سه شنبه شب نشست شورای عالی انقلاب فرهنگی به ریاست محمود احمدی نژاد تشکیل شد.

در این نشست اساسنامه "جشنواره پروین اعتصامی" مورد بررسی قرار گرفت و مقرر شد از سال آینده مبنای برگزاری کیفی و مطلوب این جشنواره قرار گیرد.

همچنین بررسی ضرورت پیوست فرهنگی طرحهای اقتصادی، صنعتی و عمرانی مورد بررسی اعضای شورای عالی انقلاب فرهنگی قرار گرفت و مقرر شد به منظور پیشگیری از آسیب‌های فرهنگی، برنامه ها و طرحهای اقتصادی، صنعتی، عمرانی و خدماتی دارای پیوست فرهنگی باشند.

بر اساس گزارش مهر، پیوست فرهنگی باید متضمن پیش بینی ابعاد تاثیرات فرهنگی و اجتماعی طرحهای مذکور و استنادات لازم مبنی بر مفید بودن طرحها از لحاظ تاثیر بر فرهنگ اسلامی - ایرانی مردم و عدم آسیب زایی فرهنگی باشد و در این راستا هیئتی متشکل از وزیر مسکن و شهرسازی، وزیر صنایع و معادن، دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی، وزیر اقتصاد و دارایی، وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی، معاون نظارت راهبردی رئیس جمهور و همین طور پنج نفر از صاحب نظران عرصه های فرهنگی و موضوعات موردنظر تشکیل شود تا پیش نویس آیین نامه پیوست فرهنگی را ظرف 6 ماه تدوین و جهت تصویب به شورای عالی انقلاب فرهنگی ارائه کند.

هیئت مذکور موظف است طرحهای لازم و پیشنهادات مناسب را درباره چگونگی و ابعاد این پیوست، بخشهای آن، نحوه اجرا، فاصله های زمانی لازم و تقویت رویکرد فرهنگی در تمام عرصه های اقتصادی، عمرانی، صنعتی و فرهنگی ارائه کند.

چرا فوتبال می‌بینیم؟ چرا دیکتاتورها سیری‌ناپذیرند؟ یا ما چگونه در زبان محاوره سعی می‌کنیم دراماتیک باشیم؟... یک تلویزیون با حق انتخاب بین هفتصد کانال نه آزادی بلکه اجبار است. دستگاهی که آفریده‌ایم نیاز به تماشا شدن دارد؛ زیرلب به ما می‌گوید: «برای قبضه کردن توجه شما از هیچ کاری دریغ نخواهم کرد... همان‌گونه که خوراک فکری تبلیغات، همه‌مان را به مقام برده‌های مصرف‌کننده تنزل می‌دهد، هنر دراماتیک، آفریننده و بیننده را به مقام مشارکت‌کننده ترفیع می‌دهد ...
داستان که نه، قصه هم نیست... سبک روایت همان سبک خاص نویسنده در کتابهای روایت فتح است: پیش بری روایت به سبک پس و پیش گفتن وقایع در عین به هم پیوستگی برای در تعلیق نگه داشتن مخاطب... جراحی اختلاف نظرهای علمای نجف بخصوص درباره اضلاع مثلث حکومت، مردم و حوزه؛ که مهمترین انگیزه شهید صدر برای ما شدن و بزرگترین سد در مقابل او نیز بوده است، کار بسیار سختی است که نویسنده از پس آن برنیامده ...
می‌گویند شهریار ماکیاولی همیشه کنار تخت استالین است. غیر از این هم از او انتظار نمی‌رفت: پس از این کتاب، هیچ سخن به‌واقع مهمی درباره اخلاقیات سیاسی گفته نشده است... خوانش این آثار باید در ارتباط و تعامل با محیط صورت گیرد... اثر منفور و مهوّع آدولف هیتلر هم در کنار کتاب‌های خردمندانی همچون هابز و لاک و مونتسکیو و برک و دوتوکویل و هایک و رالز، فصلی را به خود اختصاص داده است. ...
خود را آنارشیستی می‌داند که به دموکراسی عشق می‌ورزد... در جنبش‌های دانشجویی خشونت‌آمیز حضوری فعال داشته است و سپس راهی آمریکا می‌شود و در گروه نمایشی دوره‌گرد نقش ایفا می‌کند. او مجددا به ژاپن برمی‌گردد و سرآغاز شورش‌های دیگری در روستای اجدادی‌شان می‌شود... کره‌ای‌ها به‌عنوان برده از وطن‌شان به ژاپن آورده شده‌اند و تحت استعمار ژاپنی‌ها قرار دارند ...
همۀ فکر و ذکرش این است که جوک‌های خوب تعریف کند تا تحویلش بگیرند و خودی نشان دهد ولی ماجرا همیشه آن‌گونه که او می‌خواهد پیش نمی‌رود... بخش مهمی از کتاب به تقابل نسلی در قالب ماجرای درگیری‌های پوتر با پسرش اختصاص دارد. پوتر که معتقد است جوانک‌ها تهوع‌آورند، نه از زبان جاهلانه و عامیانه پسرش سر درمی‌آورد و نه از برنامه‌های تفریحی او... سراسر رمان پر است از کلاه‌های گشادی که از تعمیرکار گرفته تا بقال و سبزی‌فروش و همکار و رئیس و فرزند و دوست سرش گذاشته‌اند ...