کتاب «شرح یکصد غزل اول از دیوان شمس تبریزی» نوشته فائزه پاریز زنجانی توسط سوره مهر منتشر شد.

به گزارش مهر، فائزه پاریز زنجانی درباره این کتاب گفت: کتاب مزبور پایان‌نامه کارشناسی ارشد من است که با توجه به تحقیقات جامعی که در این پروژه تحقیقاتی انجام داده بودم، این پژوهش را مناسب برای چاپ کتاب دیدم.

این پژوهشگر جوان در تشریح کتابش گفت: این کتاب که در سال 88 برای انتشار در اختیار حوزه هنری قرار گرفت، شرح صد غزل اول دیوان شمس به همراه معانی لغات مشکل، تشریح بعضی از ابیات دشوار و تلمیحاتی از آیات و روایات موجود در اشعار است.

وی در ادامه بیان کرد: دیوان شمس مجموعه ای از اشعار پیچیده است که به علت عشق فراوان مولانا به شمس، مولوی غرقه در بداهه‌خوانی‌های زیبا شده است که به همین دلیل شاید خواندنش برای هر خواننده‌ای آسان نباشد. برای همین سعی کردم در این کتاب تا حدی بعضی از غزلیات را تشریح کرده و آنها را توضیح دهم.

پاریز زنجانی درباره شیوه توضیح و تشریح غزل‌ها اظهار داشت: شیوه کار به این صورت است که اول ابیات غزل را آوردم و بعد وزن و معنای ابیات به همراه توضیحی درباره عبارات مشکل آمده است.

وی با اشاره با منابعی که مورد استفاده قرار داده، افزود: برای توضیح و تفسیر این غزلیات از منابعی همچون «مناقب‌العارفین» محمد افلاکی، «مکتب شمس» نوشته سیدابوالقاسم انجوی شیرازی، «با کاروان حله» نوشته دکترعبدالحسین زرین کوب، «موسیقی شعر» نوشته دکتر
محمدرضا شفیعی کدکنی،«گزیده غزلیات شمس» نوشته دکتر سیروس شمیسا، «تاریخ ادبیات صفا» نوشته دکتر ذبیح الله صفا و ... استفاده کردم.

فائزه پاریز زنجانی که دارای مدرک کارشناسی ارشد رشته ادبیات فارسی است، علاقه شخصی به مولانا را دلیل اصلی برای انتخاب دیوان شمس ذکر کرد.

کتاب «شرح یکصد غزل اول از دیوان شمس تبریزی» تولید مرکز آفرینش های ادبی حوزه هنری در 340 صفحه، قطع رقعی و در شمارگان 2هزار و 500 جلد و با قیمت 4 هزار و 900 تومان عرضه شده است.

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...