کتاب «خط بنایی؛ تعریف، تقسیم، تعلیم، تحلیلی» نوشته حمیدرضا کشاورزی میاندشتی، ازسوی انتشارات آرما روانه بازار کتاب شد.

خط بنایی؛ تعریف، تقسیم، تعلیم، تحلیل
به گزارش خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) در اصفهان، خوشنویسی در بین هنرهای اسلامی از ارزش ویژه‌ای برخوردار است. از این‌ رو جایگاه خاصی در آثار گوناگون، به‌ویژه در تزیین بناهای مذهبی دارد. «خط بنایی؛ تعریف، تقسیم، تعلیم، تحلیلی» به‌واسطه انطباق با آجر به سبب راست‌گوشه بودن همواره از قدیم در تزیین بناها استفاده شده است.

حمیدرضا کشاورزی میاندشتی، نویسنده کتاب «خط بنایی؛ تعریف، تقسیم، تعلیم، تحلیلی» در این رابطه گفت: این خط یک هنر ترسیمی اسلامی برگرفته از خط کوفی و نقوش معقلی است که بر زیرنقش‌های مختلف هندسی، به‌ویژه مربع، با رعایت تناسب فضای سیاه‌وسفید و در یک چارچوب معین طراحی و ترسیم می‌شود. این امر باعث شده تا گونه‌های متعدد بر اساس شیوه‌های مختلف طراحی و روش‌های اجرایی در این خط به وجود آید.

وی ادامه داد: تقسیم‌بندی‌هایی که درباره این خط صورت گرفته، عموماً ناقص و دربردارنده همه ابعاد این خط نیست. این کتاب با استفاده از روش توصیفی تحلیلی و توسعه‌ای، با جمع‌آوری اطلاعات و مشاهدات میدانی سعی داشته به پیوند بین شیوه طراحی و روش‌های اجرایی در کتیبه‌های کوفیِ بنایی (معقلی) برخی بناهای اسلامی بپردازد. در این پژوهش، با توجه به ارزش مشاهدات، سعی شده برای تبیین مراحل بصری از روش «نگاشت ادراکی» که روشی مرسوم در تحقیقات بصری است، استفاده شود.

کتاب «خط بنایی؛ تعریف، تقسیم، تعلیم، تحلیلی» نوشته حمیدرضا کشاورزی میاندشتی در ۳۹۲ صفحه در قطع رحلی به‌صورت دوزبانه و با قیمت 380هزار تومان منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...