بخش کودک کتابخانه‌های تهران 33هزارنفر عضو دارد.

به گزارش ایبنا نخستین دوره جشنواره منطقه‌ای قصه‌گویی نهاد کتابخانه‌های عمومی کشور به میزبانی اداره کل کتابخانه‌های عمومی استان تهران صبح امروز(شنبه‌۶بهمن ماه) با حضور علی نیکنام؛ مدیرکل اداره کتابخانه‌های عمومی استان تهران و مهدی آشتیانی؛ مدیر کل امور فرهنگی نهاد کتابخانه‌های عمومی کشور در کتابخانه عمومی «محقق حلی» برگزار شد.  

علی نیکنام با اشاره به توجه نهاد کتابخانه‌های عمومی کشور به ایجاد بخش ویژه کودک و قصه‌گویی در کتابخانه‌های عمومی بیان کرد: بیش از ۹۵ درصد کتابخانه‌های عمومی استان تهران دارای بخش کودک است و ۳۳ هزار نفر عضو از این بخش استفاده می‌کنند. انواع قصه‌گویی قرآنی، مثنوی و شاهنامه در کتابخانه‌های عمومی از سوی کتابداران روایت می‌شود.

برگزاری 760 برنامه قصه‌گویی طی یک ماه گذشته در کتابخانه‌های عمومی استان تهران
مدیرکل اداره کتابخانه‌های عمومی استان تهران بیان کرد: ۷۶۰ برنامه قصه‌گویی طی ماه گذشته در کتابخانه‌های عمومی برگزار شده است. برگزاری نخستین دوره جشنواره قصه‌گویی نیز با حضور و استقبال برترین کتابداران قصه‌گو طی امروز و فردا برگزار می‌شود.

نیکنام ادامه داد: نخستین مرحله جشنواره با حضور ۱۶۸ نفر از کتابداران برگزار شد و‌ از این تعداد ۳۶ نفر به مرحله دوم راه پیدا کردند. هیات داوران در نهایت ۶ کتابدار برتر قصه‌گو را به‌عنوان برگزیده معرفی می‌کنند. ایجاد نشاط بین کتابداران و ارزیابی توانمندی آن‌ها از اهداف اصلی این جشنواره است.

وی همچنین از خرید یک میلیارد و 200میلیون تومان کتاب برای تجهیز بخش کودک کتابخانه‌های عمومی خبر داد.

اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...