«در جست‌وجوی زمان از دست‌رفته» نوشته‌ی مارسل پروست محبوب‌ترین کتاب نزد نویسندگان فرانسوی است.

به گزارش ایسنا، بر اساس نظرسنجی انجام‌شده از یکصد‌ نویسنده‌ی فرانسوی برای انتخاب 10 کتاب مورد علاقه‌شان، کتاب «در جست‌وجوی زمان ازدست رفته» اثر مارسل پروست بیشترین مجبوبیت را نزد آنها دارد.

از میان این یکصد نویسنده، 33 نفر «در جست‌وجوی زمان ازدست‌ رفته» را در فهرست آثار محبوب‌شان قرار دادند و بیشتر از هرکتاب دیگری از این اثر ماندگار مارسل پروست نام برده شد.

در رتبه‌ی دوم، «اولیس» نوشته‌ی جیمز جویس قرار دارد و «اودیسه و ایلیاد» اثر هومر سومین کتاب محبوب از نگاه نویسندگان فرانسوی است.

«شاهزاده‌ی کلوس» نوشته‌ی مادام لافایت که اولین رمان تاریخی ادبیات فرانسه محسوب می‌شود، رتبه چهارم را در اختیار دارد. این رمان 331 سال پیش در سال 1678 منتشر شد و یکی از اولین رمان‌هایی است که در جهان منتشر شده است.

به گزارش روزنامه گاردین، «خشم و هیاهو» و «ابشالوم، ابشالوم» هردو از ویلیام فاکنر در رتبه‌های پنجم و ششم ایستاده‌اند.

از دیگر کتاب‌های برجسته‌ای که دراین فهرست دیده می‌شوند می‌توان به «دون کیشوت» اثر میگوئل دی‌سروانتس، «داستان‌ها» اثر «بورخس»، «ژورنال» اثر فرانس کافکا، «برادران کارامازوف» اثر داستایوفسکی، «آنا کارنینا» نوشته‌ی لئو تولستوی و «کمدی الهی» اثر دانته اشاره کرد.

هم‌چنین در میان نویسندگانی که بیشترین کتاب‌ها از آنها نام برده شده است،‌ مارسل پروست در رتبه‌ اول است، ویلیام فاکنر، گوستاو فلوبر، داستایوفسکی، ویرجینا وولف، جیمز جویس و فرانتس کافکا در رتبه‌های بعدی دیده می‌شوند.

................ تجربه‌ی زندگی دوباره ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...