وی با بررسی نظام حکومتی آمریکا به این نتیجه رسیده بود که رژیم دموکراسی برای فرانسه مناسب نیست. او که از خانواده‌ای سلطنت‌طلب بود تمایل داشت که در کشور قدرت استواری حاکم باشد، ولی این قدرت با عدم تمرکز تعدیل شود... چپ‌گرایانی که فقط در فکر تقلید از "نیاکان بزرگ"اند و سخنرانی‌هایشان جز سرقت‌های ادبی ناشیانه از سخنرانی‌های روبسپیر و لوئی دو سن ژوست نیست.

خاطرات توکویل[Souvenirs]. این اثر آلکسی شارل کلرل دوتوکویل(1) (1805-1859)، تاریخ‌نویس و سیاستمدار فرانسوی، که تألیف آن در سال‌های 1850-1851 بلافاصله پس از وقایعی که در آن گزارش صورت گرفته و در 1893 انتشار یافته است، ظاهراً برداشتی مستقیم از وقایع زنده است. نویسنده این خاطرات مردی در کمال پختگی است و احساسات او هنوز حرارت خود را از دست نداده و وقایع هنوز رنگ نباخته است. با این حال سیاستمداری که سخن می‌گوید بسیار بصیر و زیرک است. به همین سبب و با وجود نزدیکی وقایعی که از آنها سخن رفته است، خاطرات توکویل سرشار از داوری‌های ناشی از فراستی شایان تحسین است.

خاطرات توکویل[Souvenirs]

از این‌جاست که خواننده تأسف می‌خورد که چرا این خاطرات وقایع مربوط به مدت زمان بسیار کوتاهی را در بر می‌گیرد. این مدت کمی بیش از یک سال، یعنی از فوریه سال 1848 تا اکتبر سال 1849، است. در همین تاریخ بود که توکویل از وزارت امور خارجه استعفا کرد. توکویل در 1848 که تقریباً چهل ساله بود، کتاب دموکراسی در آمریکا را نوشته بود. وی با بررسی نظام حکومتی آمریکا به این نتیجه رسیده بود که رژیم دموکراسی برای فرانسه مناسب نیست. او که از خانواده‌ای سلطنت‌طلب بود تمایل داشت که در کشور قدرت استواری حاکم باشد، ولی این قدرت با عدم تمرکز تعدیل شود. اما از همان سال 1830 دریافت که انقطاع 1789 چاره‌ناپذیر است و آینده چه او بخواهد و چه نخواهد، از آن افکار آزادی‌خواهانه است.

از ژانویه سال 1848 وی در مجلس انقلاب قریب‌الوقوعی را پیش‌بینی کرد: او می‌توانست به موقع "لوئی فیلیپ" را آگاه کند. اما پادشاه، که وی یک‌بار موفق به دیدار او شد، حتی مجال سخن گفتن به او نداد. سال 1848، که وی درباره روزهای توفانی آن با ذوق و استعداد خاص نویسندگان خاطرات روزانه سخن می‌گوید و حوادث غم‌انگیز یا مضحک آن را روایت می‌کند، در نظر او تأییدی بر سال‌های 1830 و 1789 است. تردید ندارد که موضوع عبارت از نخستین تجلی سوسیالیسم است. حتی حق مالکیت ممکن است مورد تجدید نظر قرار گیرد و برای دفاع از این حق هرگز نباید به انتظار محافظه‌کاران نشست؛ محافظه‌کارانی که سخت متحیرند و نمی‌توانند خود را با شرایط موقعیتی کاملاً جدید سازگار کنند. «سیاستمدارانی که همه در امور مملکتی در میان حرکت منظم و محدود آزادی قانونی پرورش یافته بودند و انقلاب بزرگی آنها را غافلگیر کرده بود شبیه به کشتی‌رانانی بودند که هرگز جز در رودها کشتی نرانده بودند و ناگهان خود را در میانه دریا یافته بودند.» توکویل احساس می‌کند که باید دست به کار شود. با انتخاب شدن به نمایندگی مجلس برای او امکانی فراهم می‌آید تا از معاصران خود تصویرهایی به دست بدهد که آگاهی از آنها برای هرکسی که بخواهد با رسوم و اخلاق سیاسی جمهوری دوم آشنایی دقیق پیدا کند ضروری است: چپ‌گرایانی که فقط در فکر تقلید از "نیاکان بزرگ"اند و سخنرانی‌هایشان جز سرقت‌های ادبی ناشیانه از سخنرانی‌های روبسپیر و لوئی دو سن ژوست(2) نیست و «لامارتین» که توکویل نسبت به او بسیار سخت‌گیر است و او را متهم می‌کند که فقط برای تفریح خود حاضر است دنیا را زیر و رو کند. بخش پایانی این خاطرات جالب توجه‌ترین قسمت آن برای تاریخ‌نویسان است. توکویل که وزیر امور خارجه شاهزاده رئیس‌جمهور شده بود، منظره‌ای از سیاست کلی اروپا رد 1849 ترسیم می‌کند. از ناپلئون سوم، که توکویل از او برید، چهره معتدلی به دست می‌دهد و فضایل روحی امپراتور آینده را می‌ستاید، اما نشان می‌دهد که رویاهای بزرگ ناپلئون بوناپارت بر اندیشه ضعیف او سایه افکنده بود.

