ترجمه‌ای دیگر از رمان «کلمه‌های آبی تیره» [Words in deep blue] اثر کت کرولی [Cath Crowley] توسط آموت وارد بازار کتاب شد.

به گزارش کتاب نیوز به نقل از آنا، رمان «کلمه‌های آبی تیره» با ترجمه نفیسه حسن‌زاده از سوی انتشارات نشر آموت به بازار کتاب عرضه شده است.

این رمان، یک داستان عاشقانه است. داستان یک کتاب‌فروشی به اسم هاولینگ، که خوانندگان برای غریبه‌ها، معشوقه‌شان و شاعران نامه می‌نویسند. این داستان هنری و ریچل هم هست؛ قبل از اینکه ریچل به شهری در کنار دریا سفر کند آن‌ها بهترین دوست همدیگر بودند. حالا ریچل دوباره به شهر برگشته است و در کنارش در کتاب‌فروشی کار می‌کند. غم بزرگی دارد. چند ماه پیش برادرش غرق شده است و ...

منتقدان معتقدند: «خواندن کلمه‌های آبی تیره احساسی شبیه یک رقص آرام، یا عاشق شدن، یا شنا کردن در اقیانوس در یک روز بارانی دارد. این کتاب یک یادآوری خیره‌کننده در مورد قدرت کلمه‌ها، کتاب‌ها و داستان‌هاست که قلب شما را پر و سنگین و در عین حال گرسنه و مشتاق برای چیزی بیشتر نگه می‌دارد. کت کرولی جادویی است».

کت کرولی متولد سال ۱۹۷۱ در شهر ملبورن استرالیا است. او نویسنده داستان‌های نوجوانان است که کتاب‌هایش در استرالیا و کشورهای بسیاری منتشر شده است. کتاب‌های او عبارتند از: «کلمه‌های آبی تیره» (۲۰۱۶)، «ماه گرافیتی» (۲۰۱۱)، «تعقیب چارلی داسکین» (۲۰۰۵) و سه‌گانه «گریس فالترین» (۲۰۰۴). «نگاهی به سه دختر»، آخرین کتاب مشترک او با فیونا وود و سیمون هاول، در سپتامبر ۲۰۱۷ منتشر شده است.

این کتاب برنده جایزه ادبی ایندی در سال ۲۰۱۷، جایزه اینکی سال ۲۰۱۷ و جایزه ادبیات نخست‌وزیر در سال ۲۰۱۷ شده است.

نخستین چاپ رمان «کلمه‌های آبی‌ تیره» در قطع رقعی، ۳۲۸ صفحه و به قیمت ۴۱ هزار تومان از سوی نشر آموت به چاپ رسیده است.

[این رمان پیش از این تحت عنوان «واژه‌هایی در اعماق آبی دریا» با ترجمه‌ زهرا جهانفریان و توسط کتاب کوله پشتی‏‫ منتشر شده بود.]

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...