رمان «وقتی باران می‌بارد» نوشته لیزاد یانگ با ترجمه علی شاهمرادی منتشر شد.

به گزارش ایسنا، این رمان در ۴۰۰ صفحه با شمارگان ۱۱۰۰ نسخه و قیمت ۵۱هزارتومان در نشر آموت عرضه شده است.

در نوشته پشت جلد کتاب می‌خوانیم: دختر نوجوانی به نام «کیت الکساندر» در شبی بارانی اتفاق بدی را از سر می‌گذراند که تمام زندگی‌اش را تحت تأثیر قرار می‌دهد. «بیو بنت» دوست سالیان سالش که به او علاقه‌ دارد، تنها کسی است که حضورش مرهمی بر زخم اوست، اما با دیدار «آشر هانت»، پسری مرموز و خواستنی، زندگی کیت وارد مرحله‌ای جدید می‌شود و...

«وقتی باران می‌بارد» قصه دردهای فروخورده، زخم‌های زندگی و اتفاقات ناگوار است و در عین حال قصه عشق، امید، پذیرش و پیوندهای عمیق روح انسان‌هاست. این اولین و پرمخاطب‌ترین کتاب از سه‌گانه عاشقانه «باران» اثر نویسنده آمریکایی «لیزاد یانگ» است.

در معرفی این نویسنده نیز آمده است: «لیزاد یانگ» نویسنده پرفروش عاشقانه‌های معاصر آمریکایی که به تازگی برای آخرین رمانش در لیست بهترین‌های سایت معتبر آمازون قرار گرفته، راه سختی را برای رسیدن به امروزش طی کرده است. او مادر سه‌ فرزند است و با داشتن شغلی تمام‌وقت، در شش سال گذشته، ۹ رمان موفق را به چاپ رسانده است. خودش در این مورد می‌گوید: «من از تمام ساعت‌های شبانه‌روز استفاده می‌کنم. صبح‌ها و پس از بدرقه همه اهل خانه، خودم به سر کار می‌روم. وقتی به خانه برمی‌گردم، باقی روزم را با خانواده سپری می‌کنم و پس از این‌که بچه‌ها به خواب می‌روند، کار  نوشتنم آغاز می‌شود و تا دیرهنگام ادامه پیدا می‌کند.»

زمان بازدهی حوزه آموزش طولانی است و به‌همین‌خاطر ایده نوسازی از بالا با اعمال زور را مطرح می‌کردند... اگر ما ملتی داشته باشیم که جاهل باشد، آن‌گاه استبداد بر او تداوم پیدا می‌کند... آنهایی که می‎فرستیم خارج تحصیل می‌کنند و برمی‎گردند، حتی اگر ترقی‎خواه، مشروطه‎خواه و آزادی‎طلب باشند، وقتی با وضعیتی روبه‌رو می‎شوند که نمی‎توانند در آن کاری کنند، ناامید می‎شوند... سعی می‌کند رضاشاه، استبداد و سلطنت را بلاموضوع کند. ...
زن در تاریخ انگلستان مطلقا بی‌اهمیت است... در قصه ها عنان زندگی شاهان و فاتحان به دست اوست ولی در واقعیت برده مردان است...زنها باید به چیزهای دیگری به جز آنچه فکر می‌کردند فکر می‌کردند! ... این را بنویس! به آن فکر کن!... تصور کنید شکسپیر خواهری داشت که در نبوغ با او برابری می‌کرد. ولی افسوس که دخترک را هرگز به مدرسه نفرستادند، هیچ وقت نتوانست دستور زبان و منطق یاد بگیرد، پیش از پایان نوجوانی به اجبار ازدواج کرد و سرانجام پس از فرار از منزل جوانمرگ شد. ...
ماگدا آلمانی است و حاصل تجاوز یک افسر روس به مادرش... آیا می‌توان بخش انسانی دیکتاتورها را از اعمال ضد بشری‌شان جدا کرد... هرگز احساس ندامت از اعمالی که در دستگاه هیتلری مرتکب شده بود نداشت... گوبلز می‌خواست نویسنده شود، هیتلر زمانی سعی داشت معمار شود، چرچیل آرزوی هنرمندی در سر داشت، استالین به شاعر شدن فکر می‌کرد و هیملر به کشاورزی علاقه‌مند بود. ...
تب تند دولت برای ساختن جامعه «بدون فقیر» به وضعیتی انجامید که نائومی کلاین آن را «ربودن ضروریات یک زندگی آبرومندانه از میلیون ها شهروند» می نامد... تهیدستان در دهه های ۵٠ و۶۰ شمسی فاقد مکانیسم های نهادی بودند... خیریه شدن اقتصاد ملی... چگونه مردم عادی با مخالفت ها و مقاومت های پراکنده اما فراگیر، دولت را، هرچند موقت، وادار به عقب نشینی کردند... بی عدالتی سیستماتیک و ناکارآمدی حکمرانی ...
از سوراخ کلید، خدمتکارشان را که مشغول حمام کردن است نگاه می‌کند. دلش می‌خواهد داخل شود... به زحمت نوزده سال دارد که انقلاب سوسیالیستی و وحشت بر کشور او سایه می‌گسترد. آیا همین انقلاب نیست که با خشونتهایش به او امکان می‌دهد که از دایره‌ای که مادر به دورش کشیده است فرار کند و بالاخره وارد «زندگی حقیقی» شود... در خانه‌هایی که شاعران به دنیا آمده‌اند زنها حکومت می‌کنند ...