دفتر خسروان (برگزیده شاهنامه فردوسی ) با مقدمه، انتخاب و توضیحات دکتر سجاد آیدنلو از سوی انتشارات سخن منتشر شد.

به گزارش خبرآنلاین، دفتر خسروان، گزیده ای از اثر جاودان فردوسی است که منتخب قریب 9هزار بیت از ابیات شاهنامه را در این مجموعه در اختیار ادب دوستان و پژوهشگران قرار داده است.

 تدوین دکتر آیدنلو شامل پنج بخش است. در بخش مقدمه عناوینی همچون «درباره زندگی، نام، کنیه، تخلص، زادگاه، خاندان، افسانه های زندگی فردوسی» شرح داده شده است.

در بخش شاهنامه نیز «موضوع شاهنامه و بخش بندی سنتی آن، نام شاهنامه، منابع شاهنامه، تاریخ آغاز و پایان سرایش، آیات شاهنامه، آیا شاهنامه پانصد بیت بد دارد؟، زن در شاهنامه، شاهنامه و عرفان، کرامیه و شاهنامه، شاهنامه و اعراب، چرا شاهنامه آخرش خوش است؟» شرح داده شده و در بخش سوم متن برگزیده که شامل 8782 بیت است، درج شده و در بخش توضیحات نیز درباره برخی واژگان و ابیات به شرح و تفسیر پرداخته و با استفاده از منابع متعدد کوشیده است تا اطلاعات مفیدی را منتقل کند که حدود 200صفحه از این اثر را به خود اختصاص داده است. در بخش پایانی نیز منابع و مآخذ ذکر شده است.

 این کتاب در 1080 صفحه و با قیمت 22500تومان به بازار کتاب عرضه شده است.

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...