ری بردبری درگذشت

19 خرداد 1391

ری بردبری نویسنده سرشناس داستان‌های علمی تخیلی و خالق رمان «فارنهایت 451» در 91 سالگی در لس آنجلس درگذشت.

به گزارش خبرآنلاین، الکساندرا بردبری دختر نویسنده این خبر را تائید کرد و گفت پدرش سه‌شنبه شب در کالیفرنیای جنوبی پس از تحمل یک بیماری طولانی فوت کرد.

ری بردبری که نویسنده بیش از 100 رمان، داستان کوتاه، نمایشنامه و فیلمنامه تلویزیونی و سینمایی بود، از دهه 1940 فعالیت خود را شروع کرد. از معروف‌ترین آثار او می‌توان به «فارنهایت 451»، «مرد مصور» و «چیزی شرور به این سمت می‌آید» اشاره کرد. شهرت او در تصویر کردن آینده‌ای ضدآرمان‌شهری بود.

از زمان منتشر شدن این خبر بسیاری به ابراز تاسف پرداخته‌اند و یاد بردبری را گرامی داشته‌اند. یکی از این افراد دانکن جونز کارگردان فیلم مستقل و علمی تخیلی «ماه» بود که گفت: «یکی دیگر از چهره‌های خلاق ادبیات علمی تخیلی از بین ما رفت.»

بردبری زاده ایلینویز بود و در نوجوانی به همراه خانواده‌اش به لس آنجلس رفت. او پس از ترک تحصیل تا سه سال با روزنامه‌فروشی گذران زندگی و در اوقات بیکاری داستان‌نویسی می‌کرد.

از اوایل دهه 1940 بود که داستان‌های کوتاه او راه به مجلات ادبی ویژه داستان‌های علمی تخیلی مثل «وی‌یرد تیلز»، «استوندینگ ساینس فیکشن» و «کاپیتان آینده» باز کردند. سال 1947 او با مارگارت «مگی» مکولر ازدواج کرد که اولین رمان بردبری یعنی «کارناوال تاریک» را منتشر کرد.

بردبری در سال 1950 با نوشتن مجموعه داستان «حکایت‌های مریخی‌ها» جایگاه خود را در میان نویسندگان علمی تخیلی تثبیت کرد. کتاب او داستان‌هایی درمورد اهالی زمین است که مریخ را از بین می‌برند.

مشهورترین اثر بردبری یعنی «فارنهایت 451» در سال 1953 منتشر شد. این کتاب جامعه‌ای در آینده را نشان می‌دهد که در آن کتاب‌ها در دمای 451 فارنهایت به آتش کشیده می‌شوند. در این بین عده‌ای برای نجات فرهنگ و ادبیات بطور مخفیانه کتاب‌ها را پیش از سوزانده شدن، حفظ می‌کنند. فرانسوا تروفو کارگردان بزرگ فرانسوی سال 1966 براساس این رمان فیلمی موفق ساخت. بسیاری این رمان را در از مهم‌ترین آثار علمی تخیلی قرن بیستم حساب می‌کنند.

شاید کمتر کسی به یاد داشته باشد که بردبری در سینما هم نویسنده فعالی بود. او فیلمنامه های متعددی نوشت که مهم‌ترین آنها «موبی دیک» برای جان هیوستن بود و در تلویزیون هم متن سریال‌هایی چون «تعلیق»، «برنامه آلفرد هیچکاک» و «منطقه سپیده‌دم» را نوشت.

این نویسنده که شیفته ادبیات بود سال 2008 گفت: «اگر خواندن بدانید، تحصیلاتتان درمورد زندگی تکمیل است و آن وقت می‌دانید چطور رای به دموکراسی بدهید! اگر خواندن ندانید، نمی‌دانید چطور تصمیم بگیرید.»

مؤلف اخلاق ناصری تذکر می‌دهد: کودک را با هر کار نیکی که می‌کند، باید تشویق کنند و آفرین گویند، اما هنگامی که رفتارِ زشتی از او سرمی‌زند، باید بسیار مراقب بود که او را به‌صراحت و آشکارا سرزنش نکنند که چرا کار بدی کرده است؛ بلکه این‌طور وانمود کنند که او از روی غفلت و ناآگاهی آن کارِ زشت را انجام داده است... خواجه در سیر تربیت کودک بر وجود بازی و تفریح نیز بسیار تأکید دارد و معتقد است که بازی کردن می‌تواند خاطر کودک را از سختی‌ها و ملالت‌های شئونِ مختلفِ ادب‌آموزی برهاند. ...
در ساعت یازده چهارشنبه آن هفته جن در آقای مودت حلول کرد... این آدم‌های عادی در عین عادی‌بودن، کارهای وحشتناک می‌کنند. می‌کُشند، زن‌هایشان را تکه‌پاره می‌کنند، آمپول مرگبار به دوست و آشنا می‌زنند... زن‌ها مدام کشته می‌شوند حالا هرچقدر که زیبا و دوست‌داشتنی باشند و هرچقدر هم که قاتل عاشقشان باشد... حکومتی که بر مسند قدرت نشسته تحمل هیچ شاهد زبان‌به‌کامی را ندارد... این «تن‌بودگی» آدم‌های داستان ...
سرگذشت افسری از ارتش رژیم گذشته... پس از پی بردن به روابط غیرمشروع همسرش او را به قتل می‌رساند و مدتی را در زندان به سر می‌برد. پنج فرزند او نیز در شرایط انقلابی هرکدام وارد گروه‌های مختلف سیاسی می‌شوند... ما بذر بی اعتمادی، شک و تسلیم را کاشته‌ایم که به جنگلی از پوچی و بدبینی تبدیل شده است. جنگلی که در آن هرگز جرأت نمی‌کنید حتی اسم خدا، حقیقت و انسانیت را به زبان بیاورید. ما مجبور می‌شویم که قبر فرزندانمان را خودمان بکنیم ...
نه می‌توانیم بگوییم که قرآن به این اساطیر هیچ نگاهی نداشته و نه می‌توانیم فوری آنچه را با عقل ما سازگار نشد، بگوییم که اساطیری است... حُسن را به یوسف، عشق را به زلیخا و حزن را به یعقوب تعبیر می‌کند... قرآن نوعی زبان تصویری دارد... در مقام قصه‌‏گویی به‏ شدت از این‏که مطلبی خلاف واقع بگوید، طفره می‌‏رود. در عین‏ حال در بیان واقعیات به دو عنصر پویایی و گزینشی بودن تکیه فراوانی دارد. ...
تکبر شدید مردانه، نابرابری خارق‌العاده‌ی ثروت و خسارت روانی واردآمده به کارکنان جوان مؤنث... کاربران شاید نمی‌دانستند که رصد می‌شده‌اند، ولی این یک مسئله‌ی شخصی میان آن‌ها و شرکت‌های مشتری‌مان بود... با همکارانش که اکثراً مرد هستند به یک میخانه‌ی ژاپنی می‌رود تا تولد رئیسش را جشن بگیرند... من همیشه سعی کرده‌ام دوست‌دختر، خواهر، یا مادر کسی باشم... فناوری‌‌های نوین راه‌حل‌ برای بحران‌هایی ارائه می‌دهند که اکنون دارند وخیم‌ترشان می‌کنند ...