صنعت کتاب سوئد در حال افزایش فزایند دیجیتالی شدن است، مشابه آنچه در حوزه موسیقی رخ داده است. درآمد حاصل از فروش کتاب‌های چاپی به صورت فیزیکی در سالهای اخیر رو به کاهش بوده و این در حالی است که فروش از طریق کتابفروشی‌های آنلاین رو به افزایش است.

از سال ۲۰۱۷ میلادی تقریبا ۲۷٪ درآمد فروش ناشران سوئدی از فروشگاه‌های فیزیکی حاصل شده است، که نسبت به سال گذشته ۳٪ کاهش داشته و در مقابل فروش آنلاین ۱٪ رشد داشته است.
اگرچه تعداد نسخه‌های جدید از کتاب‌های الکترونیکی طی سه سال تقریبا ۲ برابر شده است اما سوئدی‌ها هنوز هم ترجیح می‌دهند کتاب چاپی بخوانند.
طی نظرسنجی که در سال ۲۰۱۷ میلادی انجام شده است، بیش از یک سوم از پاسخ‌دهندگان سوئدی روزانه کتاب می‌خوانند و از این جمعیت تنها ۴٪ از افراد مورد بررسی ترجیح می‌دهند که به کتاب صوتی گوش دهند و تنها ۲٪ از افراد مصاحبه شونده بطور روزانه از کتاب الکترونیکی استفاده می‌کنند.

بازار کتاب سوئد تحت تسلط بونیِرفورلاگن (Bonnierforlagen) قرار دارد، شرکت سوئدی که در گروه بانییر است و در سال ۲۰۱۴ گروه انتشاراتی بین المللی را تاسیس کرد و گردش مالی تقریبا ۱ میلیارد کرون سوئدی را به وجود آورد.
بونیر با انتشار ۲۰۰ عنوان کتاب کودک و نوجوان در سال ۲۰۱۶ میلادی که از مهمترین و پرطرفدارترین ژانرهای کتاب در سوئد به شمار می‌رود توانست مقام اول این رسته را در آن سال از آن خود کند.

عادات خواندن
میانگین زمان مطالعه کتاب در روز ۲۵ دقیقه
سهم مطالعه هفتگی سوئدی‌ها ۳۳/۸٪
سهم مطالعه روزانه کودکان ۶۱٪

کتابهای داستان
تعداد کتابهای داستانی فروخته شده ۱۰.۹۵ میلیون
درآمد فروش ناشران از کتابهای داستان ۷۵۹.۴ میلیون کرون
بیشترین فرمت فروخته شده: کتاب چاپی

کتابهای کودک و نوجوان
تعداد کتابهای کودک و نوجوان فروخته شده ۴.۱ میلیون
درآمد فروش ناشران از کتابهای کودک و نوجوان ۴۰۰ میلیون کرون
بیشترین فرمت فروخته شده: کتاب چاپی

کتابهای غیر داستانی
تعداد کتابهای غیرداستانی فروخته شده ۴.۷۶ میلیون
درآمد فروش ناشران از کتابهای غیرداستانی ۷۰۳ میلیون کرون
بیشترین فرمت فروخته شده : کتاب چاپی

بیشتر بخوانید: www.jalise.ir

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...