌داشتنی‌ام است، مطالعه کردم و در آن نکته‌ای خلاف آنچه از مادرم سراغ داشتم نیافتم…»

«هم‌قسم» شامل چهار فصل است؛ فصل اول با عنوان «یادآوری و خاطرات» شامل خاطرات شهید ام یاسر است. فصل دوم و سوم به ترتیب با عنوان‌های «جلوه‌هایی از شکل‌گیری شخصیتی استوار» و «پرواز تا اوج» شامل سیره و شرح وقایع زندگی این شهید است. پی‌نوشت مترجم بر این کتاب در انتهای فصل سوم جای گرفته است و فصل پنجم کتاب که حاوی «آلبوم تصاویر شهید» است در انتهای کتاب قرار گرفته است.

انتشارات به‌نشر (انتشارات آستان قدس رضوی) رجمه کتاب «الوصول» را با عنوان «هم‌قسم» با ترجمه احمد نطنزی در ۳۵۰ صفحه و با قیمت ۳۵ هزار تومان منتشر و روانه بازار کتاب کرده است.

بی‌فایده است!/ باد قرن‌هاست/ در کوچه‌ها/ خیابان‌ها/ می‌چرخد/ زوزه می‌کشد/ و رمه‌های شادی را می‌درد./ می‌چرخم بر این خاک/ و هرچه خون ماسیده بر تاریخ را/ با اشک‌هایم می‌شویم/ پاک نمی‌شود... مانی، وزن و قافیه تنها اصولی بودند که شعر به وسیلهء آنها تعریف می‌شد؛ اما امروزه، توجه به فرم ذهنی، قدرت تخیل، توجه به موسیقی درونی کلمات و عمق نگاه شاعر به جهان و پدیده‌های آن، ورای نظام موسیقایی، لازمه‌های شعری فاخرند ...
صدای من یک خیشِ کج بود، معوج، که به درون خاک فرومی‌رفت فقط تا آن را عقیم، ویران، و نابود کند... هرگاه پدرم با مشکلی در زمین روبه‌رو می‌شد، روی زمین دراز می‌کشید و گوشش را به آنچه در عمق خاک بود می‌سپرد... مثل پزشکی که به ضربان قلب گوش می‌دهد... دو خواهر در دل سرزمین‌های دورافتاده باهیا، آنها دنیایی از قحطی و استثمار، قدرت و خشونت‌های وحشتناک را تجربه می‌کنند ...
احمد کسروی به‌عنوان روشنفکری مدافع مشروطه و منتقد سرسخت باورهای سنتی ازجمله مخالفان رمان و نشر و ترجمه آن در ایران بود. او رمان را باعث انحطاط اخلاقی و اعتیاد جامعه به سرگرمی و مایه سوق به آزادی‌های مذموم می‌پنداشت... فاطمه سیاح در همان زمان در یادداشتی با عنوان «کیفیت رمان» به نقد او پرداخت: ... آثار کسانی چون چارلز دیکنز، ویکتور هوگو و آناتول فرانس از ارزش‌های والای اخلاقی دفاع می‌کنند و در بروز اصلاحات اجتماعی نیز موثر بوده‌اند ...
داستان در زاگرب آغاز می‌شود؛ جایی که وکیل قهرمان داستان، در یک مهمانی شام که در خانه یک سرمایه‌دار برجسته و بانفوذ، یعنی «مدیرکل»، برگزار شده است... مدیرکل از کشتن چهار مرد که به زمینش تجاوز کرده بودند، صحبت می‌کند... دیگر مهمانان سکوت می‌کنند، اما وکیل که دیگر قادر به تحمل بی‌اخلاقی و جنایت نیست، این اقدام را «جنایت» و «جنون اخلاقی» می‌نامد؛ مدیرکل که از این انتقاد خشمگین شده، تهدید می‌کند که وکیل باید مانند همان چهار مرد «مثل یک سگ» کشته شود ...
معلمی بازنشسته که سال‌های‌سال از مرگ همسرش جانکارلو می‌گذرد. او در غیاب دو فرزندش، ماسیمیلیانو و جولیا، روزگارش را به تنهایی می‌گذراند... این روزگار خاکستری و ملا‌ل‌آور اما با تلألو نور یک الماس در هم شکسته می‌شود، الماسی که آنسلما آن را در میان زباله‌ها پیدا می‌کند؛ یک طوطی از نژاد آمازون... نامی که آنسلما بر طوطی خود می‌گذارد، نام بهترین دوست و همرازش در دوران معلمی است. دوستی درگذشته که خاطره‌اش نه محو می‌شود، نه با چیزی جایگزین... ...