به گزارش ایبنا، کتاب «حسین علی، درود خداوند بر او»، اثر محمدحسین مهدوی مؤید، در 641 صفحه، شمارگان 1100 جلد و با بهای 55 هزار ریال از سوی انتشارات سازمان تبلیغات اسلامی منتشر شده است.

صبر و استقامت امام حسین(ع) و یارانش در روز عاشورا سال‌هاست که بهانه‌ای برای دلگرمی‌های شاعران شیعی است. این عشق بی چرا که نظم و نثرهای زیبا و دردمندانه‌ای را به همراه داشته است، زینت‌بخش ادبیات و تسلابخش دل‌هایی است که در سوز و گداز عاشورا می‌سوزند.

مهدوی موید که به گفته خودش در مجالس روضه اباعبدالله(ع) با دعا، مفاتیح و لالایی آمیخته و با گریه‌های شبانه پدر و مادر پرورش یافته از شاعران چیره قلبی است که آثار ارزشمندش علاوه بر حسن، به زیور تولای اهل بیت (ع) آراسته است و مقبول طبع صاحب‌نظران است.

موید در کتاب «حسین علی» در قالب 128 فصل کوتاه به روایت واقعه عاشورا می‌پردازد. کتاب از حرکت امام از مدینه آغاز می‌شود و با شهادت حضرت ابا عبدالله الحسین(ع) به پایان می‌رسد. کتاب «حسین علی» در مقایسه با کتاب‌های دیگر در این زمینه دارای ویژگی‌های منحصر به فرد زیادی است. مهم‌ترین ویژگی کتاب مستند بودن روایات آن است. در عین حال که از لحاظ ادبی اثری ارزشمند و قوی است ولی از لحاظ روایات تاریخی نیز متکی بر منابع متعدد است و در پایان هر فصل از این منابع نام برده شده است.

ویژگی دیگر کتاب حسین علی، نثر منحصر به فرد آن است که در آن کمتر از لغات عربی استفاده شده است و جایگزین‌های مناسب برای لغات و عبارات عربی در نظر گرفته شده و ترجمه‌ای جدید از احادیث و روایات ارائه شده، همچنین در بعضی از فصل‌های کتاب شعرهایی در رثای سالار شهیدان و یارانشان آورده شده است.

این نوشتار مقتلی است که به زبان فارسی سره نوشته شده، از این‌رو مخاطب با زبانی اصیل روبه‌رو است که تهی از کلمات بیگانه است. نثر کتاب بسیار شاعرانه و به شعر نزدیک است و مؤلف در گفتار شاعرانه و به شیوه خویش به صحبت با امام حسین(ع) می‌پردازد.

«حسین علی» بر گفتار اولياء و راويان و محدثان تا تاريخ نگاران و... استناد کرده است که مراجع معتبر محسوب می‌شوند، قرآن مجيد، سخن پيشوايان معصوم، بصائرالدرجات الكبری (محمدحسين الصفار)، نقل علی مهزيار اهوازی(رجال طوسی)، محمدبن احمدبن عجلی كوفی، طبقات ابن سعد، تاريخ طبری، بحارالانوار، اختيار معرفه الرجال الكشی، فرائدالمسمطين، مفاتيح الجنان، شرح نهج‌البلاغه، اخبار الطوال و ده‌ها كتاب روايت و حديث و اخبار و تاريخ و مقتل نوشته اهل تسنن و شيعيان عالم، برخی از این مراجع هستند.

مؤید در لایه باطنی‌تر این کتاب به معجزه الهی اشاره می‌کند و معتقد است كه حسين(ع)، خود زبان است و هستی در آن ماوا دارد. او زبان گفت‌وگوی انسان با خدا و مهم‌تر از آن زبان گفت‌وگوی خدا با انسان است. پس اتفاقی يا شاعرانه نيست اگر گفته شود كه او با هر كس به زبان خود آنها سخن می‌گويد (به زبان هفتاد و دو ملت) و اين معجزه ای الهی است و درخشان‌ترین وجه كتاب حسين علی، همين حقيقت است.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...