کتاب «آداب معاشرت و اخلاق اجتماعی»، ‌بیست و یکمین اثر مربوط به مجموعه «امام خمینی(ه) و مفاهیم اخلاقی» است که به قلم محمد باقری، تالیف و توسط انتشارات عروج؛‌ وابسته به موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی(ره) راهی بازار نشر شده است.

به گزارش ایبنا، چهره قدرتمند سیاسی امام خمینی(ره) مانند حجابی، مانع از آشکار شدن دیگر ابعاد امام(ره) از جمله بعد اخلاقی و عرفانی ایشان شده است. به همین دلیل موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی(ه) مدتی است به انتشار کتاب‌هایی درباره اخلاق و سیره ایشان در مجموعه‌ای با نام «امام خمینی و مفاهیم اخلاقی» می‌پردازد. «آداب معاشرت و اخلاق اجتماعی» بیست و یکمین کتاب از این مجموعه است.

محمد باقری نویسنده کتاب آداب معاشرت و اخلاق اجتماعی، تلاش می‌کند ابتدا به تعریف ادب از دیدگاه آیات و روایات پرداخته، پس از آن نمود عملی ادب را در زندگی فری و اجتماعی
امام خمینی(ره) با بیان مثال‌هایی شرح دهد. حاصل کار او در سه بخش کلیات، آداب فردی و آداب اجتماعی و در 113 صفحه پیش روی مخاطبان قرار گرفته است.

بخش نخست این کتاب در جست‌وجوی ادب در کلام‌الله و روایات به این سخن پیامبر اکرم(ص) می‌رسد که : «قرآن جای ادب خداست، پس تا می‌توانید ادب آن را یاد بگیرید.» در ادامه، در اهمیت آداب از قول امام خمینی(ره) می‌نویسد: «اگر در دبیرستان‌های ما که جوان‌ها می‌روند تهذیب در کار نباشد، ادب اسلامی در کار نباشد و در دانشگاه، اسلام نباشد و از علوم اسلام و از احکام اسلام خبری نباشد، رو به زوالیم، یعنی هم اسلام به باد می‌رود و هم کشور.»

پاکی و آراستگی، آداب راه رفتن، آداب سفر، ‌نظم،‌ حسن خلق،‌ گذشت،‌ فروتنی و محبت از جمله آداب فردی‌اند که بخش دوم کتاب به بیان آنها در سیره عملی امام خمینی(ره) می‌پردازد. در قسمتی از این بخش، امام خمینی(ره)
رمز موفقیت و پیروزی انقلاب را حسن خلق دانسته، می‌فرماید: «برادرها! رفتار اسلامی‌تان را حفظ کنید. ما با رفتار اسلامی و با حفظ نهضت و با پیشبرد نهضت و توجه به اینکه خدای تبارک و تعالی ما را با رفتار و اخلاق اسلامی تایید می‌کند،‌ این قدرتی را که من و شما را به پیروزی رسانده است، حفظ کنید. این قدرت خدایی را، این قدرت لایزال الهی را که با شما تا حالا با عنایت بزرگ خودش رفتار کرده است، با قصدهای خالصتان، با تصمیم بر اینکه برای خدا نهضت را پیش ببرید، حفظ کنید. مادامی که این معنا را حفظ کردید، خدا با شماست»

سلام از نشانه‌های تواضع است و مانع ایجاد حس تکبر در انسان می‌شود. بخش سوم کتاب با این مقدمه، به بیان آداب اجتماعی از جمله سلام، ‌برخورد با همسر و فرزندان، دوستی،‌ تحصیل، برخورد با همسایه، برخورد با مخالفان و مردم‌داری پرداخته، اهمیت این آداب را با بیان نمونه‌هایی از سیره عملی امام خمینی(ره) توضیح می‌دهد. در بخشی از آداب رفتار با زیردستان، از قول
امام خمینی(ره) خطاب به مسوولان می‌خوانیم: «مبادا یک وقتی در ضمن اینکه شما خدمت می‌کنید، یک درشتی‌ای باشد که خدمت شما را در خودش محو کند. باید اخلاق اسلامی و آداب اسلامی درست مراعات بشود، همانطور که شیوه ائمه ما و اولیای خدا و انبیای خدا بوده است که خودشان را خدمتگزار مردم می‌دیدند و با حسن معاشرت و با رفتار الهی رفتار می‌کردند.»

کتاب «آداب معاشرت و اخلاق اجتماعی» با شمارگان 5000 نسخه و بهای 17000 ریال، توسط نشر عروج، وابسته به موسسه تنظیم و نشر آثار
امام خمینی(ره) منتشر و روانه بازار نشر شده است.

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...