به گزارش ایبنا، «داستان‌های برگزیده برای کودکان» به کوشش مهدی حکیمی و اهتمام محمود حکیمی از سوی انتشارات آرون برای کودکان و نوجوانان راهی کتابفروشی‌ها شد.
 
این کتاب مجموعه 62 داستان‌ کوتاه است که بر رفتار و اخلاق کودکان و نوجوانان تاثیرگذارند و شامل داستان‌های کوتاه ترجمه‌شده نویسندگان چینی، هندی، ژاپنی و کشورهای غربی به همراه داستان‌های کوتاه تالیفی است که از میان صدها داستانی که در نشریات مختلف ویژه کودکان در ایران چاپ شده‌اند، انتخاب شده و می‌تواند علاوه بر سرگرمی، منبعی برای آموزش مهارت‌های زندگی باشد.
 
محمود حکیمی از نویسندگان پیشکسوت حوزه کودک و نوجوان در مقدمه کتاب «داستان‌های برگزیده برای کودکان» درباره چگونگی نگارش این مجموعه نوشته است:
«من از دوران کودکی به شنیدن قصه و داستان علاقه بسیار داشتم. مادرم با بیان قصه‌های شیرین این علاقه را در من به‌وجود آورد. بعد از او معلمی در دبستان بر علاقه من به داستان افزود: سال پنجم دبستان پس از خواندن چند داستان کوتاه، معلم انشاء از من خواست که در هر ماه برای روزنامه دیواری مدرسه یک داستان کوتاه بنویسم. آن معلم عزیز آقای غروی نام داشت و من هیچگاه تشویق‌های او را فراموش نمی‌کنم: تشویق‌های او و چند سال بعد تشویق‌های دبیران دبیرستان حافظ موجب شد که از سال 1339 به جمع نویسندگان کیهان بچه‌ها بپیوندم و در آن مجله هفتگی برای چند سال داستان‌هایی کوتاه بنویسم. سال‌ها بعد نوشتن داستان برای کودکان را در نشریات دیگر مانند پیام شادی ادامه دادم.
 
علاقه من به داستان‌های ویژه کودکان دبستان موجب شد که در سال‌هایی که برای کودکان می‌نوشتم از نوشته‌های مرحوم اقبال یغمایی در نشریه دانش‌آموز و نویسندگان مجله پیک دانش‌آموز هم استفاده کنم و سرانجام روزی تصمیم گرفتم که بهترین داستان‌هایی را که خوانده بودم در مجموعه‌ای به کودکان ایران‌زمین تقدیم کنم خوشبختانه فرزندم مهدی حکیمی که در زمینه روانشناسی کودک و نوجوان مطالعاتی دارد برای گزینش و گردآوری داستان‌ها به یاری من آمد.»
 
برخی از عنوان‌های داستان‌های این مجموعه عبارتند از: «برای بابک درستکار، آخرین فرستاده خدا، زیباترین گل بهاری، بهترین جایزه، بزرگترین افتخار زندگی، نامه‌ای برای امیرطاها، با گذشت زمان، او هم یک کریم بود، نامه معلم، بهترین و زیباترین چیزها، به چه کسی هدیه بدهیم، عیدی برای شهر، جبران محبت، گردنبندی با مهره‌های آبی، هدیه‌ای برای مادربزرگ، پشیمانی، یا علی مدد، نگهبان بچه‌های ده، همه شاد هستند، سرزمین امید، داستانی از ژاپن، روزی که فرهاد به دریا رفت، برای دختری کوچک، شیرینی نمک، به یاد آن روز، دوستان مهربان و دلسوز، اردک‌های وحشی و سرانجام یک حاکم ستمگر».
 
انتشارات آرون، کتاب «داستان‌های برگزیده برای کودکان» را با شمارگان هزار نسخه و قیمت 60 هزارتومان منتشر کرده است.

از سوراخ کلید، خدمتکارشان را که مشغول حمام کردن است نگاه می‌کند. دلش می‌خواهد داخل شود... به زحمت نوزده سال دارد که انقلاب سوسیالیستی و وحشت بر کشور او سایه می‌گسترد. آیا همین انقلاب نیست که با خشونتهایش به او امکان می‌دهد که از دایره‌ای که مادر به دورش کشیده است فرار کند و بالاخره وارد «زندگی حقیقی» شود... در خانه‌هایی که شاعران به دنیا آمده‌اند زنها حکومت می‌کنند ...
مؤلف اخلاق ناصری تذکر می‌دهد: کودک را با هر کار نیکی که می‌کند، باید تشویق کنند و آفرین گویند، اما هنگامی که رفتارِ زشتی از او سرمی‌زند، باید بسیار مراقب بود که او را به‌صراحت و آشکارا سرزنش نکنند که چرا کار بدی کرده است؛ بلکه این‌طور وانمود کنند که او از روی غفلت و ناآگاهی آن کارِ زشت را انجام داده است... خواجه در سیر تربیت کودک بر وجود بازی و تفریح نیز بسیار تأکید دارد و معتقد است که بازی کردن می‌تواند خاطر کودک را از سختی‌ها و ملالت‌های شئونِ مختلفِ ادب‌آموزی برهاند. ...
در ساعت یازده چهارشنبه آن هفته جن در آقای مودت حلول کرد... این آدم‌های عادی در عین عادی‌بودن، کارهای وحشتناک می‌کنند. می‌کُشند، زن‌هایشان را تکه‌پاره می‌کنند، آمپول مرگبار به دوست و آشنا می‌زنند... زن‌ها مدام کشته می‌شوند حالا هرچقدر که زیبا و دوست‌داشتنی باشند و هرچقدر هم که قاتل عاشقشان باشد... حکومتی که بر مسند قدرت نشسته تحمل هیچ شاهد زبان‌به‌کامی را ندارد... این «تن‌بودگی» آدم‌های داستان ...
سرگذشت افسری از ارتش رژیم گذشته... پس از پی بردن به روابط غیرمشروع همسرش او را به قتل می‌رساند و مدتی را در زندان به سر می‌برد. پنج فرزند او نیز در شرایط انقلابی هرکدام وارد گروه‌های مختلف سیاسی می‌شوند... ما بذر بی اعتمادی، شک و تسلیم را کاشته‌ایم که به جنگلی از پوچی و بدبینی تبدیل شده است. جنگلی که در آن هرگز جرأت نمی‌کنید حتی اسم خدا، حقیقت و انسانیت را به زبان بیاورید. ما مجبور می‌شویم که قبر فرزندانمان را خودمان بکنیم ...
نه می‌توانیم بگوییم که قرآن به این اساطیر هیچ نگاهی نداشته و نه می‌توانیم فوری آنچه را با عقل ما سازگار نشد، بگوییم که اساطیری است... حُسن را به یوسف، عشق را به زلیخا و حزن را به یعقوب تعبیر می‌کند... قرآن نوعی زبان تصویری دارد... در مقام قصه‌‏گویی به‏ شدت از این‏که مطلبی خلاف واقع بگوید، طفره می‌‏رود. در عین‏ حال در بیان واقعیات به دو عنصر پویایی و گزینشی بودن تکیه فراوانی دارد. ...