«میثاق پنجم» [The fifth agreement : a practical guide to self-mastery] نوشته دون میگوئل روئیز [Ruiz, Miguel] و دون هوزه روئیز و ترجمه حدیث پیا از سوی انتشارات علمی در دسترس مخاطبان قرار گرفت.

[این کتاب نخستین بار، با عنوان «پنجمین میثاق» با ترجمه مهران کندری توسط نشر میترا در 1389 منتشر شده است، سپس با همین نام و ترجمه جواد شکیبا توسط نشر گستره‏‫، با عنوان «پنجمین پیمان» و ترجمه هنگامه آذرمی در کلک آزادگان، با نام «پیمان پنجم» و ترجمه فرزام حبیبی در لیوسا، به اسم «پنج میثاق» و ترجمه مجتبی نیک‌سرشت در نشر‬ آسو منتشر شده است. همچنین با عنوان اخیر: «میثاق پنجم» پیش از این دو بار با تر جمه شهین ریاحی‌مدوار در نشر حباب، و ترجمه طاهره بهادران در انتشارات پل منتشر شده است.]

به گزارش مهر، دون میگوئل روئیز، نویسنده مکزیکی متولد ۱۹۵۲ است. آثار او در جهت استفاده از آموزه‌های باستان به عنوان ابزاری برای دستیابی به روشنگری معنوی معاصر حرکت می‌کنند. نام روئیز در سال ۲۰۱۸ به عنوان یکی از ۱۰۰ نفری که دارای تأثیرات معنوی بر زندگی انسان‌ها هستند، فهرست شده است.

معروف‌ترین کتاب او «میثاق پنجم» [2010 م.] است. او در این کتاب که به همراهی دون هوزه روئیز منتشر کرده است به این موضوع می‌پردازد که در زندگی، تمام عقایدی که از طرف والدین، معلم‌ها، دین، و اجتماع دریافت کرده‌ایم ما را به این باور می‌رساند که برای پذیرفته شدن در جامعه باید جور خاصی باشیم. آنها به ما می‌گویند چه آدمی باشیم، ظاهرمان چطور باشد، چگونه رفتار کنیم، چه کاری انجام دهیم، و چه کاری انجام ندهیم. و چون آنچه هستیم خوشایندمان نیست، به آنچه نیستیم تظاهر می‌کنیم. می‌ترسیم از دید دیگران خوب نباشیم، زیرا از طرد شدن وحشت داریم و به همین دلیل است که به جستجوی کمال می‌رویم. ما طی این جست‌وجو، تصویری از کمال برای خود می‌سازیم، تصویری از آنچه نیستیم ولی دلمان می‌خواهد باشیم. از خود راضی نیستیم و شروع می‌کنیم به قضاوت کردن خودمان؛ اینجا است که داستان زندگی غم‌انگیز می‌شود.

نویسندگان در دو بخش کلی که هرکدام شامل فصل‌های مجزا هستند تلاش می‌کنند با ارائه راهکارهایی به انسان‌ها در رفع مشکلات اجتماعی و فردی خود کمک کند.

«میثاق پنجم» نوشته دون میگوئل روئیز و دون هوزه روئیز با ترجمه حدیث پیا در ۱۱۹ صفحه و با قیمت ۳۳ هزار و پانصد تومان از سوی انتشارات علمی منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

به دارالوكاله‌ای فلاكت‌زده می‌رویم در وال‌ استریت؛ جایی كه میرزابنویسی غریب در آن خیره به دیواری آجری می‌ایستد و ساعت‌ها به آن خیره می‌شود... اغلب در پاسخ به درخواست دیگران برای انجام‌دادن كاری می‌گوید ترجیح می‌دهد انجامش ندهد... جالب اینجاست که فیلسوفانی مثل ژیل دلوز، ژاك رانسیر، جورجو آگامبن، اسلاوی ژیژك، آنتونیو نگری و مایكل هارت به این داستان پرداخته‌اند! ...
داستان‌هاي من بر خانم‌ها بيشتر تاثير گذاشته است... آن نوع نویسندگی و تلقی از نویسندگی که توسط جوایز، نشریات و مجلات دهه 80 حمایت می‌شد دیگر وجود ندارد... آرمان این است ما چیزی بنویسیم که تبدیل به تصویر شود... 4 زن دارم. می‌شود گفت 4 زن جذاب... موضوع 99 درصد داستان‌هایی که در کارگاه‌های داستان‌نویسی خوانده می‌شد، خیانت بود... سانسور موفق عمل کرده و نفس نویسنده ایرانی را گرفته و و نویسنده ایرانی هم مبارزه نکرده ...
و همان‌جور در احرام. و در همان سرما. و در سنگلاخى دراز كشیدیم. زن‌ها توى كامیون ماندند و مردها بر سینه‏‌كش پاى‏ كوه ... مى‏‌دانستم كه در چنان شبى باید سپیده‌دم را در تأمل دریافت و به تفكر دید و بعد روشن شد. همچنان‌كه دنیا روشن مى‌‏شود. اما درست همچون آن پیرزن كه 40 روز در خانه‌اش را به انتظار زیارت‏ خضر روفت و روز آخر خضر را نشناخت، در آن دم آخر خستگى و سرما و بى‏‌خوابى چنان كلافه‌ام كرده‌بود كه حتى نمى‏‌خواستم برخیزم. ...
آس و پاس بودم... قصد داشتم به زندان بروم. می‌خواستم کسی را بکُشم یا کشته شوم. بهترین دوستم دو ‌سال قبل خودکشی کرده بود... نمی‌خواستم مفت‌خور باشم... من بخشی از هیچ جامعه‌ای نبودم تا اینکه کم‌کم تبدیل به «جوانی عصبانی در نیویورک» شدم... کل جامعه تصمیم گرفته شما را نادیده بگیرد... بعد از ١٠ ‌سال حمل این کتاب، سرانجام آن را در سه ماه در سوییس به پایان رساندم... یک نویسنده باید همه‌ی خطرات نوشتن آنچه را می‌بیند، بپذیرد ...
با عاشق شدن به دختری زیبارو ناخواسته وارد بازی‌های سیاسی می‌شود... دست‌کم در قسمت‌هایی از زندگی‌مان دچار حس فریب‌خوردگی یا به تعبیری عامیانه «حس خریت» بوده‌ایم... آونگ شدن هر روزه‌مان در بین سه فضای عشق، سیاست و خیانت را به عریانی به تصویر می‌کشد و نشان می‌دهد که چگونه ما گاه خود را در میان خریت‌هایمان در این سه فضا گرفتار می‌بینیم... ...