کتاب «عاشقی‌های سعدی» [Sa'di in Love : The Lyrical Verses of Persia's Master Poet] نوشته محمدعلی همایون کاتوزیان توسط نشر مرکز به چاپ سوم رسید.

عاشقی‌های سعدی» [Sa'di in Love : The Lyrical Verses of Persia's Master Poet] کاتوزیان

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، چاپ اول این‌کتاب زمستان ۹۵ به بازار عرضه شد و حالا نسخه‌های چاپ سومش به کتابفروشی‌ها آمده‌اند.

این‌کتاب چهارمین کتاب کاتوزیان درباره سعدی و اشعارش است که در آن درباره ۷۸ غزل از غزلیات سعدی بحث شده و ترجمه انگلیسی‌ این‌غزلیات نیز در کنار این بحث و تشریح آمده است.

کاتوزیان معتقد است سعدی استاد غزل است و در این‌زمینه تنها حافظ و تا حد کمتری هم مولوی با او قابل مقایسه هستند. او شاعری است که در زمان حیاتش یک ترک مقیم آناتولی، شعرش را در نامه‌ای نقل کرد و ۳۰ سال پس از درگذشتش هم آوازه‌خوانان چینی، اشعارش را با سرود می‌خواندند؛ بدون این‌که معنای آن‌ها را بدانند.

وصف معشوق، وصال، فراق و اخلاقی/عرفانی عناوین فصل‌ها و موضوعاتی هستند که کاتوزیان در این‌کتاب، غزلیات سعدی را براساس آن‌ها بررسی کرده است.

چاپ سوم این‌کتاب با ۲۳۲ صفحه و قیمت ۳۵ هزار و ۸۰۰ تومان منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...