مجموعه‌ای از داستان‌های ادگار آلن‌پو با ترجمه «حسن صدر حاج سید جوادی» و «ه. دانشجو» بعد از 65 سال تجدید چاپ شد.

به گزارش مهر، مجموعه داستان «داستان‌های شگفت‌انگیز» شامل هشت داستان کوتاه از ادگارآلن‌پو نویسنده صاحب‌سبک آمریکایی است که پس از 65 سال از سوی موسسه انتشارات امیرکبیر تجدید چاپ شده است.

این مجموعه داستان برای نخستین بار در سال 1955 از سوی حسن صدر حاج سید جوادی و ه.دانشجو در پاریس ترجمه شده بود که در سال 1335 نیز در تهران منتشر شد.

در این کتاب داستان‌هایی از آلن پو با عنوان «قلب بازگو»، «سکوت»، «مباحثه کوچکی با یک مومیایی»، «سایه»، «مجلس ترنم مرگ سرخ»، «چلیک آمو نتیلادو»، «برنیس» و «سقوط در مالستروم» به چشم می‌خورد.

این داستان‌ها همگی با تم و زمنیه ترس و وحشت و هراس که زمینه اصلی داستان‌های وی به شمار می‌روند نوشته شده است، داستان‌هایی سرشار از انسان‌های مالیخولیایی که در فضایی کابوس‌وار در حال زندگی هستند.

عمده شهرت آلن‌پو در داستان‌هایش به خاطر توسعه ‌بخشیدن به گونه‌های ادبی وحشت و خیال‌پردازی و نیز ترسیم بسیار زیبای فضای ترسناک و درون‌مایه‌های گوتیک در داستان‌هایش است.

وی همچنین از پیشروان داستان‌های پلیسی مدرن محسوب می‌شود و بسیاری از آثار وی به همین دلیل از شهرت فراوانی برخوردار است.

کتاب «داستان‌های شگفت‌انگیز» را موسسه انتشارات امیرکبیر با شمارگان 1500 نسخه و قیمت 1700 تومان منتشر کرده است.

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...