انتشارات اسپرینگر اثر تالیفی استاد پردیس هنرهای زیبای دانشگاه تهران را منتشر کرد.

به گزارش ایسنا، کتاب «فرم، فضا و طراحی: از تجربه ایران تا تجربه اروپا» تألیف دکتر محمود توسلی، عضو هیأت علمی این پردیس از سوی انتشارات اسپرینگر منتشر شد.

کتاب "فرم، فضا و طراحی: از تجربه ایران تا تجربه اروپا" ضمن طرح معیارهای کیفی با توجه به فایده عملی، به بحث درباره اصول شکل دهنده سازمان فضایی شهرهای تاریخی می‌پردازد و می‌تواند به‌مثابه راهنمای طراحی در نظر گرفته شود. برداشت این کتاب هنری، اجتماعی و فرهنگی است.

این ناشر در سال ۲۰۱۶ نیز کتاب "ساخت شهر در محیط‌های گرم و خشک: راهبردهایی برای توسعه پایدار" اثر دیگری از دکتر توسلی را روانه بازار نشر کرد.

این کتاب یک مرجع اساسی، راهبردی و پاسخگو به مسائل شهرسازی محیط‌های گرم و خشک است و به تأثیر عوامل تاریخی از یک سو و عوامل آب و هوایی از سوی دیگر بر شکل‌گیری فضایی شهرها می‌پردازد. مطالعات میدانی حاصل از سفرهای متعدد و چند نمونه موردی محتوای این کتاب را تشکیل می‌دهند.

او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...
دوران قحطی و خشکسالی در زمان ورود متفقین به ایران... در چنین فضایی، بازگشت به خانه مادری، بازگشتی به ریشه‌های آباواجدادی نیست، مواجهه با ریشه‌ای پوسیده‌ است که زمانی در جایی مانده... حتی کفن استخوان‌های مادر عباسعلی و حسینعلی، در گونی آرد کمپانی انگلیسی گذاشته می‌شود تا دفن شود. آرد که نماد زندگی و بقاست، در اینجا تبدیل به نشان مرگ می‌شود ...
تقبیح رابطه تنانه از جانب تالستوی و تلاش برای پی بردن به انگیره‌های روانی این منع... تالستوی را روی کاناپه روانکاوی می‌نشاند و ذهنیت و عینیت او و آثارش را تحلیل می‌کند... ساده‌ترین توضیح سرراست برای نیاز مازوخیستی تالستوی در تحمل رنج، احساس گناه است، زیرا رنج، درد گناه را تسکین می‌دهد... قهرمانان داستانی او بازتابی از دغدغه‌های شخصی‌اش درباره عشق، خلوص و میل بودند ...