تاریخ بختیاری (یا خلاصة الاعصار فی تاریخ البختیار). کتابی درباره تاریخ ایل بختیاری و سکونت‌گاه آنان به فارسی. در 1327 "عبدالحسین خان سپهر" ملقب به لسان السلطنه و ملک المورخین به فرمان "علیقلی بختیاری سردار اسعد" وزیر جنگ و زیرنظر او تحریر کتاب را آغاز کرد.

بخش اعظم این اثر نوشته اوست اما مجموعا چهارده تن در تحریر و تدوین و ترجمه برخی از منابع آن نقش داشته‌اند که در فصول کتاب نام‌شان ذکر شده است. سردار اسعد شخصا در منابع جستجو می‌کرده و پس از بررسی و انتخاب فصول راجع به بختیاری‌ها مطالب را برای تحریر یا ترجمه در اختیار تحریرکنندگان و مترجمان قرار می‌داده است. علاوه بر آن بخش‌هایی را برای سپهر تقریر می‌کرده و او آنها را عینا می‌نوشته و گاهی در پانویس توضیحاتی درباره مطالب نقل شده از منابع می‌افزوده است.

در تألیف "تاریخ بختیاری" افزون بر منابع معتبر از نوشته‌ها و خاطرات خارجیانی که به منطقه بختیاری رفته بوده‌اند با ذکر نام نویسنده و مترجم آنها استفاده شده که همین امر سبب تکرار برخی از مطالب شده است. از جمله این آثار است : "سفرنام لیرد" که نویسنده‌اش در 1258/1840 به منطقه بختیاری رفته و مدتی در آنجا زیسته بوده است. "سفرنامه بارون دو بد" به ترجمه سلطان محمد نائینی جهانگرد روسی که هم زمان با لیرد در میان بختیاری‌ها بوده است و "خاطرات سرتیپ هوتم شیندلر" صاحب منصب انگلیسی ترجمه علیرضابن محمدحسین بن کیخسروبن فتحعلی شاه.

نگارش "تاریخ بختیاری" حدود هفت سال طول کشید زیرا سردار اسعد برای معالجه چشم به اروپا سفر کرد و تألیف کتاب متوقف شد. در 1333 سلطان محمد نائینی به فرمان سردار اسعد کتاب را به پایان رساند.

"تاریخ بختیاری" دربردارنده اطلاعاتی وسیع و بی نظیر درباره تاریخ جغرافیای تاریخی، آداب و رسوم، باستان شناسی، ساختار ایلی مردم و سرزمین بختیاری است. نثر کتاب به طور کلی ساده و روان است اما یکدست نیست، زیرا برگرفته از منابع مختلف و با ترجمه‌های گوناگون است.

بخش اصلی کتاب نخستین بار میان سال‌های 1329 و 1331 در 541 صفحه با تصاویر و نقشه‌ای از منطقه بختیاری در قطع رحلی به طور ناقص چاپ سنگی شد. این چاپ دربردارنده آن بخش از تاریخ بختیاری بود که در 1327 و 1328 تألیف شده بود و سردار اسعد خود آن را دیده و تأیید کرده بود. این نسخه بدون تغییر در 1355/1315ش تجدید چاپ شد. قسمت دوم تاریخ بختیاری که از کوه رنگین تا رود کارون را دربرمی‌گیرد جداگانه به چاپ رسیده است، اما سردار اسعد که پیش از نابینا شدن این نسخه را خوانده بود دستور جمع آوری و سوزاندن آن را داد زیرا این قسمت را خلاف واقع و بی اعتبار می‌دانست. چاپ دیگری از تاریخ بختیاری در دست است که از ترجمه کتاب شش ماه در ایران تألیف "ادوارد استاک" صاحب منصب انگلیسی در حکومت هندوستان شروع می‌شود و وقایع کشته شدن ناصرالدین شاه و محاکمه "میرزا رضا کرمانی" را دربردارد و با یادداشت سردار اسعد درباره کتاب "تاریخ بختیاری" پایان می‌یابد.

