به مناسبت گرامیداشت روز جهانی «بشردوستی» هوشنگ مرادی کرمانی به همراه گروه «سفیران صلح و دوستی» از پوستر «یادمان کودکان مدرسه شجره طیبه ۱۶۸#» در مرکز دیپلماسی عمومی وزارت امورخارجه رونمایی کردند.



به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایسنا؛ در این مراسم هوشنگ مرادی کرمانی در سخنانی گفت: داستان «پروانه» روایتی از جنایت جنگ‌هاست که بیشترین آسیب را بازماندگان تحمل می‌کنند. زندگی‌هایی ناتمام می‌ماند و ما نمی‌دانیم آنها که مانده‌اند نیز دیگر زندگی نمی‌کنند و شوک این از دست دادن ناگهانی، تمام عمر با آنهاست.

مرادی کرمانی در ادامه خاطره‌ای از زلزله بم را روایت کرد: «از خانواده هفت نفره، تنها پدر باقی مانده بود و هر روز در کوچه‌ها می‌گشت و کودکانش را صدا می‌زد...»

او سپس گفت: در داستان کوتاه «پروانه» نیز قهرمان داستان کودکی به نام «مینا» است که پدرش در جنگ نابینا شده و مینا مفهوم نابینایی را درک نمی‌کند و از پدر می‌خواهد که پروانه‌ای را برایش بگیرد...

در ادامه این مراسم، گروه «سفیران صلح و دوستی» با تشکر از اسماعیل بقایی اظهار کردند: در نظر داریم با همکاری وزارت امورخارجه این داستان را به ۵ زبان ترجمه و همزمان با روز جهانی صلح در ۳۰ شهریورماه به موزه سازمان ملل متحد ارسال کنیم تا جهان ببیند و بداند که کودکان میناب جاودانه‌اند و مانند مینای این داستان فقط از دنیا یک پروانه می‌خواستند اما دست جنایتکاران جنگی رویاهایشان را ربود و زندگی‌هایشان را ناتمام گذاشت. یاد کودکان میناب مانند پروانه‌ها تا همیشه زندگی جاودان خواهد بود.

روز جهانی بشردوستی هر ساله در ۱۹ آگوست برابر با ۲۸ مردادماه برگزار می‌شود.

داستان «پروانه» در کتاب «لبخند انار» هوشنگ مرادی کرمانی منتشر شده که به گفته این نویسنده به فضای این روزهای میناب نزدیک است.

................ هر روز با کتاب ...............

پرسش اصلی رمان صرفاً این نیست که آیا آرمان‌ها شکست خورده‌اند یا نه.پرسش عمیق‌تر این است: انسان پس از شکست آرمان‌ها چگونه می‌تواند همچنان معنا و هویت خود را حفظ کند؟... پاسخی که ابراهیم برمی‌گزیند، نه پیروزی است و نه تسلیم. او راهی دیگر را انتخاب می‌کند: پذیرفتن شکست تاریخی، بدون آنکه به خیانت، گریز از واقعیت یا انکار زندگی پناه ببرد ...
گویی انسان‌ها ترمزِ خود را از دست داده‌اند و آن کُدِ اخلاقی که نگهبان عقل سلیم بود، فروریخته است. در دنیای امروز، همه می‌خواهند فاشیست باشند؛ یعنی می‌خواهند نفرت، محورِ زندگی‌شان باشد... ما با گوشت و پوست خود احساس کردیم «دیگری» بودن چه معنایی دارد... نوشتن پاسخی است به بی‌عدالتی‌هایی که ما را احاطه کرده‌اند، و در عین حال، ستایشی است از زیبایی زندگی و شادی‌هایش ...
انسان‌ها با ترس، طمع، امید، حسرت و مقایسه زندگی می‌کنند و همین احساسات، حتی در آگاه‌ترین افراد، تصمیم‌های مالی را شکل می‌دهد. از این منظر، «روان‌شناسی پول» بیش از آنکه درباره پول باشد، کتابی درباره انسان معاصر و رابطه پرتنش او با مفهوم ثروت و دارایی است... اوزل به‌جای ارائه نسخه‌های مستقیم یا توصیه‌های دستوری، تجربه زندگی سرمایه‌گذاران، کارآفرینان، میلیاردرها و حتی افراد عادی را روایت می‌کند و از دل این داستان‌ها روایت خود را برمی‌سازد و بحث را به پیش می‌راند ...
جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...