کتاب «تاریخ معماری عثمانی» نوشته گادفری گودوین با ترجمه اردشیر اشراقی روانه بازار کتاب شد. مولف در گزارش خود از معماری عثمانی شیوه گاهشماری یا وقایع‌نگاری را در پیش گرفته و در خلال آن مباحثی را از منظر تاریخی ارایه می‌دهد.

به گزارش ایبنا، کتاب «تاریخ معماری عثمانی» اثر «گودوین» تاریخ پژوه پرتغالی در سال 1971 منتشر شد. این کتاب در حوزه تاریخ معماری عثمانی بسیار مهم محسوب می‌شود.

مترجم کتاب نخستین چاپ این کتاب را اثری جامع، کامل و منسجم در حوزه تاریخ معماری عثمانی می‌داند؛ به گونه‌ای که امروزه نیز جایگاه خود را به عنوان تنها گزارش جامع و تفصیلی از معماری دو قرن اخیر ترکیه به زبان انگلیسی حفظ کرده است.

مولف در گزارش خود از معماری عثمانی شیوه گاهشماری یا وقایع‌نگاری را در پیش گرفته و در خلال آن مباحث فراوانی را از منظر تاریخی درباره جنگ‌ها و فتوحات، سنت‌ها و آموزه‌های دینی، ساختار فرهنگی، سیاسی و اجتماعی این دوره ارایه کرده است.

وی نه تنها مساجد بزرگ را توصیف می‌کند بلکه به تشریح طرح، نقشه و کارکرد بناهای گرداگرد مساجد نظیر مدارس، حمام‌ها، خانه‌های بزرگ، مطبخ‌خانه‌ها، منبع‌ها، و آب انبارها آرامگاه‌ها و بازارها و نیز بررسی باروها، فواره‌ها و پل‌ها می‌پردازد.

کتاب «تاریخ معماری عثمانی» نشان می‌دهد که این معماری صرف نظر از تاثیراتی که از ایران، بیزانس و دیگر سبک‌ها پذیرفته، خود سبکی جدا است. نیز با توجه به اینکه قرن هفدهم شاهد پیشرفتی در معماری شهری بود که به سبک باروک ترکی انجامید با اشاره به این سبک، تاثیر آن بر مکتب هنری رمانتیک غرب که عمدتا مغفول مانده است، بررسی شده.
 
در این اثر کوشیده شده تا با اشاره به گسترش قلمرو عثمانی، آمیختگی آن با اقوام و نژادهای مختلف از جمله یونانی، ارمنی و اسلاو، نظام حکومتی، مشی دینی جامعه عثمانی و تاثیر آنها بر معماری این دوره نشان داده شود.

مترجم در مقدمه طی نوشتاری می‌گوید، تمدن اسلامی در قرن نهم هجری با گسترش به سمت شمال تا سرزمین‌های جنوبی روسیه، در آسیای صغیر پایگاهی معتبر یافت. با فتح قسطنطنیه به دست سلطان محمد معروف به «فاتح» و روی کار آمدن سلسله عثمانی در سال 857ق. سبک هنر و معماری دوره عثمانی در استانبول – پایتخت مرکزی دولت عثمانی- به شدت تحت تاثیر معماری بیزانس است.
 
نخستین حاکمان دودمان عثمانی سران قبایل کوچکی از شبانان و غازیان بودند که در سرحدات اسلامی سکونت داشتند. پیروان آنان دسته پرشماری از ترکان اغز بودند که پیش از حمله چنگیزخان از آسیای میانه به آناتولی گریختند. اینان سرانجام در منطقه سر دسته‌های این قبایل ترک و اربابان بی‌چون و چرای رعایای خود بودند و این رابطه، اگرچه با کاهش تدریجی نیروی آنها همراه بود، در سرتاسر تاریخ آنان ادامه یافت.

پیروزی‌های عثمانیان موجب آشنایی آنان با اقوام بسیار متفاوتی همچون یونانیان، ارمنیان و اسلاوها گردید که زیر پرچم رهبران مذهبی خود جوامع ملی یا شبه مستقلی را درون حکومت تشکیل می‌دادند.
جامعه عثمانی در اطاعت از تعالیم دینی و به کار بستن آنها میانه‌رو بود و این ویژگی در معماری آنان نیز دیده می‌شد.

کتاب «تاریخ معماری عثمانی» از یازده فصل «پیش از تسخیر بورسه»، «بورسه-نخستین مساجد»، «بورسه-مسجد سبز و پس از آن»، «از ادرنه تا استانبول»، «سرآغاز راهی سترگ-بایزید دوم»، «سنان-پله‌های پیشرفت»، «استاد سنان»، «افول قدرت‌ها»، «مقدمات دگرگونی»، «سبک باروک و بعد از آن»، «خانه‌های عثمانی» و دو ضمیمه «سپاه ینی‌چری و نظام وقف و دارالاطعام» تشکیل شده است.

کتاب نوشته گادفری گودوین است و توسط اردشیر اشراقی ترجمه شده. این اثر در شمارگان 2000 نسخه و با قیمت 19000 تومان از سوی موسسه تالیف، ترجمه و نشر آثار هنری «متن» به فروش می‌رسد. کتاب شامل 521 تصویر و 81 نقشه است.

20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...