انتشارات نوروزی گرگان به تازگی کتابی با عنوان «آسیب‌های اجتماعی از دیدگاه قرآن و روایات» نوشته سیده کبری خداپرست‌شریفی منتشر کرده است. این کتاب مشکلات اقتصادی، ‌اجتماعی و فرهنگی جوامع را از دیدگاه قرآن و روایات بررسی و برای آن‌ها راهکارهایی ارایه کرده است.

مریم یوسفی‌پور، ویراستار این کتاب در گفت‌وگو با ایبنا، با اشاره به این که این اثر از جمله تالیفات «سیده کبری خداپرست‌شریفی» است، عنوان کرد: او در این کتاب آسیب‌های فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی را به عنوان مشکلات موجود در یک جامعه، به صورت مباحث جداگانه بررسی کرده و با استناد به مضامین قرآنی و روایی راهکارهایی را برای حل آن‌ها ارایه داده است.

وی این کتاب را چکیده جامعی از آثار محققان پیشین در این زمینه دانست و گفت: پیش از این، نویسندگان و محققان بسیاری از میان علمای اسلام به این موضوع پرداخته‌اند و کتاب «آسیب‌های اجتماعی از دیدگاه قرآن و روایات» در حقیقت خلاصه‌ای مختصر و جامعی از تحقیقات پیشین این حوزه به شمار می‌آید.  

ویراستار کتاب «آسیب‌های اجتماعی از دیدگاه قرآن و روایات» با تاکید بر این‌که در نگارش این کتاب به دست اول بودن منابع توجه ویژه‌ای شده است،‌ افزود: بیش از 100 کتاب فارسی و عربی به عنوان منبع نگارش این کتاب استفاده شده‌اند. قرآن، نهج‌البلاغه و صحیفه سجادیه از منابع مهم این کتاب‌اند. همچنین غررالحکم، تحف‌العقول، نهج‌الفصاحه و ‌تفسیرهای قرآن از جمله مآخذ استفاده شده در نگارش این اثرند.

چاپ نخست کتاب «آسیب‌های اجتماعی از دیدگاه قرآن و روایات» نوشته سیده کبری خداپرست‌شریفی با ویراستاری مریم یوسفی‌پور، با شمارگان 500 نسخه، در 282 صفحه و به بهای 5000 ریال، به تازگی وارد بازار نشر شده است.

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...