این کتاب هم از نظر تاریخ خصوصی و هم از منظر تاریخ عمومی حائز اهمیت است. توکویل هنگامی که به توصیف معاصران خود می‌پردازد، استعداد هجانویسی بسیار بی‌رحمی از خود نشان می‌دهد؛ بی‌شک به سبب شدت همین تصویرها و توصیف‌ها بود که این خاطرات تا مدت‌ها بعد از مرگ نویسنده آن انتشار نیافت. با این کتاب نویسنده فیلسوفی را که کتاب‌های دموکراسی در امریکا و رژیم پیشین و انقلاب را نیز نوشته است بهتر می‌توان شناخت: توکویل لیبرال است، ولی لیبرالیسم او ابداً بر پایه شور و احساسات بنا نشده است. او معتقد است که باید دموکراسی را به حساب آورد، با این حال اصل اشرافی او از خودنمایی بازنمی‌ماند. از این‌جاست که او نفرت شدید خود را نسبت به سوسیالیست‌ها نشان می‌دهد و از وقایع روزهای ژوئن احساس رضایت می‌کند. از هیچ چیز به اندازه حکومت طبقات متوسط (حکومتی که از سال 1830 به قدرت رسید) متنفر نیست و آن را "حکومت عاری از فضیلت و عظمت" می‌داند. سقوط دموکراسی را پیش‌بینی می‌کند و می‌گوید: «اگر انقلابی بزرگ می‌تواند در کشوری آزادی به وجود بیاورد چندین انقلاب پی‌ در پی نیز می‌توانند همه آزادی‌های اصولی را مدت درازی در آنجا غیرممکن سازند.» بنابراین، از این‌که ناپلئون سوم ناگهان قدرت را قبضه می‌کند متعجب نمی‌شود. اما در مقابل او از یک رژیم جمهوری که برای توفیق آن نیز امیدی نمی‌بیند دفاع می‌کند. تناقض‌هایی که در کتاب دیده می‌شود همه به نویسنده آن، که یکی از بصیرترین نویسندگان قرن نوزدهم است، مربوط نیست؛ بلکه بیشتر مربوط به تحولات آن دوره است.

چنین است که این خاطرات مفهوم کلی‌تری پیدا می‌کند، هرچند شخصیت نویسنده آن برای ارزشمند بودن کتاب کافی به نظر می‌رسد.

محمود محمودی. فرهنگ آثار. سروش

1.Alexis Charles Clerel de Tocqueville 2.Saint-Just 

................ تجربه‌ی زندگی دوباره ...............

در نقش پدر دوقلوها ... فیلمنامه‌ی این اثر اقتباسی بومی شده از رمان اریش کستنر است... هنرنمایی مرحوم ناصر چشم آذر در مقام نویسنده‌ی ترانه‌های متن... دغدغه‌های ذهنی خانواده‌ها و روش حل مساله به سبک ایرانی؛ مخصوصا حضور پررنگ مادربزرگ بچه‌ها در داستان، از تفاوت‌های مثبت فیلمنامه با رمان مبدا است... استفاده‌ی به‌جا و جذاب کارگردان از ترانه‌های کودکانه در پرورش شخصیت آهنگساز ایرانی از دیگر نقاط قوت اقتباس پوراحمد است ...
حتی اندکی نظرمان را در مورد پسر ولنگار داستان که روابطی نامتعارف و از سر منفعت با زنان اطرافش دارد، تغییر نمی‌دهد... دورانی که دانشجویان در پی یافتن اتوپیا روانه شهرهای مختلف می‌شدند و «دانشجو بودن» را فضیلتی بزرگ می‌شمردند. دورانی که تخطی از ابرساختارهای فرهنگی مسلط بر روابط بین جنس مخالف تقبیح می‌شد و زیرپوست شهر نوعی دیگر از زیستن جاری بود... در مواجهه با این رمان با پدیده‌‌ی تمام‌‌عیار اجتماعی روبه‌رو هستیم ...
حتی ناسزاهایی که بر زبان او جاری می‌شود از کتاب‌هایی می‌آید که خواندن‌شان برای کودکی هفت‌ساله دشوار است... معلم سرخانه‌ی او، نویسنده‌ای است که از فعالیت‌های روشنفکری سرخورده شده و در کلام او می‌توان رگه‌هایی از تفکر یک اصلاح طلبِ ناامید از بهبود اوضاع را مشاهده کرد... توی کتاب‌ها هیچ‌چیزی درباره‌ی امروز نیست، فقط گذشته است و آینده. یکی از بزرگ‌ترین نواقص کتاب‌ها همین است. یکی باید کتابی اختراع کند که همان موقع خواندن، به آدم بگوید در همین لحظه چه اتفاقی دارد می‌افتد ...
داستان عصیان و سرکشی است. عصیان انسانی که مقهور یک سیستم سرکوبگر شده و این سیستم، هیولاوار، همه‌چیز او را بلعیده. انسانیتش را، معیارها، علایق، اهداف و حتی خاطرات او را مصادره کرده و حالا از او چیزی نمانده جز یک تفاله ترس‌خورده... مک‌مورفیِ رند، شوخ و قمارباز یک‌تنه ایستاده است و قصدش تغییر سیستم سرکوبگر است... برای کفری‌کردن آدم‌های رذلی که می‌خواهند همه‌چیز را از آنچه هست، برایت سخت‌تر کنند، راهی بهتر از این نیست که وانمود کنی از هیچ‌چیز دلخور نیستی ...
ویلیام بندلر مثل خیلی از مفسران اروپایی که ریشه هر ژانر امروزی را اگر نتوانستند در یونان باستان پیدا کنند، به کتاب مقدس مسیحیان ربط می‌دهند، ریشه داستان‌نویسی جاسوسی را هم به فصل دو از کتاب یوشع انجیل برمی‌گرداند... MI6 بزرگ‌ترین بنگاه تولید نویسندگان بزرگ در ژانر جاسوسی است... تالکین با آن داستان‌های اسطوره‌ای غریب، به‌دلیل همین مهارت‌هایی که در امر اسطوره‌شناسی و زبان‌شناسی داشت، توسط نیروهای امنیتی انگلستان به همکاری دعوت شد. ...