رمان «گرندل» نوشته جان گاردنر با ترجمه مرتضی زارعی توسط نشر خزه منتشر و راهی بازار نشر شد.

به گزارش مهر، رمان «گرندل» نوشته جان گاردنر با ترجمه مرتضی زارعی توسط نشر خزه منتشر و راهی بازار نشر شد. این کتاب اولین عنوان از مجموعه «کلاسیک‌های مدرن» است که این ناشر چاپ می‌کند.

«گرندل» درباره دیوی است که از اعماق تاریخ به جهان معاصر آمده و شاهد تنهایی، سرگردانی و خشونت انسان امروز است. او طی این گشت و گذار میان آدم‌ها، بسیاری از مفاهیم عمیق انسانی را مرور می‌کند؛ عشق به مادر، شادمانی، معصومیت، مفهوم زمان، خودخواهی، اندوه و سرگشتگی. این‌رمان، بازخوانی بازیگوشانه‌ای از منظومه حماسی «بیوولف» است که هزار سال پیش سروده شده است. گرندل دیوی است که از شعری کهن بیرون آمده، اما صدایش به نوعی صدای مضطرب و خشمگین انسان عصر جدید است.

جان گاردنر، نویسنده رمان مورد نظر، استاد داستان‌نویسی ریموند کارور و بسیاری از نویسندگان دیگر بوده و از چهره‏‌های اثرگذار در ادبیات قرن بیستم آمریکا محسوب می‌شود. به گفته منتقدان، «گرندل» مهمترین کتاب کارنامه جان گاردنر است و همین رمان، به تنهایی برای جاودانه ماندن نام او کافی است. «گرندل» اولین رمانی است که از این نویسنده، ترجمه و در ایران چاپ می‌شود.

این کتاب با ۱۹۲ صفحه و قیمت ۲۵ هزار تومان منتشر شده است.

اول لولئین خانه مسجدشاه بود که زمینی معادل هزار و چند صد متر مساحت را در بر گرفته، چهل دهانه مستراح در آن بنا شده بود که با سرقفلی‌ای معادل سی چهل هزار تومان و روزانه ده دوازده تومان عایدات خرید و فروش می‌شد... ممنوع شدن مصرف علنی تریاک، ممنوعیت عربده کشی و آوازه خوانی در خیابان‌ها، ممنوعیت خرس رقصانی و لوطی عنتری، ممنوعیت ورود حمامی با لباس نیمه برهنه به داخل خیابان و ممنوعیت قضای حاجت در معابر... ...
و عناصر و دیدگاه‌های مطرح‌شده را روشمند كرد، درست همان‌طوركه دكارت با «كوجیتو» مساله تشكیك را كه پیش از او محمد غزالی، آگوستین و دیگران بر آن اندیشه گماشته بودند‌، روشمند كرد... این شاعران خودخوانده برای بی‌اهمیت نشان دادن ایرادات و سستی سروده‌های‌شان «پیرمرد» را سپر بلا كرده‌اند و نام لغزش‌های خود را زیر پوشش اصطلاحاتی مانند «گسترش دستور زبان»، ‌«آشنایی‌زدایی»، ‌«حس‌آمیزی» و امثال اینها پنهان می‌سازند. ...
دشنام‌های ناموسی، حالا رسیده است به شعارهای ضد میهنی... حذف نود فقط بر می‌گشت به حذف مرجعیت اجتماعی به دست گروهی که هیچ مرجعیتی نداشتند!... یک شترمرغ می‌آورم که در یک مسابقه‌ی رقاصی برنده شده است.... در ارشاد کسی می‌نشست که ماموریت‌ش کشیدن ماژیک روی تصاویر زنان برهنه‌ی مجلات بود... هیچ‌کدام در هیچ کاری حرفه‌ای نشدید... با ستاره مربع این بحران را حل کن مدیر شبکه! ...
برای وصل‌کردن آمده بود، وقتی همه در پی فصل بودند. سودای «مکتب تلفیق» داشت، وقتی «مکتب تفکیک» فراتر از نام یک جریان فکری، توصیفی بود برای کنش غالب فعالان مذهبی و سیاسی. دنبال تطبیق بود. دنبال جوش‌دادن... منبر جای حدیث و آیه و تفسیر است، جای نصیحت و تذکر... موعظه‌ی واعظ قرار است کسی که پای منبر نشسته را متنبّه کند؛ نه آن‌که او را بشوراند. باید به آرامش برساندش، نه آن‌که به هیجان. ...
«مراقب قدرت دایره‌ها باش!» این توصیه‌ی مادربزرگ شافاک به نوه‌ی دختری‌اش است. به نظر او هر یک از ما درون یک مجموعه دایره زندگی می‌کنیم. دایره‌هایی که اگر مراقب منطقه نفوذ و حدود آنها نباشیم؛ خطر مرگ ما را تهدید می‌کند. مرگی در سکوت و بی‌ هیاهو... ...