رسیدن به معرفت و کمال جز در چنگ انداختن به ریسمان کلام وحی کاری ناممکن است. اما در این میان باید آب را از سرچشمه گرفت و نوشیدن این طهور الهی از کلام معصومین صفا و جلایی دیگر دارد؛ آنان که این معارف را با جان و روان خویش دریافته‌اند.

به گزارش کتاب‌نیوز، کتاب "التفسیر المرتضی للامام علی بن موسی الرضا" به مناسبت شهادت امام رضا (علیه السلام) توسط انتشارات دلیل ما منتشر شد.

این کتاب، تحقیق دکتر محمدکاظم بهنیا و دکتر مرتضی طاهری است که در آن قرآن از لسان شیرین و شیوای حضرت امام رضا (علیه السلام) و از میان 433 حدیث آن حضرت اخذ و دسته‌بندی شده است. برخی از روایات امام رضا (علیه السلام) که به صورت غیرتصریحی در تفسیر آیات نقل شده نیز در پاورقی کتاب آمده است.

احادیث از 97 مصدر حدیثی معتبر و مستند جمع‌آوری و تدوین شده است. منبع احادیث طبق اولویت تقدم زمانی در پاورقی کتاب آمده است. پایان بخش کتاب دو فهرست موضوعی آیات و روایات می‌باشد تا مورد استفاده محققین قرار گیرد.

این کتاب در قطع وزیری گالینگور، در 424 صفحه و با قیمت 25 هزار تومان به چاپ رسیده است.

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...