"تاریخ بختیاری" مشتمل بر سه بخش مذکور در 1333 چاپ سنگی شد و در 1361ش با مقدمه "جواد صفی نژاد" و با فهرست های گوناگون در تهران چاپ افست گردید. در 1376ش نیز به کوشش "جمشید کیان فر" در تهران منتشر شد.

مهین فهیمی. دانشنامه جهان اسلام

انگیزه رضا از «سوار کردن» رویا اساساً رابطه جنسی نبود... می‌فهمیم که رضا مبلغ هنگفتی به رویا پرداخته و او را برای مدت یک ماه «کرایه» کرده... آن‌چه دستگیر خواننده می‌شود خشم و خشونت هولناکی است که رضا در بازجویی از رویا از خود نشان می‌دهد... وقتی فرمانده او را تحت فشار بیشتر قرار می‌دهد، رضا اقرار می‌کند که اطلاعات را منشی گردان به او داده... بیش از آن‌که برایش یک معشوقه باشد، یک مادر است ...
مأموران پلیس‌ نیمه‌شب وارد آپارتمان او شدند... در 28‌سالگی به مرگ با جوخه آتش محکوم شد... نیاز مُبرم به پول دغدغه ذهنی همیشگی شخصیت‌ها است... آدم بی‌کس‌وکاری که نفْسِ حیات را وظیفه طاقت‌فرسایی می‌داند. او عصبی، بی‌قرار، بدگمان، معذب، و ناتوان از مکالمه‌‌ای معقول است... زندگی را باید زیست، نه اینکه با رؤیابینی گذراند... خفّت و خواری او صرفا شمایل‌نگاری گیرایی از تباهی تدریجی یک مرد است ...
اگرچه زندان نقطه‌ی توقفی چهارساله در مسیر نویسندگی‌اش گذاشت اما هاول شور نوشتن را در خود زنده نگه داشت و پس از آزادی با قدرت مضاعفی به سراغ‌اش رفت... بورژوا زیستن در کشوری کمونیست موهبتی است که به او مجال دیدن دنیا از پایین را بخشیده است... نویسندگی از منظر او راهی است که شتاب و مطلق‌گرایی را برنمی‌تابد... اسیر سرخوردگی‌ها نمی‌شود و خطر طرد و شماتت مخاطبین را می‌پذیرد ...
تمام دکترهای خوب یا اعدام شده‌اند یا تبعید! دکتر خوب در مسکو نداریم... رهبر بزرگ با کالبدی بی جان و شلواری خیس در گوشه ای افتاده است... اعضای کمیته‌ی رهبری حزب مخصوصا «نیکیتا خروشچف» و «بریا» رئیس پلیس مخفی در حال دسیسه چینی برای جانشینی و یارگیری و زیرآب‌زنی... در حالی‌که هواپیمای حامل تیم ملی هاکی سقوط کرده است؛ پسر استالین و مدیر تیم‌های ملی می‌گوید: هیچ هواپیمایی سقوط نکرده! اصولا هواپیماهای شوروی سقوط نمی‌کنند... ...
تلفیق شیطنت‌های طنزآمیز و توضیحات داده شده، که گاهی خنده‌دارتر از آن هستند‌ که‌ درست باشند، اسنیکت را بلافاصله از نقش راوی سنتی و تعلیم دهنده‌ در اکثر کتاب‌های ادبیات کودکان کنار می‌گذارد... سانی می‌گوید‌: «گودو»! اسنیکت‌ این کلمه را این طور تفسیر می‌کند: «ما نه می‌دونیم کجا می‌خوایم‌ بریم‌ نه‌ می‌دونیم چه جوری باید بریم.» کلمه‌ی «گودو» ارجاعی است به نمایشنامه‌ی «در انتظار‌ گودو‌»... ...