کارشناس مرکز نسخ خطی کتابخانه آستان قدس رضوی گفت: پس از کتابخانه مجلس، دومین نسخه خطی کلیات محتشم کاشانی در گنجینه آستان قدس رضوی وجود دارد.

به گزارش ایسنا، سیدرضا صداقت حسینی در آیین رونمایی یکی از قدیمی‌ترین نسخه‌های خطی کلیات محتشم کاشانی موجود در گنجینه رضوی که در موزه قرآن و هدایای مقام معظم رهبری برگزار شد، اظهارکرد: در گنجینه رضوی آستان قدس رضوی حدود ۵۶ هزار و ۴۰۰ نسخه خطی داریم که از مجموع این آثار ۸۲۰۰ نسخه خطی با موضوع ادبیات است و از این تعداد ۴۴ نسخه خطی از آثار محتشم کاشانی است.

او اظهار کرد: یکی از قدیمی‌ترین نسخه‌های خطی مربوط به محتشم کاشانی که امروز از آن رونمایی شد، کلیات محتشم کاشانی است که در قرن ۱۱، حدود ۴۰۰ سال پیش، کتابت شده و تقریباً ۶۰ سال پس از فوت محتشم کاشانی بوده است؛ این نسخه در ایران نسخه دوم است.

کارشناس مرکز نسخ خطی کتابخانه آستان قدس رضوی افزود: اولین نسخه در کتابخانه مجلس و مورخ است اما این اثر را بر اساس نوع کاغذ و نگارش خط تشخیص دادیم که متعلق به قرن ۱۱ است.

صداقت حسینی بیان کرد: نسخه به خط نستعلیق است. رنگ اوراق نسخه نخودی است و جدول‌بندی اوراق به رنگ شنگرف و لاجورد است. اوراق زر تحریردار است. چهار نسخه از کلیات محتشم کاشانی داریم و سایر آثار او به عنوان دیوان، گزیده و... است که در گنجینه رضوی آستان قدس نگهداری می‌شود. این اثر تاکنون چاپ فاکسی‌میله نشده است.

20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...