کتاب «آخرین پرنده، آخرین سنگ» از سوی انتشارات کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان بازنشر شد.

به گزارش مهر، کتاب «آخرین پرنده، آخرین سنگ» به قلم سید مهدی شجاعی از کتاب‌های انتشارات پرورش فکری کودکان و نوجوانان به چاپ ششم رسید.

در خلاصه داستان این کتاب آمده است: «ابرهه، پادشاه یمن، از این‌که کعبه مرکز توجه مردم خداپرست قرار گرفته است، احساس حسادت می‌کند. بازرگانان بزرگ، حجاز را به خاطر وجود کعبه مرکز تجاری خود ساخته و به یمن بی‌توجه مانده‌اند. همین امر، ابرهه را عذاب می‌دهد و او را به ساختن معبدی بزرگ و مجلل در «صنعا» وا می‌دارد، اما سرانجام آتش خشم او به نزدیکی کعبه می‌رسد و…»

کتاب، روایت واقعه حمله این فرمانده یمنی به مکه برای تخریب کعبه است و شرح سنگباران شدن او و سپاهش از سوی پرندگان که بیان آن در قرآن و در سوره فیل آمده است.

زنده‌یاد علی اصغرزاده، طراحی و سازندگی لوح‌های کتاب «آخرین پرنده، آخرین سنگ» را برعهده داشته است.

این کتاب که مناسب کودکان بالای ۱۱ سال است در چاپ ششم با شمارگان ۲ هزار و ۵۰۰ نسخه به قیمت ۱۰ هزار تومان به چاپ رسیده است. پیش‌تر نیز ۴۵ هزار نسخه از این کتاب از سوی کانون منتشر شده است.

کتاب «آخرین پرنده، آخرین سنگ» اولین بار در سال ۱۳۷۸ منتشر شده است.

20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...