سه اثر تصویرگری کتاب‌های کانون با عنوان‌های «شاید این کتاب منفجر شود»، «یک آدم نقاشی کن» و «عروسک نخی» در مرحله اول مسابقه‌ تصویرگری بلگراد پذیرفته شد.

به گزارش اداره‌کل روابط عمومی و امور بین‌الملل کانون، تصویرگری کتاب شاید این کتاب منفجر شود اثر سمانه صلواتی است و یک آدم نقاشی کن را میترا عبداللهی و عروسک نخی را محبوبه یزدانی تصویرگری کرده‌اند.

مسابقه تصویرگری بلگراد به‌صورت دوسالانه از سوی انجمن طراحان و هنرمندان کشور صربستان برگزار و انواع تصویرگری از قبیل تصویرگری کتاب، مجله، روزنامه، انیمیشن و سایر رسانه‌های الکترونیکی را شامل می‌شود.

این دوره از مسابقه تصویرگری بلگراد مصادف با پنجاهمین دوره مداد طلایی و پانزدهمین دوره مسابقه دوسالانه تصویرگری در سال ۲۰۱۹ است که با حضور بسیاری از تصویرگران از سراسر جهان برپا خواهد شد.

این مسابقه دو مرحله دارد که در مرحله اول تصویرگران یا ناشران، فایل دیجیتال کارهای خود را از طریق ایمیل برای مسابقه ارسال می‌کنند و پس از بررسی از سوی هیات داوران تعدادی از آثار انتخاب می شوند که وارد کاتالوگ دوسالانه بلگراد خواهند شد.

در ادامه، آثار انتخاب شده باید به صورت پرینت و یا نسخه اصلی برای مسابقه ارسال شود که در این مرحله انتخاب نهایی انجام می‌شود و برندگان نهایی انتخاب خواهند شد.

 جوایز این مرحله شامل جایزه بزرگ بلگراد، سه مداد طلا و سه پلاک طلا است و به تمامی آثار انتخاب شده لوح قدردانی اهدا ‌می‌شود.

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...